تبليغاتX
خپلواکی - آزادی

بادرود به همه دوستان و رفقای حاضر در اين مراسم

و با درود به همه زنان و مردان انقلابي و کمونيست در گوشه و کنار جهان كه براي جهاني ديگر مبارزه مي کنند

و با درود به همه کمونيست ها و انقلابيون که براي جامعه اي آزاد و برابر، جامعه اي عاري از ستم و استثمار جان خود را باختند.

5 سال پيش در چنين روزي آغاز جنگي خانمان سوز براي مردم افغانستان بود. جنگي که هر دو طرف آن مرتجع ترين و عقب مانده ترين نيروهاي تاريخ قرار داشتند. و عجب اينکه هر دو عقب ماندگي شان در واژه زن فشرده و منعکس شد.

آن سو نيروهاي ارتجاعي مذهبي طالبان بود که روزي توسط آمريکا و دولت هاي منطقه بعنوان پشت جبهه دول غربي  در مقابل بلوک شرق بر سر مردم ما آوار شدند و بي رحمانه ترين و زن ستيزترين ورق هاي تاريخ ما را نوشتند. تاريخي که با واژه زن و سرکوب زنان تداعي مي شود. و طالبان بعنوان دست پرورده و آفريده سيا و دولت آمريکا  و دولتهاي مرتجع منطقه با سرکوب زنان و اعمال ستم و سرکوب قرون وسطي بر زنان در سراسر جهان شناخته شد.

اين سوي جنگ دولت بوش و دول متحد غربي اش بودند که پرچم دروغين آزادي زنان در افغانستان را براي بمباران مردم افغانستان بالا بردند. دولت بوش که خود نماينده بنيادگراترين نيروهاي مسيحي است و بيشتر از آن ورقي سياه در کتاب زنان آمريکاست.  اين مزاح تلخ تاريخ با زنان افغانستان بود.

امروز با بازنگري تاريخ چند دهه گذشته افغانستان مي بينيم که نه فقط اشغال افغانستان در پنج سال پيش با نام زنان افغانستان عجين شد بلکه تاريخ سه دهه گذشته با موقعييت سياسي اجتماعي زنان قابل فهم و درک است.

براي درک سه دهه گذشته اشغال امپرياليستي کشور و جنگهاي متعدد کافي است که موقعيت زنان افغانستان را بعنوان شاخصي مهم مورد ارزيابي قرار دهيم.

مگر نه اين است كه  اشغالگران روس نيز صحبت از ترقي و رهايي زنان کردند هنگامي که چند زن دست چين شده به دانشگاه رفتند و به مقامات دولتي نصب شدند. مگر امروز همين موضوع تکرار نشده است. چند زن دست چين شده ويترين تجاوز امپرياليستي شده اند.

خلاصه کنم تاريخ سه دهه گذشته نشان مي دهد که مرکز تحولات جامعه ما موقعيت زنان است حتي اگر ما جنبش قدرتمند زنان نداشته باشيم.

تاريخ سه دهه گذشته نشان مي دهد که چشم اسفنديار جامعه ما موقعيت زنان است، اسارت زنان اسارت مردم افغانستان است . حتي اگر نظام مردسالار و پدرسالار نمي گذارد که  روشنفکران ما، نيروهاي پيشرو و انقلابي اين  مسئله را آويزه ذهن و آگاهي خود و کل جامعه کنند.

پيشروي جامعه بسوي ترقي و جامعه اي آزاد ودمکراتيک بدون ذهنيت پيشرو ممکن نيست. و ذهنيت پيشرو، يعني ذهنيتي که مهمترين و حادترين حلقه تحولات جامعه را تشخيص دهد. آگاهي خود را به آگاهي جمعي ارتقا دهد و با اتکا به نيروهايي که منفعتي در درهم شکستن نظم موجود دارند همراه شود تا بتواند جامعه نوين را تحقق بخشد.

چه کساني امروز و ديروز و بيش از سه دهه سرزمين افغانستان برايشان جهنم بوده است؟ چه کساني قرباني تمامي اين تجاوزات و اشغالها بودند ؟ چه کساني تن شان و هويت شان مرکز تضادها و کشمکشها بوده است ؟ و چه کساني در عطش جامعه اي آزاد و برابر هستند؟

کشف اين موضوع چندان سخت نيست کمااينکه ديديم و مي بينيم که مرتجعين اين کسان را شناخته اند و با برگ آنان و بنام آنان به جنايات و تجاوزات خود مشروعيت مي بخشند.

