تبليغاتX
خپلواکی - آزادی
خپلواکی - آزادی شماره ۵۶ منتشر شد برای
 
 دسترسی به این شماره در لیست پیوند ها بالای
 
خپلواکی-آزادی شماره ۵۶ کلیک نماید
 
.......................................................
 

مصاحبه با يکی از مسئولين" سازمان ملی دموکراتيک آوارگان

افغانی" پيرامون اوضاع جاری کشور ومنطقه

ن "رزم"

     س: در هفته های اخير خصوصاً با رويکار آمدن اوباما رئيس جمهور جديد امريکا در مورد استراتيژی جديد امريکا در افغانستان زياد تر بحث می شود، درين باره نظر خود را ابراز داريد؟

     ج: اشغال افغانستان و بر انداختن رژيم طالب ها در سال 2001 و آوردن رژيم کرزی مشکلاتی را در برابر قوای اشغالگر برهبری امريکا بوجود آورد. اين همه بدبختی ها ومصيبت های که مردم افغانستان با آن دست بگريبان اند ريشه در اشغال دارد. قوای متجاوز برهبری امريکا، روی پلان و خط مشی از قبل طرح شده به افغانستان هجوم آوردند و همهء فعاليت ها در ساحات سياسی، نظامی، اجتماعی، فرهنگی وغيره در خدمت منافع امپرياليستی شان دور ميزند. از آنجائيکه امپرياليزم يک سيستم جهانی تبهکار، جانی و ضد بشر است، سياستها وکارکرد های آن در افغانستان در خدمت اين سيستم و جهت گيری شان درين راستا، بنياد يافته است.  مشاهده می کنيد که افغانستان از سی سال به اينطرف روی آرامش، صلح، ثبات و امنيت را نديده است و بيش از 95% مردم با فقر و انواع نابرابری ها و ستم های چند لايه ای روبرو اند و از محروميت به سوی نابودی کشانده می شوند که می توان دليلش را صرف در وجود اشغالگران برهبری امريکا، سراغ کرد زيرا اين امريکا است که دولت کرزی را که نمايندهء چند فيصد از طبقات ستمگر با مؤلفه ی جنايتکارانهء گردانندگان و حاميان اين دولت است را بوجود آورده و از آن حمايت می کند.

     نيرو های اشغالگر، از هفت سال به اين طرف با شعار های زيبا و عامه پسند نتوانسته اند ثبات سياسی را بوجود آورند. قوای اشغالگر از ابتدای اشغال خواستند در ساحهء نظامی خود شان همه کاره باشند و به اين خيال باطل بودند که مردم افغانستان آنها را پذيرفته اند و دست به مقاومت ومبارزه نخواهند زد و مدام اعلام می نمودند که افغانستان برای قوای نظامی هفتاد هزار نفره ی افغانی ضرورت دارد که  آنهم به آهستگی و با آهنگ خيلی کند در مدت ده سال به تربيهء آن بپردازند.

     امريکا با استفاده از فقر و تنگدستی افغانها می خواهد آنها را به خدمت گرفته و تربيهء نظامی نمايد و در عمليات های نظامی، افغان را بوسيلهء افغان ها، سرکوب و نابود نمايد.

     مردم افغانستان هيچ گاهی نيرو های بيگانه را که هوس فرمانروائی را در سر دارند و خواسته اند استقلال و حاکميت ملی شان را پايمال کنند، قبول نکرده و به شدت در برابر آن ايستادگی نموده اند. موجوديت قوای اشغالگر برهبری امريکا، حاکميت دولت مزدور و سياست های ضد مردمی و خلاف منافع اکثريت جامعه، خود سری ها وبمبارانهای دهات و کشتزار های مردم و نتايج زيانبار آن جمعاً دست بدست هم داده و سبب شده تا اشغالگران به شدت مجازات شوند. مجازاتها از يکطرف تلفات نيروی انسانی اشغالگران را در قبال خود دارد و هم ورشکستگی اقتصاد و هم باعث رشد مبارزه ومقاومت مردم کشور های امپرياليستی که مخالف تجاوز و اشغال می باشند، می گردد.

     تبليغات امپرياليستی مبنی بر جنگ ضد تروريزم، دفاع از آزادی، دموکراسی و حقوق پايمال شدهء زنان و بشر ديگر رنگ خود را نزد مردم جهان باخته و جهانيان در طول هفت سال فعاليت های جنايتکارانه ای اشغالگران فهميده اند که اصل مسئله در کجا نهفته است و چطور اشغالگران برهبری امريکا تحت نام اين شعار ها میخواهند در افغانستان جايگزين شوند وبه اهداف امپرياليستی خود برسند.

سياستمداران جديد امريکا برهبری اوباما برای فريب اذهان عامه چه در امريکا، افغانستان و يا در سطح جهان در پهلوی عمليات تبعکارانهء نظامی جنگ جديد تبليغاتی را آغاز نموده و نامش را استراتيژی جديد امريکا گذاشته اند.

درين جا بايد ياد آور شد که اصلاً مسئله بر سر استراتيژی نيست. استراتيژی امريکا در افغانستان در همان روز های اول اشغال اعلان گرديد، يعنی ماندن قوای اشغالگر در افغانستان برای پنجاه تا شصت سال آينده که در پيمان همکاری استراتيژيک امريکا- افغانستان صراحت دارد. برای جا انداختن اين استراتيژی می خواهند تاکتيک های جديد را بکار اندازند تا از شکست حتمی خود در افغانستان، نجات يابند.