بلي اين زنان هستند. زنان افغانستان اگرچه نيرو و انرژي شان همواره در بازي ها و عوامفريبي هاي مرتجعين و انقلابي نماها گرو گرفته شده است.

اما کماکان ذهنيتي آلوده به مردسالاري و پدر سالاري زنجير نيروهاي انقلابي و کمونيستي است زنجيري که نمي گذارد اهميت آزاد کردن انرژي اين نيروي تشنه رهايي را درک کنند و بي جهت نيست که آزادي و رهايي زنان در زيرنويس برنامه هاي اين نيروهاست. بي جهت نيست که ديرترين واکنش بر سر هزاران مورد قتل و سرکوب زنان از جانب اين نيروها نشان داده مي شود.

رفقا، دوستان انرژي زنان افغانستان در سه دهه گذشته مانند آتشفشاني است که در حال فعال شدن است چيزي نمانده است فقط کافي است حساسيت بيشتري داشته باشيم صداي کوه و ارتعاشات آن را بشنويم. به استقبال اين آتشفشان مذاب رويم و هرچه بيشتر تلاش کنيم تا محرک چنين آتشفشاني شويم آتشفشاني که  تمام نظم کهن را بهمراه همه مرتجعين مذهبي و غير مذهبي ذوب خواهد کرد و سرانجام تبديل به فسيل هايي که براي تاريخ شناسي مناسبند، خواهد کرد.

پيش بسوي تقويت مبارزات زنان

پيش بسوي رها کردن انرژي زنان

پيش بسوي خانه تکاني جدي در جنبش انقلابي وکمونيستي افغانستان در مورد مسئله زنان

 

سازمان زنان 8 مارس (ايراني- افغانستاني)- واحد فرانكفورت

7 اكتبر 2006 

 

متن مقاله "سازمان ..." که درمحفل "شب معلوماتی" 7 – اکتبر, به خوانش گرفته شد :

پنج سال اشغال!

پنج سال کشتاروويرانی امريکادرافغانستان !

   پنج سال ازآغازتجاوزنظامی قوای امپرياليست امريکابرافغانستان گذشت واشغال سرزمين مابدست قوای متحدين برهبری امريکا ادامه دارد.

   امريکارژيم طالبان راخلاف منافع استراتيژيک خودپنداشت ودرسطح بين المللی برضدآن به تبليغ پرداخت وبرای ازبين بردن آن تلاش ورزيد.

   ازآنجاکه برای هرامپرياليست منافع ذاتی اش مطرح ميباشد,لذادرکشورهای عقب مانده برای اين دستآوردخودبرنيروهای مرتجع وضدمردمی تکيه مينمايد .

   درافغانستان هم وقتی امريکامي خواست رژيم طالبان راازبين ببردبانيروهای شمال که دست کم درجنايت وآدم کشی ازطالبان نداشتند, متحدشدوجبهه ی وسيع ازنيروهای ضدمردم راتشکيل داده که تاامروزبرهبری امريکابرمردم افغانستان حکومت می کنند.

   دموکراسی وحکومت مردم ازطريق انتخابات واعاده ی امنيت وصلح دربرنامه ی فوری امريکابرای افغانستان شامل بود. بازسازی کشور, مبارزه عليه موادمخدر, بوجودآوردن قانون اساسی وبرسميت شناختن حقوق زنان واحترام به حقوق بشر, احياءمعارف وبهترنمودن شرايط زندگی مردم درساحات اقتصادی - اجتماعی آن همه وعده هائی بودندکه استقلال , تماميت ارضی وتمثيل اراده ی آزادمردم درتعيين نظام سياسی - اقتصادی رااکه امپرياليست هابرهبری امريکاهميشه ازآن دم می زنند, به گروگرفت وتوانست نيروهای سياسی وطيف های معين ازتسليم طلبان وخادمين خودرادراين خط بکارگمارد.

   امروزکه پنج سال ازاشغال افغانستان می گذردلازم است که يک نظرکوتاه برعملکردهای امريکاومتحدين آن درکشورماانداخته شودتامعلوم گرددکه براستی هم اعتمادبالای امپرياليست هاوتوقع داشتن ازآنهابرای حکومت برمردم تاچه اندازه کاری است بيجاوتلاشی است بی هدف .

   امريکابرای ازبين بردن طالبان درمدت يک ونيم ماه بطوروحشيانه 60 هزارانسان بيگناه رابه قتل رسانيدوشفاخانه ها, مکاتب وخانه های مسکونی راباخاک يکسان نمود. شدت اين عمليات نظامی راوقتی آدم به محاسبه گرفته مي تواندکه بفهمدکه تنها27 هزارپروازهوائی برای بمباران سرزمين ماازپايگاه های نظامی پاکستان که متحدامريکااست , به اجراء درآمدوتنها12 هزارنيروی اسيرطالبان درشمال درحضورقوای نظامی امريکادرکانتينرها, به قتل رسيدندوباقيمانده ی آنهابطورخيلی ظالمانه شکنجه شدندودرشرايط غيرانسانی درزندان هاتاهنوزنگهداری ميشوند .

   امريکاومتحدينش تنهادراين مدت پنج سال به مقدار8 ميلياردالررابرای اموراحياء وبازسازی به مصرف رسانيده که فيصدی زيادآن حيف وميل شده ؛ ولی به مقدار81 ميليارددالرامريکائی برای مقاصدنظامی به مصرف رسانده , پايگاه های نظامی درشمال, جنوب , شرق وغرب افغانستان برپانموده اندکه ازجمله پايگاه های نظامی شيندند,قندهار,کنرها,بگرام وپکتيامربوط امريکامی باشندوافغانستان راعملابه ساحات نفوذبين خودتقسيم نموده اندوباجنايت کاران جنگی , قاچاقچيان موادمخدرومتنفذين محل روابط وتفاهم دارندوبرای تاراج موادومنابع زيرزمينی , مصروف اند .

   درافغانستان يک قتل عام جريان دارد, قتل عام مردم بيگناه وغيرجنگی که به اثربمباردمان قوای نظامی امريکاومتحدين براه انداخته شده است . تنهادرماه های اخيردرقندهار , هلمند , ارزگان وزابل بيش ازسه هزارانسان بيگناه به قتل رسيده اندوبه تعدادبيشترازپنج هزارزخمی وده هاهزارانسان ازخانه ومزارع شان , مجبوربه فرارشده اند. يکی ازباشندگان محله ی پنجوائی به خبرنگاربی بی سی گفت که مامثل شغالان درباغ هازندگی مينمائيم وازخانه های خودبه نسبت بمباران هارانده شده ايم . مانه طالب هستيم ونه طالب هارامی شناسيم . مامردم عادی وغريبکارهستيم که ازطرف امريکاوطالب هاکوبيده می شويم .

   اينست وضع صلح وامنيت درافغانستان . اينکه تاچه اندازه قوماندان های محل , مامورين بلندپايه ی دولتی , نيروهای پوليس ونظامی جان مردم رابه لب رسانده وآخرين لقمه ی نان شان رامی ربايندبرهمه آشکاراست .

   بطورخلص مي توانيم يادآورشويم که درساحه ی انتخابات , دموکراسی , حقوق زنان , بهترشدن زندگی مردم وکاربرای بيکاران , معارف وصحت , احصائيه های که داده می شود , تصويرزنده ازخيانت , دست اندازی , رشوت , اختلاس , چوروچپاول مقامات نظامی وکارمندان بلندرتبه ی دولتی است که درتمام ساحات گلوی مردم رامی فشاردوآنهارابه مقاومت وشورش عليه متجاوزين ونوکران داخلی آن وامی دارد .

   40% ازمردم بيکاراند , کارهاموقتی وفصلی می باشد ودرشرايط خيلی ناگواربه کارمی پردازندکه معيارهاوموازين بين کارگروکارفرمااصلادرنظرگرفته نمي شودوکارگران افغانی درپروژه های آبادانی درکشورخوددرپله های پائين ترنسبت به کارگران خارجی قراردارند .