     س: سال های سال کرزی برای طالب ها وحزب اسلامی حکمتيار، پيشنهاد مذاکره و قطع جنگ را داده است و اوباما هم درين اواخر، مذاکره با طالبان را پذيرفته است، تا چه حد اين امکان و جود دارد که اشغالگران برهبری امريکا با اين نيرو های جنگی به توافق برسند و چه نتايجی بر آن استوار خواهد بود و انگيزهء اين کار چه بوده می تواند؟

     ج: اگر منظور تان نتايج حاصله به نفع مردم باشد بايد اين نيرو های جنگی را شناخته و رابطهء شان را با مردم کشور درک کنيم. اگر مواضع حزب اسلامی حکمتيار وطالبان را ازيکطرف که شرط مذاکره را بيرون رفتن قوای اشغالگر می دانند وطرف اشغالگران را که پذيرفتن قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان و به زمين گذاشتن اسلحه مخالفان می باشد، در نظر بگيريم بايد حکم کنيم که هر دو جانب، شرط طرف مقابل را نمی پذيرند و مذاکره برای صلح و قطع جنگ ممکن نيست. اگر طالب ها وحزب اسلامی حکمتيار شرط اشغالگران را قبول کنند و در پروسهء صلح داخل مذاکره شوند به اين معنی است که موجوديت اشغال و قوای بيگانه را می پذيرند. حزب اسلامی حکمتيار قبلاً هم اعلان نموده بود که اگر امريکا برای بيرون رفتن قوای خود تاريخ معين و تقسيم اوقات تعيين کند، حاضر به مذاکره است.

     از آنجائي که طالب ها و حزب اسلامی حکمتياربه دفاع از منافع و خواسته های روا وبر حق اکثريت مردم افغانستان مبنی بر دولت غير دينی، برسميت شناختن حقوق زنان، بر آورده ساختن خواست های جدی دهقانان، کارگران و بقيه اقشار زير فشارکه به اثر سياست اقتصادی کمپرادوری وابسته به امپرياليزم و اشغالگران، تحت ستم و استثمار شديد قرار دارند، نمی پردازند و هميشه و بطور دوامدار بر جنگ بدون برنامه و جدا از سازندگی به نفع مردم تکيه نموده اند، در همان جهتی روان اند که اشغالگران و دولت مزدور کرزی قدم گذاشته اند و همين وجه مشترک ضد مردمی بودن شان اگر امروز بصورت غير مرئی وغير ملموس، ظاهراً مخالف يکديگر اند مگر فردا بصورت آشکار زير چتر حمايت اشغالگران با پذيرفتن اين شرط وآن شرط  آنهم بر ضد منافع مردم، قرار می گيرند. طالب ها وحزب اسلامی حکمتيار دست پخت و دستمايهء امپرياليستها، کشور های منطقه و استخبارات شان بوده و می باشند و در بازيهای سياسی برد و باخت منافع کشور های رقيب در منطقه بکار گرفته می شوند. اگر دليلی برای انگيزهء اين کار را می خواهيد بفهميد بايد در قدم اول به وابستگی شان به قدرتهای منطقه و جهان توجه نمود.

     از اينجاست که گفته می توانيم که صلح، امنيت و ثبات در گرو مذاکرات اشغالگران با نيرو های جنگی متذکره نمی تواند باشد. امريکا از يکطرف می خواهد وانمود کند که جنگ نمی تواند مسئلهء افغانستان را حل کند، ولی در عين حال ابتداء فرستادن 17 هزار نيروی تازه نفس را ومتعاقب آن فرستادن 15 هزار نفر ديگر را وعده نموده که اين خود پيش از پيش بر مسئوليت نيرو های جنگی براشغالگران می افزايد و خود را در موقعيت ضعيف احساس می نمايند. بطور خلص گفته می توانيم که طالب ها و حزب اسلامی از طرف پاکستان، عربستان سعودی وايران در برابر فشار هائي که از  طرف امريکا وارد میشود و کمک هائي که توسط امريکا به آنها داده می شود، به طرف ميز مذاکره کشانده می شوند، ولی هر دو طرف تضمين صلح، امنيت، ثبات و ايجاد شرايطی که مردم افغانستان خود را آزاد و خوشبخت احساس کنند را کرده نمی توانند، زيرا اينکار را نه اشغالگران و نه نيرو های جنگی به مقتضای ماهيت ضد بشری و ضد انسانی که دارند، انجام داده نمی توانند.

     س: قوای اشغالگر برهبری امريکا طی عمليات های جنگی چرا مردم بيگناه و غير نظامی را در حاليکه به شدت در مقابل آن حساسيت نشان می دهند، بقتل می رسانند؟

     ج: اين بمبارد ها و قتل عام ها از ابتدای اشغال افغانستان ادامه دارد. محافل عروسی، سوگواری، گردهم آئی های عادی مردم خصوصاً در وقت تابستان و درهوای آزاد، بار ها به طور وحشتناک  و فاجعه باری بمباران شده، تلاشی خانه ها، بی حرمتی به افراد خانواده ها وزندانی ساختن افراد بشمول زنان، کار هميشکی نيرو های اشغالگر است. برای اين جنايات بهانه های گوناگون ارائه می گردد. مثلاً می گويند که برای ما راپور نادرست داده شده يا می گويند نيرو ها و افراد جنگی مردم عادی و خانه های شان را به حيث سپربکار می گيرند و بالاخره هر دو پا را در يک موزه کرده با بی حيائی تمام منکر می شوند که کشتار را براه نينداخته ايم و وقتی مردم عادی را گروه گروه، بقتل می رسانند می گويند طالب و قوای مخالف بودند و بعداً که رسوا وافشاء گردد که مردم عادی بودند، با ابراز تأسف و دادن دو هزار دالر برای هر کشته، بالای اين جنايت ضد بشری و جنگی خاک می اندازند.

     کرزی مزدور هم برای آرام کردن و فرو نشاندن شدت قهر وعصيان مردم در حاليکه هيچ صلاحيت و اختيار ندارد به طرف قوای نظامی دهن کجی نموده و می گويد که بايد آنها عمليات نظامی خود را با نيرو های افغانی هماهنگ نمايند. که اينها همه گپ های بی ارزش و مفت است و بادار هيچ وقت به آن ارزش نمی دهد با آنکه آنها بار ها به اين خواست مردم و کرزی سر شورداده اند ولی در عمل به اين کار تن نمی دهند. دليلش خيلی ساده است. يک ضرب المثل است که می گويد:« به مرگ بگير که به تب راضی شود».  اشغالگران مردم افغانستان را به گروگان گرفته اند و میخواهند زرادخانهء مدرن و قوای نظامی بيش از60 هزار نفرهء خود را که به زودی آن را به 90 هزار نفر می رسانند در افغانستان بطور دائم ماندگار سازند و از مردم افغانستان می خواهند که اگر دست به مقاومت و مبارزه بزنيد سرنوشت تان بدتر از اين می شود و بايد موجوديت ما را که تب دائمی است بپذيريد. بايد پذيرفته شود که قوای مهاجم کشتار مردم بيگناه را به اساس انتقام گيری، انجام می دهند.

     س: مضحکهء انتخابات برای رياست جمهوری به کدام طرف روان است؟

     ج: هر مرتبه ای که انتخابات براه انداخته شد، صد ها مليون دالرخرچ و مصرف کرده اند. اين دفعه برای انتخابات رياست جمهوری و شورا های ولايات مبلغ215 مليون دالرمصرف را بکار دارند. کشوری که تحت اشغال است و يک دولت مزدور و بی اختيار در آن حکومت به نام دارد و امر و نهی را امريکا جاری می سازد، انتخابات يک عمليهء نمايشی و اضافی است و امکان ندارد کسی انتخاب شود که خواست و ارادهء امريکا در آن دخيل نباشد. دموکراسی برای دولت و طبقات ستمگر و جنايتکاران طرفدار اشغال آنقدر وسعت يافته که بد نام ترين جنايت کاران و قاتلين مردم  هم موقع يافته که خود را به حيث نامزد، معرفی نمايند. اين انتخابات باز هم بيشتر ماهيت ضد مردمی وضد بشری دولت و حاميان امپرياليست اشغالگر برهبری امريکا را به نمايش می گذارد . جنايتکاران خلقی، پرچمی و جهادی در عوض به محاکمه کشيدن، به حمايت اشغالگران وارد رقابت های انتخاباتی می شوند و با اطمينان خاطر وآسودگی در کابل بسر می برند. اينست نمونهء دموکراسی امريکائی وجريان انتخابات زير چتر حمايت اشغالگران . اين انتخابات که از اساس و ريشه با خواست ها و منافع مردم همخوانی ندارد و برای مردم زحمتکش که قربانی جفا و وحشت جنايتکاران در سه دههء اخير اند، ذرهء ارزش ندارد و برای شان بيگانه است.

     مردم افغانستان وقتی از انتخابات آزاد و دمکراسی واقعی بهره خواهند برد و مستفيد خواهند شد که عوض رفتن به پای صندوق های رأی، به مقاومت و مبارزه بر ضد اشغالگران و دولت مزدور دست بزنند و فضای مناسب انتخاب نمودن بدون موجوديت اشغالگران را فراهم نمايند و دولت ورئيس جمهور خود را به اساس تمثيل اراده و خواست خود بر گزينند.

     س: درين اواخر زلمی خليل زاد سابق سفير امريکا در ملل متحد، به افغانستان سفر نموده و به گفته ی خود اش که افغانستان در مرحلهء حساسی قرار دارد و بايد برای آوردن صلح و آبادانی کشور با کشور های مختلف ديد و بازديد صورت گيرد و متعاقباً در دوبی بتاريخ 24– 25مارچ کنفرانسی را زير عنوان « تضمين مؤفقيت» داير نمود، چه گفته می توانيد؟

     ج: کنفرانسی که به رياست شخصی مثل خليل زاد، که از چهرهء او جنايت می بارد و يکی از پاليسی سازان دوران رياست جمهوری بوش و يکی از طراحات حمله بالای عراق و افغانستان است، داير گردد، ماهيت و محتوی آن هرچه بوده می تواند به غير از صلح و آبادانی افغانستان.