   درکابل پايتخت افغانستان 40% ازشاگردان مکاتب درهوای آزاددرس ميخوانندکه ازشدت گرماوسردی درعذابند, درهرصنف درسی از100-120شاگرددرس مي خوانند. تنهادرولايت ننگرهارفعلابه 4221 نفرمعلم ضرورت است , 90%  استادان غيرمسلکی اندو هرمعلم ماهانه 2000-2500 - افغانی معاش ميگيردکه معادل 40 دالرامريکائی است وتکافوی پنج روزشان رانمی کند (بقل ازمصاحبه تلويزيون آريانابا معاون وزارت معارف ورئيس معارف ولايت ننگرهار).

   تعدادگدايان هرروزاضافه ترميگردد , زنان درسرک های موتررو وشاهراه هاازصبح تاشام ايستاده وگدائی می کنند. خانم ماه گل ازمزارشريف معترضانه ميگويد: «اگربرای ماکارپيداشودچراگدائی کنيم؟ » .

   امپرياليست های امريکائی به بهانه ی آزادی زن وحقوق بشرطالبان راازبين بردند مگرزنان فعلادرافغانستان مثل سابق تحت فشارقراردارند؛زيراقانونی راکه ازطريق لويه جرگه تصويب نموده انديک قانون مذهبی است که برضدحقوق بشروحقوق زن می باشد. امپرياليسم ازابتداء مجاهدين واتحادشمال راياری رساندتابرسرقدرت آينداين نيروها برضدجدائی دولت ازمذهب اندباآنکه ازنظرتبليغاتی  زن هادرپارلمان , حکومت وسنا نمايندگی دارندمگردرحقيقت ازنظرقانون دست وپای شان بسته است .

   درساحه مبارزه باکشت خشخاش وموادمخدرگفته ميتوانيم که درسال 2006 آنقدر خشخاش کشت گرديده که درتاريخ افغانستان سابقه ندارد. حاصل ترياک امسال به 6100 تن بالارفته است که مامورين بلندرتبه ی دولتی , جنگ سالاران محل که به مافيای بين المللی رابطه دارندوازطرف سی آی ای پشتيبانی ميشوند, ازتجارت وفروش آن مليون هادالربه جيب زده اند.

   يک عضوپارلمان بنام بشردوست اقرارنموده ميگويدکه درافغانستان اوضاع سال های 1994 حاکم است , که منجربه آمدن طالبان گرديد.

   امپرياليسم امريکاکه دم ازدموکراسی , حقوق بشروآزادی ميزندوهرروزه بدون وقفه ازدهن رئيس جمهوربوش می شنويم که به آن ارزش هايي اشاره ميکندکه منافع يک مشت مفتخور, دزد وجنايت کاررادرنظرداردکه سرزمين وسرحدرانمی شناسندولواگر درامريکا, عراق , افغانستان , فلسطين , ايران وياعربستان سعودی وپاکستان وجاه های ديگری باشد . امريکاازآزادی انسان هاصحبت ميکند؛ ولی درعراق وافغانستان جنايت می کندورژيم های مزدورراآزادودموکرات می نامد. درگوانتانامووزندان های مخفی درکشورهای اروپائی که برپاداشته وزندانيان راشکنجه مينمايدبازهم باپررويي ازحقوق بشرصحبت مينمايد. معلوم است که اين مفاهيم همه ماهيت طبقاتی دارد. آزادی وحقوق بشرودموکراسی ازنظربوش برای هم طبقه های خودش وکسانی است که منافع يکسان باهم دارند .

   درحالتي که امريکابه فيصدی معينی ازپشتيبانی مردم برخورداربوده وبامتحدينش ملياردهادالررابه مصرف رساندند, هزارهاروشنفکروتبليغاتچی رابه خدمت گرفت , 24 ساعت ازطريق رسانه های تبليغاتی خودبرای آرام کردن وتحميق مردم موعظه ميکنند ؛ ولی نمی توانندمردم راآرام وراضی کنند. لذاجنگ ومقاومت اقشارمختلف مردم درتمامی ساحات جامعه ادامه داردوازامنيت برای مردم خبری نيست ووضع هرروزه به طرف بحران سيرمی کند. سئوال اساسی ايکه مطرح ميشوداينست که نقض کاردرکجااست وچاره ی اساسی آن چه ميباشد ؟

   پيشترهم اشاره نموديم که امپرياليست هابرهبری امريکادرهرکشوروجامعه بانيروهائی کارميکنند, ازآنهاحمايت مينمايندوآنهارابرسرقدرت می آورندکه منافع , خواست هاوبرنامه های يکسان ومشترکی راداشته باشند .