     درين کنفرانس که قابل سئوال است که چرا در دوبی داير گرديده و نه در کابل، به شمول وزير خارجه سپنتا، جلالی و اشرف غنی احمدزی و آقای بيات، اشخاص و افراد ديگر وابسته به خط اشغال و اسارت افغانستان نيز، شرکت کرده بودند که همان موضوعات هميشگی مثل صلح، ترقی، مبارزه با مواد مخدر، اعمار و آبادانی افغانستان را، تکرار نمودند. ممکنست کنفرانس شان در بارهء کانديد شدن شخص خليل زاد و يا افراد سر سپرده تر به امريکا مثل جلالی يا اشرف غنی احمدزی بوده باشد، ولی به نظر امريکا ممکن است غير از کرزی کانديدای ديگری را وارد ميدان نکرده و به اين قناعت ورزد که کرزی اين شخص آزموده و امتحان داده را ، باز هم رئيس جمهور سازد.

     س: بتاريخ31 مارچ در هالند کنفرانس بين المللی برای افغانستان، روی دست است. اين کنفرانس روی چه موضوعاتی بحث خواهد کرد و چه دست آوردی خواهد داشت؟

     ج: اين کنفرانس باز هم روی باصطلاح استراتيژی جديد که بر مبنای طرح اين استراتيژی جديد، سهم کشور های ذيدخل در افغانستان سر از نو تعيين می شود و هم کشور های همسايه و منطقه خصوصاً ايران را می خواهند تطميع، راضی و خوش سازند و در ضمن می کوشند تا برای بدست آوردن ضمانت های از جمهوری اسلامی ايران در قسمت همکاری برای ثبات در افغانستان، مؤفق شوند. هر چند که ايران برای اشغال افغانستان و سرکوب مردم آن از روز اول کمک های دلشاد کننده به امريکا نموده و در جنايت جنگ و کشتار امريکا در افغانستان، شريک جرم قافله می باشد. باز هم امر ونهی دولت جديد اوباما در کنفرانس هالند، چربش خواهد داشت و ساير کشور ها را راضی خواهد کرد تا سهم بيشتری در ادای جنايت به خلق و کشور افغانستان را بعهده بگيرند و نيروی نظامی بيشتر را وعده دهند تا بتوانند به عمليات جنگی پردامنه در افغانستان و پاکستان پرداخته و جنگ را شدت بخشند. اين همه قرار ومدار ها زير نام صلح برای افغانستان انجام می پذيرد و کوشش می کنند برای اغفال ذهنيت عامه در جهان و سطح اروپا به جلب کمک های اقتصادی بيشتر، توجه کنند.

تا حدی که فهميده شد، استراتيژی امريکا در افغانستان تغييری نکرده  و همان پيمان امضاء شده بين کرزی مزدور و مقامات امريکائی که در اوائل اشغال افغانستان زير عنوان «پيمان استراتيژيک» که برای 50 – 60 سال قابل اعتبار است و از نظر مردم افغانستان  پوشيده نگهداشته شده و حتی پارلمان افغانستان که معاش خور و دست نشاندهء امپرياليست ها می باشد، از محتويات آن بی خبر است. نيرو های اشغالگر تاکتيک های خود را هر روز، عوض می کنند و می خواهند تلفات خود را به حد اقل برسانند و افغانها رابيشتر از پيش ، بسوی جنگ بکشانند و موازی با آن به فرستادن بيشتر قوای نظامی، تکيه کنند.

     انتخابات رياست جمهوری و شورا های ولايتی هم يک بازی فرمايشی و فريبنده استکه ماهيت آن شناخته شده است و دست اندازی امريکا را در بازی ها بيشتر با آمدن خليل زاد اين مهرهء کثيف اشغالگران، می توان اندازه کرد.

     بمبارانها و قتل عام مردم بشدت ادامه دارد و راجع به مذاکره با طالبان و آوردن صلح وثبات يک مانور سياسی است که امکان دارد چند بعد داشته باشد. ليکن جهت عمده همانا تکيه بر تشديد جنگ، حضور بيشتر قوای اشغالگر، وسعت جنگ بطرف پاکستان و تهديد و زير نظر داشتن ايران که اين همه در خدمت استراتيژی امريکا در افغانستان دور می زند تا بتوانند پلانهای امتداد پايپ لين ها را عملی سازند.

     س: از خلال صحبت های شما اينطور برداشت می شود که انتخابات، مذاکرات برای صلح و آرامش و پيشبرد جنگ، اين همه سر رشته داران خود را دارند، يعنی اشغالگران برهبری امريکا اند که در افغانستان و منطقه نه برای صلح و آرامش آمده اند، نه برای دموکراسی و خوشبختی مردم رسالتی دارند. در يک کلام از جبههء ضد مردم می آيند و با نيروهايی داخل مذاکره و معامله می شوند که با آنها وجوه مشترک دارند و منافع ملی مردم افغانستان را با اين حرکات، فعاليت ها و نمايشات سياسی، ببازی می گيرند و مردم را فريب می دهند. سئوال مهم و اساسی ای که مطرح می شود اينست که مردم زحمتکشان افغانستان چه بايد بکنند و در شرايط موجود چه رسالت دارند؟

     ج: بايد به جواب تبصره وسئوالی که نموده ايد اضافه کنم که اکثريت مردم افغانستان از موجوديت قوای اشغالگر، رنج می برند. البته رنج و مصيبی که متوجه مردم افغانستان می باشد به همه بدرجهء يکسان تحميل نمی گردد.

 اشغالگران برهبری امريکا در اوائل آوردن صلح و ثبات، قطع خانه جنگی ها و ايجاد کار و رونق زندگی عادی، اميدواری هايی را  به مردم داده و خوشبينی هايی را دامن زده بودند، ليکن اتحاد با نيرو های ستمگر و حمايت از آنها و ايجاد دولت به نفع شان و تحميل فضای به شدت خفقان آور و سرکوب مردم خصوصاً در اطراف و مناطق دور از شهر ها و به درد مردم نرسيدن و بی توجهی بحال شان، اميد های واهی را بی نتيجه ساخت. اکنون اکثريت مردم افغانستان از موجوديت قوای بيگانه ناراض اند و قشر معينی از تعليم يافتگان و روشنفکران وابسته به امپرياليست ها و دولت مزدور که در سازمانها و احزاب جمع شده اند با تبليغات گمراه کننده، تودهء وسيع مردم را بدام انداخته و ازين اوضاع به نفع خود استفاده میکنند و راضی وشادمان اند.

     يک پوتانسيل خيلی قوی مخالفت برضد اشغالگران در بين اکثريت اهالی جامعه، در جوش وغليان است.

     نبود يا کمبود عنصر آگاه کار مبارزه و مقاومت آگاهانهء مردم را بی نتيجه می گذارد. بار ها و هر روزه مردم در مقابل بمبارانهای وحشيانه و قتل عام های قوای اشغالگر، دست به اعتراش می زنند ولی شعارهائی را که میدهند پاسخگوی خواست واقعی توده های معترض نيست ودر آخر هر مظاهره و اعتراض، والی منطقه يا اولسوالی به طرفداری مردم ظاهر می شود و از راه التماس، عجز و زاری و دادن وعده های سرخرمن آنها را به سکوت وا می دارد و فردا باز هم قتل عام ها تکرار گرديده و ادامه می يابد.

     نيرو های سياسی آگاه، انقلابی ومترقی وظيفه دارند که در پيشاپيش اين حرکت ها قرار گيرند، در سازماندهی و آوردن شعار های مطابق اوضاع روز بکوشند و بيشتر به روشنگری بپردازند و آگاهی سياسی را به مردم انتقال دهند، يعنی با انتقال يک سياست انقلابی که کار آمد باشد مردم را از بيراهه برحذر دارند تا بيشتر بالای اشغالگران، متحدان شان و دولت مزدور، اعتماد نکنند . اگر اين نارضايتی ها، اعتراضات و حرکات که دامنهء آن روز بروز بيشتر و وسيعتر می گردد در يک مجرای انقلابی که ماهيت آن آشتی ناپذيری با اشغالگران و دولت مزدور را افاده می کند، سير نمايد زمينه ساز و پيام آور ايجاد يک جبههء مبارزاتی وسيع و آغازگر يک حرکت مسلحانهء توده ای که اين مجرا ها همه با هم و در يک مسير سالم، بحرکت افتد، خواهد گرديد.

     جنگ انقلابی، جنگ خلق با برنامه است که در کنار جنگ برای سازندگی هم کار صورت می گيرد هستهء قدرت سياسی مردم را ايجاد و در ساحات اقتصادی، اجتماعی و توليدی برنامه هائي را پياده می کند که منافع مردم را در نظر گرفته و توده های وسيع خلق از آن بهره مند می شوند. اين جنگ با جنگ ارتجاعی بی هدف وبی برنامهء سران احزاب اسلامی وطالبان، از زمين تا آسمان متفاؤت است چه آنها همسو وهمجهت با خواست امپرياليست ها وطبقات ستمگر، به جنگ می پردازند، از نيروی مردم زحمتکش برای اين جنگ مايه گذاشته وخيانت به آرمان وخواستهای توده های محروم و ستمکش پيشهء شان بوده و است.

     از همين بابت است که سران احزاب اسلامی از برکت نيروی توده های زحمتکش، به قدرت رسيدند و دولتهای ضد مردمی را برای آسايش و رفاه خود بوجود آوردند. اين وضعيت بايد تغيير يابد و رهبر و همه کارهء اين مقاومت و جنگ بايد حزبی باشد که تئوری انقلابی آنرا رهبری نمايد. اين کاری است دشوار ولی ممکن و يگانه راه و چاره ای که می توان بر اشغالگران فايق و کامياب شد و مردم صاحب اقتدار و صاحب کشور خود شوند، همين است.  

 

+ نوشته شده توسط خپلواک در جمعه هفتم فروردین 1388 و ساعت 6:38 |

شماره ۵۵ خپلواکی-آزادی منتشر شد دراین شماره مطالب ذیل را میخوانیم.

· د مزدور دولت او اشغالگرو په وړاندی د خلکو مبارزه، ښه انتخاب دی

·از تجاوز نظامی 6 جدی 135۸سوسيال امپرياليسم شورویبرضد اشغالگران امريکا، بيآموزيم !