   نيروهای اتحادشمال , احزاب اسلامی , نيروهای جنايت کارخلقی- پرچمی - ستمی وسايرتسليم طلبان , افغان ملتی , شماری ازسامائی های تسليم طلب , سه دنيائی ونيروهای مزدوروخريده شده که درخط امريکاقرارگرفتنديک حادثه ی تصادفی وجريان يکی دوروزه نبوده , بلکه بايد ريشه ی آنرادررويدادهای بيش ازدودهه ی تاريخ افغانستان جستجونمود تابفهميم که اين نيروهاهرکاری راکردند , پشت هرامپرياليست ودشمن مردم افغانستان قرارگرفتندوازهيچ جنايت روگردان نشدند ؛ ولی کاری راکه نکردندحمايت وپاسداری ازمنافع مردم وکشوربوده واست .

   ازاينجااست که امريکااين نيروهارا به خدمت گرفت وبرسرقدرت آوردوازآنهاحمايت مينمايد. اين نيروهازيرهرنامی که باشدبازهم دريک خط قراردارندودرساختاردولت کرزی شريک وآنراکارگردانی میکنند. پس نتيجه ی منطقی واصولی که ازآن گرفته ميشودهمانا درمخالفت بامنافع مردم که بيش از95% جامعه رامی سازد, قرارگرفته ودموکراسی , خوشبختی وآزادی رابرای خودتوسط قوای نظامی , نيروی پليسی , قضا, قانون وسائرنهادهادرجامعه تأمين مينمايد.

    پس دريک کلام گفته ميتوانيم که ديکتاتوری برای مردم ودموکراسی برای حاميان وطرفداران دولت .

   پس اگردرافغانستان وضع روبه وخامت ميرود, نارضايتی مردم دامنه ی وسيع ميگيردوازسروسامان بودن کارهابه نفع مردم خبری نيست , يگانه دليل وعلت آنرابايد درموجوديت دولت کرزی که ضد مردمی است وحمايت امپرياليست هاازآن دانست که رسالت امپرياليسم جهانی ازنظرتاريخی وعينيات رويدادهای جاری وروزمره بشمار ميرود. امپرياليست ها ونوکران شان هميشه کوشيده اندمردم ومنافع وذهنيت شان رابه بازی بگيرندوگپ درست وحقيقت رابرای شان نگويند. امروزدرافغانستان به صدهانشريه , چندين کانال تلويزيونی وراديوهای داخلی وخارجی پخش نشرات دارند ؛ ولی گپ اصلی راکه هماناطبقاتی بودن دولت , موجوديت طبقات درجامعه ودشمنی وآشتی ناپذيری بين شان است , رابه مردم نمی گويندباآنکه به صورت عملی اين رويدادهاهرروزتجربه ميشوند ولی برای روشن شدن اذهان , درجهت مخالف آن کارمی شود.

   پس اين وظيفه ورسالت راچه کسانی بعهده می کشند؟

   همانطوريکه تذکرداديم که جامعه به نيروهای متضادومتخاصم تقسيم گرديده وهرطبقه وصنف ميخواهدثروت جامعه راازخودوتقسيم آنراکنترول نمايد .

   باتجاوزامريکابرافغانستان , آوردن دولت کرزی همانطوريکه نيروهای مزدوردرخدمت امريکاقرارگرفتندنيروهای سياسی طرفدارمردم زحمتکش برضدآن صف آرائی نمودند و برضد تجاوزواشغال به مبارزه ی خودادامه ميدهند. امروزکه پنج سال ازتجاوزواشغال ميگذردوامريکاومتحدينش افغانستان رابرای تأمين منافع استراتيژيک چه سياسی- اقتصادی ونظامی درمنطقه به اشغال درآورده بامنافع خلق های زحمتکش افغانستان ومنطقه که ازهم جدانيستند, نيروهای طيف های متفاوت جامعه رابه نسبت های متفاوت که درخط امريکاقرارگرفته بودنداگربه صورت باالفعل نه بلکه به صورت باالقوه , ناراض وبی زارساخته وبه عکس العمل های متفاوت تاسرحدطغيان وشورش واميدارد.