·  به دفاع از مردم ستمديده فلسطين بپاخيزيد و  عليه صهیونیزم و امپرياليزم بسيج شويد !

· نقش واثر گذاشتن رسانه های جمعی  بر اذهان عامه

· رئيس جمهور بوش و بوسهء جانانه

· بارک اوباما - بوش سياه، مهرهء ديگر از  ماشين سرکوب امپرياليزم امريکا

·  اخبار و تبصره :

  سفر آقای طبيبی به افغانستان، حمايت آقای محيط  از مزدوران امپرياليزم سرخ

·  سياست امپرياليزم امريکا، در پاکستان

·   قصر عروسی "اورانوس" و دخمهء سرد و خموش

    يکی از سيری می ترکد وديگری از گرسنگی می ميميرد

·  سال هفتم اشغال افغانستان توسط اشغالگران برهبری امریکا وموقف ما

برای دسترسی به فایل پی دی اف شده لطفا روی خپلواکی ـ آزادی کلیک کنید.

...........................................................................................

تجاوزنظامی 6 جدی 1358 سوسيال امپرياليسم شوروی به افغانستان

را تقبيح می نمائيم!

(ن) رزم

قوای120هزار نفری ارتش شوروی در 6 جدی  1358 (27 دسامبر1979) ازطريق آسمان و زمين بکشور ما سرازيرشده و در مناطق حساس و مهم آن، مستقر گرديد.  اين نيروها،  مزدور وفادار شان حفيظ الله امين  را که تا زمان کشته شدن تصور نمی کرد که حمله کنندگان، روسها باشند، تيرباران و عدهء از دستيارانش راتحت نام بانديست، زندانی نمودند. در شامگاه 6 جدی ببرک کارمل از راديوی تاشکند سخنرانی نمود و متعاقباً روی کار آورده شد در حاليکه پيشبرد امور لشکری وکشوری بعهدهء روسها بود.

در روز ورود قوای اشغالگر مردم افغانستان با آرامش وسکوب تانکها و طيارات غول پيکر آن ها را نظاره کرده و نسبت به خوشی وشعف متجاوزين و مزدوران تازه بدوران رسيده نفرت و انزجار خود را نشان دادند.

اگر تاريخ کشور را ورق بزنيم می بينيم که در اين سر زمين هيچ يک از تهاجمات برای مهاجمين،  پايان خوشی نداشته است. زمانيکه نيروی بيست هزار نفری انگليس ها در چاونی کابل گير کرده بود، نفوس شهر کابل شصت هزار نفر بود وازاين نيروی تا دندان مسلح و مجهز تنها داکتر برايدن نيمه جان آنهم بخاطر رساندن پيام توانست به اردو گاه انگليس ها، برسد.

روسهای مهاجم غرق در مستی حاکميت،  تاريخ افغانستان را، از ياد بردند. ببرک کارمل و بادارانش تمام جنايات دوره  ترکي- امين را بگردن امين انداختند و ياران وفادار شان را از زندان پلچرخی وساير زندانهای کشور رها نموده و جای شان را به آزاديخواهان وطن پرست دادند.

هنوز چندی از استقرار نيرو های مهاجم به کشور نگذشته بود که قيام ها ونبرد ها شديد تر شد و سراسر کشور را در بر گرفت . قيام 3 حوت مردم کابل و حومه متجاوزين و دولت مزدور را هراسان و شديدا نگران ساخت، آنها برای بقای حاکميت شان  قيام کنندگان را همچون قيام کنندگان 24 حوت سال 1357 مردم هرات و حومه، بگلوله بستند و هزاران تن از بهترين فرزندان خلق افغانستان را به خاک و خون کشيدند، ولی هرقدر بيشتر کشتند، بستند وبه زنجير کشيدند، مقاومت ومبارزهء مردم افغانستان در برابر آنها بيشتر و بيشتر شده رفت.

قوای اشغالگر و رژيم مزدور طی ده سال موجوديت شان بخاطر تسلط بر خلق افغانستان مرتکب جنايات بيشماری شدند. آنها در اين مدت يک و نيم مليون انسان آزاده را بخاک و خون کشيده و دو مليون نفر را مجروع و معلول و مليونهای ديگر را آواره ساخته و کشور ما را به ويرانه مبدل نمودند، ولی نتواستند مردم افغانستان را با خود همراه و هم نظر سازند. روز بروز شهر ها کوچک و کوچک تر شده می رفت و بر خرابی ها، افزوده می شد، ولی مقاومت و مبارزهء مردم افغانستان که بهترين فرزندان خود را در راه آزادی ميهن شان فدا نمودند، ادامه يافت. تا اينکه سوسيال امپرياليسم شوروی بزانو در آمده و متلاشی گرديد.  اگر چه نيرو های شوروی با سر افکندگی از افغانستان خارج شدند، ولی دستآورد مبارزات مردم افغانستان بعلت عد م مو جودیت رهبری انقلابی توسط احزاب جهادی به امپرياليست های غربی تسليم گرديد.

دولت مجاهدين که توسط امپرياليست های غربی در پشاور، سر هم بندی شد با اعلام عفو عمومی جنايت کاران خلق و پرچم و ارتش وخاد دولت مزدور را به خدمت گرفت. چپاولگری ها و تصفيه حسابهای احزاب جهادی شهر کابل را به ويرانه مبدل کرد و منجر به کشته و آواره شدن هزاران نفر از هموطنان ما گرديد.

طالبان که با طرح امريکا توسط پاکستان و کشور های عربی ايجاد گرديدند در اندک زمان توانستند بر اقصا نقاط کشور مسلط گردند. و تحجر واجحافات عديده اسلامی را بر مردم ما تحميل نمايند و محر وميت زنان را دو چندان سازند. وقتيکه طالبان نتوانستند اهداف امريکا را برآورده سازند امريکا به فکرسرکوب آنها شد.

امپرياليسم امريکا انهدام برج های تجارت جهانی را بهانه گرفته تحت نام سرکوب تروريسم در 7 اکتبر 2001 به کشورما حملهء نظامی نموده  وآنرا به اشغال درآورد.

امرزه افغانستان در اشغال نیرو های  نظامی  37 کشور در رأس ايالات متحدهء امريکا قرار دارد. اينها که در 7 اکتبر2001 تخت نام سرنگونی و نابود نمودن تروريسم طالبی- القاعده ای، اعمار افغانستان، آزادی زنان به افغانستان هجوم آوردند و تا به حال نيروی هفتا دهزار نفری را در کشور مستقر نموده و روز تا روز بر تعداد آنها می افزايند. دولتی را که در افغانستان روی کار آورده اند متشکل از تمام مزدوران فاسد جهادی، طالبی و خلقی- پرچمی که در طی سه دهه درخدمت سوسيال امپرياليست ها وامپرياليست ها قرار داشته اند و در کشتار و جنايات خلق های افغانستان، شريک و سهيم اند، می باشد.

جنگ آزاديخواهانه ي مردم افغانستان برضد استعمار انگليس و تجاوز سوسيال امپرياليسم روسی بايد درسی آموزنده برای اشغالگران برهبری امريکا باشد.

مردم افغانستان با درس گيری از تاريخ پر افتخار و درخشان شان بايد در برابر اين نيرو های وحشی چنانچه طی اين مدت ثابت ساخته اند که هيچگاه قصد اعمار کشور و آزادی زنان را ندارد و نمی توانند هم داشته باشند و هر روزه برشهر ها و قصبات آنها حمله نموده و آنها را به خاک و خون می کشند، بپا خواسته و تحت رهبری پيشآهنگ انقلابی شان متجاوزين اشغالگر را از کشور خارج و نظام دلخواه شان را حاکم سازند.

بيقين اين بار دستآورد مبا رزات مردم افغانستان بباد فنا نخواهد رفت واستقلال کشور و آزادي  مردمان  آن تامين خواهد شد.

 

مردم آزاده ي افغانستان:

 بامقاومت ملي و مردمي خود متجاوزين اشغالگر رااز کشور بيرون اندازيد!

 

 

+ نوشته شده توسط خپلواک در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 21:48 |

  سال هفتم اشغال افغانستان توسط اشغالگران برهبری امریکا

وموقف ما

      افغانستان زیرنام مبارزه با «تروریزم» دراکتوبرسال 2001 ازطرف قوای امپریالیسم ا مریکا به اشغال درآمد وائتلاف  بین المللی 37 کشور برهبری  امریکا بیش ازهفتاد هزار سرباز را درافغانستان به قول خود شان برای صلح وثبات، برقراری دموکراسی، مبارزه با مواد مخدر، احیای حقوق زنان و بازسازی، بکارانداخته اند.

     ازسال 2002 تا جولای 2008 افغانستان پانزده ملیارد دالرامرکا یی را بنام کمک بین المللی بدست آورده است که وضع امنیت وصلح روز بروز خرابتر شده است.

     به اساس  احصایه هائی که ازطرف رسانه های بين المللی ارائه گرديده تا به حال یکهزار سرباز قوای ناتو و صد هزار افغان به قتل رسیده اند که اکثریت این تعداد را افراد ملکی بشمول زنان، اطفال وسالخورده گان تشکيل می دهد. در اواخرما ه اگست  امسال ولسوالی شيندند شهر فراه درغرب افغانستان مورد بمباران وحشيانهء  قوای هوایی امریکا قرار گرفت « طبق آمار گرفته شده از محل حدود 168 نفر کشته که بیشترین قربانیان را زنان و اطفال تشکیل میدهند و درحدود 240 نفر زخمی احصائیه گیری شده اما دولت فاسد و پوشالی همراه با قوای هوائی نیروهای امپریالیستی این حقیقت را کتمان نموده ...» (به نقل از اعلاميهء «جنبش انقلابي جوانان افغانستان» - 3 سنبله (شهريور)1387) برعلاوه صدها هزارانسان در داخل کشور به اثر بمباران قوای هوایی امریکا ازخانه های خود بی جا شده و فصل های زراعتی و باغ های شان به آتش کشیده شده است. جنگ نه تنها درافغانستان ادامه دارد بلکه به پاکستان هم سرایت نموده و بیکاری وگرسنگی ناشی ازین جنگ در حدود پنج ملیون نفررا تهدید به مرگ میکند.