   نيروهای انقلابی ودموکرات وظيفه دارندکه نيروهای ناراضی وبی زار راکه سرگردان وبدون تشکيلات اند, نظم دهند, باآگاهی واعتمادآنهابرمقاومت ومبارزه بيافزايند. خلق های وسيع وحاضربه طغيان وشورش راعليه مرتجعين واشغالگران ودولت مزدورکرزی برای رهائی مردم وکشورازقيداشغالگران , تنظيم نمايندودريک جبهه ی وسيع مبارزاتی آنها را طوری رهبری نمايندکه اشتباهات تاريخی سابقه تکرارنشده وبايک استراتيژي روشن برای دموکراسی مردم که زحمتکشان آنراازخودبدانندودرخدمت آنهاقرارگيرد, مبارزه نمايند.

   بايد به اين طرزفکروتوهم خاتمه دادکه دولت کرزی برهبری امريکاوطالبان تنها الترناتيف درمقابل همديگرهستند. طالبان ورژيم کرزی سال های سال جزويرانی وتباهی به جامعه چيزديگری نيآورده اندوفعلاهم درهمين راه روان اند. بايد کوشيدکه برای معرفی قطب وراه سوم که ازدل مردم برميخيزدوبيان منافع زحمتکشان می باشد, کارکرده ودراين راه به پيش رويم . کوشش شودازشکست های تلخ تاريخی واشتباهات گذشته بيآموزيم ومستقلانه درراه خودکه بيان منافع مردم وساختن جامعه ی دموکراتيک وسيستم انسانی که درآن ازخوارشمردن انسان خبری نباشد, به پيش رويم .

   سازمان ملی دموکراتيک آوارگان افغانی درخارج ازکشوربرای دفاع همچوراه دموکراسی وسيستم دموکراتيک درافغانستان می رزمدودست نيروهای انقلابی ودموکراتيک راصميمانه می فشردوخودراباآنهادراين خط وبرآورده ساختن اين مامول , شريک ميداند.

   مرگ براشغالگران امريکائی ودولت کرزی

   زنده باددموکراسی وآزادی برای خلق های زحمتکش افغانستان

   زنده بادهمبستگی جهانی زحمتکشان برضدامپرياليسم ومرتجعين

   شورش برضداشغالگران ورژيم مزدورکرزی برحق است .

  سازمان ملی دموکراتيک آوارگان افغانی 

ايمل  های تماس : awaragan2006@yahoo.com  و a_awaragan@yahoo.de

 

+ نوشته شده توسط خپلواک در دوشنبه سوم مهر 1385 و ساعت 23:3 |

 

به پیش در راه

شکلدهی و شگوفایی هر چه بیشتر و وسیع تر

مقاومت ملی مردمی و انقلابی

 

   بافرارسیدن هفت اکتوبر2006، پنج سال ازآغازتجاوزگری واشغالگری امپریالیست های امریکائی ومتحدین شان بر افغانستان می گذرد . آنها واقعه 11 سپتامبر 2001  در امریکا را به مثابه روکش و بهانه ای برای حمله بر افغانستان و آغاز کارزار زورگویانه امپریالیستی شان برای اشغال و کنترل مستقیم کل منطقه ، مورد استفاده قرار داده و شام هفتم اکتوبر 2001  افغانستان را مورد حمله قرار دادند . هدف این حمله وتجاوز ، از میان بردن پایگاه های القاعده در افغانستان و کشتن و یا دستگیری اسامه بن لادن و همچنان سرنگونی رژیم طالبان بمثابه رژیم حامی القاعده اعلام گردید . اما هدف اساسی این یورش سبعانه ، اشغال افغانستان و لگد مال کردن کامل استقلال و آزادی این کشور و مردمان آن و تبدیل کردن آنها به یک کشور مستعمره و مردمان تحت انقیاد مستقیم بود .

   باگذشت پنج سال ازهفتم اکتوبر2001،دیگر به روشنی هویداگردیده است که سردمداران هیئت حاکمه امریکا،مدت هاقبل از وقوع حادثه یازده سپتامبر2001،برای تجاوزولشکرکشی به افغانستان نقشه کشیده وتدارک می دیده اند . امروزه تقریبا نیمی از نفوس خود امریکا و جمع کثیری از مردمان سائر کشور ها ، با توجه به دلایل وشواهدروشن،به این عقیده رسیده اند که حادثه یازده سپتامبر صحنه سازی ای بوده است که مقامات کشوری و لشکری امریکایی در نمایش دادن آن سهیم بوده اند تا از آن به عنوان یک " پرل هاربر جدید " استفاده نمایند . در جریان جنگ جهانی دوم ، حاکمان امریکائی عمدا اجازه دادند که قوای جاپانی به آسانی پایگاه نظامی امریکا در "پرل هاربر " را مورد حمله قرار داده و قوای چند هزار نفری امریکایی مستقر در پایگاه مذکور را قتل عام نمایند ، تا جو و فضای مناسب برای اعلان جنگ علیه جاپان به وجود بیاید .

   اینک که مدت پنج سال از آغار کارزار تجاوز گرانه و اشغالگرانه امپریالیست های امریکایی و متحدین شان ، که نام " جنگ ضد تروریزم " بر آن نهاده اند ، می گذرد ، دیگر به روشنی ثابت گردیده است که جنگ بعد از " پرل هاربر دوم " به مراتب طولانی تر از جنگ بعد از " پرل هاربر اول " خواهد بود . گرچه سومین جبهه این جنگ ، پس از افغانستان و عراق ، همین چندی قبل در لبنان گشوده شد ، اما هنوز جبهات زیادی ناگشوده باقی مانده است . این در حالی است که در جبهات افغانستان و عراق نیز جنگ خاتمه نیافته ، بلکه بیشتر از پیش تشدید گردیده است . امپریالیست های امریکایی و متحدین شان برای کل منطقه نقشه های جدیدی در سر می پرورانند که پیاده کردن عملی آن ها تمامی مردمان و کشور های منطقه را بخاک و خون می کشاند .

   ولی اکنون دیگر عملا ثابت شده است که متجاوزین و اشغالگران امپریالیست و دست نشاندگان شان شکست ناپذیر نیستند . در طول پنج سال گذشته بطلان افسانه شکست ناپذیری آنها ثابت گردیده است . دیگر به خوبی روشن گردیده که مشکل مردمان منطقه و منجمله مشکل مردمان افغانستان این نیست که آنها قادر به مقاومت در مقابل قوت های مهاجم مدرن و مجهز و خونریز نیستند . این مقاومت در افغانستان ، عراق و لبنان همچنان ادامه دارد . اما مشکل این هست که این مقاومت ، یک مقاومت شدیدا ارتجاعی و واپسگرایانه است . چنین مقاومتی گرچه ممکن است سال های سال ادامه یابد و تحقق نقشه های اشغالگران را با مشکل مواجه سازد ، اما دورنمای پیروز مندی برای آن نمی توان متصور گردید . اولا چنین مقاومتی قادر نیست اشغالگران را از کشور های منطقه و افغانستان اخراج نماید . ثانیا چنانچه به فرض محال چنین سرانجامی نیز پیدا نماید ، در نهایت شکل مستعراتی سلطه امپریالیستی به شکل نیمه مستعمراتی یا نو مستعمراتی تبدیل می گردد و بازهم مشکل اساسی مردمان افغانستان و منطقه بحال خود باقی می ماند .

   هم اکنون نیاز عمده مردمان افغانستان و مردمان منطقه ، مقاومت علیه اشغالگران و دست نشاندگان شان است . اما این مقاومت باید یک مقاومت ملی مردمی و انقلابی باشد تا خونبهای مبارزات حماسی توده ها ، مثل مقاومت های ضد انگلیسی و ضد سوسیال امپریالیستی مردمان ما ، به هدر نرفته و به پای استثمارگران و ستمگران بومی و باز هم در نهایت به پای امپریالیست هانریزدوتوده های مردم بازهم چیزی جزمحرومیت، فقرودریک کلام تحمل استثماروستم نصیب دیگری نبرند .

   " جنبش انقلابی جوانان افغانستان " و " دسته زنان هشت مارچ " یکبار دیگر اعلام می نمایند که مقاومت علیه اشغالگران امپریالیست و دست نشاندگان آنها ، حق و مسئولیت وطنی  و ملی مردمان افغانستان است . ما اعلام می کنیم که مبارزات مان را در مسیر مقاومت ملی با بنیاد مردمی و جهتگیری انقلابی به پیش خواهیم برد و یکجا با سائر نیروهای مردمی و انقلابی افغانستان به پیش خواهیم رفت . یقین کامل د اریم که چنین مقاومتی قادر خواهد بود نه تنها اشغالگران را از کشور اخراج کرده و دست نشاندگان شان را سرنگون نماید ، بلکه به مثابه مرحله ای از مبارزات توده ها در جهت سرنگونی نهایی استثمار و ستم  و به مثابه گامی در جهت سرنگونی نظام حاکم نیز عمل خواهد کرد . چنین مقاومتی قادر است حمایت توده های مردمان جهان ، منجمله مردمان امریکا و سائر کشور های امپریالیستی اشغالگر ، را نیز جلب نموده و ضربات کاری ای بر کل نظام امپریالیستی حاکم بر جهان وارد نماید . 

   " جنبش انقلابی جوانان افغانستان " و " دسته زنان هشت مارچ " تمامی نیروها و شخصیت های ملی ، دموکرات و انقلابی را به شکلدهی هرچه بیشتروشگوفایی هرچه روز افزون ترمقاومت ملی مردمی وانقلابی علیه اشغالگران وخائنین ملی فرامی خوانند وحاضرانددر راستای سازماندهی وسیع وسرتاسری این مقاومت با تمام قوت و توان کوشش نمایند .

مرگ بر اشغالگران امپریالیست امریکایی و متحدین شان !

مرگ بر خائنین ملی دست نشانده و وطنفروش !

به پیش در مسیر مقاومت ملی مردمی و انقلابی !

زنده باد استقلال ، آزادی و انقلاب !

  

" جنبش انقلابی جوانان افغانستان "   - " دسته زنان هشت مارچ "

 

هفتم اکتوبر 2006  -  هفدهم میزان 1385

اطلاعيه : 

شام معلوماتی

بمناسبت پنجمين سالروزتجاوزواشغال نظامی افغانستان به تاريخ شنبه

 7 - اکتبرازساعت  6 شام در

Dritte Welt Haus Falkstr. 74  (Frankfurt/M Bockenheim)

akpolwaki4

 

 

محفلی برگزارميگردد .

پنج سال اشغال ! پنج سال کشتاروويرانی !

   معرفی برنامه :

·       تشريح اشغال افغانستان توسط امريکا , آلمان , انگلستان ... ومتحدين .

·       بحث آزادوپاسخ به سئوالات حضارپيرامون اوضاع جاری کشور.

·       نمايش نقشه , عکس وپلاکارت .

·       موزيک

ازتمام احزاب , سازمان ها , محافل وشخصيت های ضدامپرياليسم وارتجاع دعوت می نمائيم تاحمايت خودراازاين برنامه اعلام داشته وباشرکت فعال شان مبارزه عليه امپرياليسم جهانی را , قوت بخشند.

برگزارکننده :

" سازمان ملی - دموکراتيک آوارگان افغانی "

ايمل  های تماس : awaragan2006@yahoo.com  و a_awaragan@yahoo.de 

حمايت کنندگان :  AGIF  ,  بنگاه نشراتی ADHK , INSOF , ZAMBON ADHF, ADKH,  , سازمان زمان هشت مارس ( ايرانی – افغانستانی )- واحدفرانکفورت ,  جنبش مقاومت خلق های جهان (WPRM),, AJCD جنبش انقلابی جوانان افغانستان  , دسته هشت مارس ...

 

نوت :

آخرين تماس برنامه ريزی محفل تاريخ يکشنبه اول اکنبر2006 ساعت 2 بعدازظهردر Schmidtstr. 61) - (Gallus

 

+ نوشته شده توسط خپلواک در دوشنبه سوم مهر 1385 و ساعت 9:39 |