     حقوق وآزادی زنان جنبه های نمایشی دارد یعنی چند خانم در پارلمان و دفترهای حکومتی بکار گماشته شده اند و درمقابل ملیونها زن در شرایط دشوار غیرانسانی، فقر و بیکاری وحاکمیت مردسالاری که قانون اساسی اسلامی ازآن حمایت میکند، بسر می برند و شماری از زنان به اثر همین شرایط ناگوارحاکم خود را به دریا انداخته یا خود را آتش زده و یا از فراز خانه ها به پایین انداخته اند.

     کشت خشخاش وتجارت مواد مخدر به اساس احصایه های ملل متحد به حدی زیاد شده که %92 مواد مخدرجهان را افغانستان تهیه میکند. به اساس مصاحبهء کرزی که با روزنامه تایم مؤرخه 1.9.2008 صورت گرفت درظرف دوسال اخیرکشت خاشخاش در ولایت هلمند سه برابر گردیده است واین درحالی است که بیش ازپنج هزارسرباز برتانوی درآنجا وجود دارند.

     افغانستان ازنظرفساد اداری درجملۀ یکصدوهفتاد ونه کشورجهان درردیف یکصد وهفتاد ودوهم قرار دارد.

     رسانه های خبری غرب تبلیغ میکنند که درافغانستان انتخابات صورت گرفته، قانون اساسی وجوددارد و پارلمان ودولت به اساس آرای مردم انتخاب گردیده اند، ولی واقعیت اینست که در دستگاه دولت و پارلمان جمله افراد واحزاب جنایتکار دولتهای سه دهۀ اخیر، یکجاه شده که امریکا آنهارا به خدمت گرفته وبرضد منافع اکثریت مردم میباشند. مشاورین، وزرأ و والیان دولت کرزی ازجملۀ همین جنگسالارن اند که به گفتۀ کرزی ( معاش شانرا غربی ها می پردازند.  01.09.2008   TIME )

     حالا برای مردم جهان بصورت عام وبرای مردم افغانستان خاصتأ روشن گردیده است که «جنگ بر ضد تروریزم» بوش یک بازی سیاسی - نظامی است که مصیبت ناشی ازآن متوجه خلقهای افغانستان ومنطقه میباشد وکشورهایی که مدد رسان این فاجعه اند غیرازینکه فرزندان خودرا درین جنگ ازدست بدهند و پول مالیات مردم را ضایع کنند، چیزی دیگری را بدست آورده نمیتوانند. ازهمیجاست که مردم افغانستان ازهفت سال به اینسو قربانی می دهند ووضع شان بد ترمی گردد.  باید سوال کنند که چرا وضع خرابتر میشود وچطور میشود که به این بحران خاتمه داد؟

     اشغالگران به رهبری امریکا که مسبب اصلی جنگ، ویرانی وآفرینده ی مصیبت اند ؛ کشور پاکستان یا ایران را ملامت میکنند و برای غلبه بر بحران، استراتژی را تغیر میدهند و بر فرستادن نیروهای بیشتر جنگی و شدت  بخشیدن جنگ تکیه میکنند. درنتیجه جنگ وبحران دامنه دارتر شده وبیشترین رقم تلفات رامردم عادی متقبل میشوند وکشور ما به ویرانه مبدل میگردد.

     یگانه راه نجات را مردم افغانستان درین می بینند که اشغالگران به رهبری امریکا به اشغال وتجاوز خود خاتمه دهند ودست ازحمایت دولت کرزی که یک دولت مزدور وبرای مردم زحمتکش افغانستان بیگانه است، بردارند و بگذارند تا مردم افغانستان سرنوشت سیاسی خود را خود و بدون مداخلۀ اشغالگران تعین کنند.

     ما از مردم جهان واز مردم آلمان میخواهیم که از خواست عادلانۀ مردم افغانستان  مبنی بر اخراج قوای اشغالگر وبه رسمیت شناختن حق حاکمیت ملی واستقلال افغانستان، پیشتیبانی کنند ونگذارند که فرزندان شان در افغانستان بخاطر منافع امپریالیستی قربانی شوند و پول مالیات شان در راه مصارف نظامی به هدر رود یا به کرسی نشینان دولت کرزی که حساب شان از حساب مردم زحمتکش افغانستان جدا است، تکیه نماید.

   مردم افغانستان این را حق خود میدانند که برای بیرون راندن اشغالگران به مبارزه ومقاومت خود ادامه دهند وبرای بدست آوردن استقلال وبر پایی یک دولت ملی ومردمی به اساس اراده وخواست خود تلاش  نمایند.                                          

     برای رسیدن به این هدف ، اتحاد ویگانگی تمامی نیروهای افغانی ضد اشغال وتجاوز و پیشتیبانی مردم جهان ضروری است.

 

      ناتو برهبری امریکا به قتل عام مردم افغانستان  پایان دهید !

 

      اشغالگران بر رهبری امریکا از افغانستان خارج شوید !

 

     مرگ بر اشغالگران ودولت مزدور کرزی !

 

     برای افغانستان مستقل ملی و دموکراتیک مبارزه نماییم !

 

سازمان ملی دموکراتیک آوارگان افغانی

اکتبر 2008

-------------------------------------------------------

شماره ۵۴ خپلواکی- آزادی منتشر شد در این شماره مطالب ذیل را می خوانیم

1. اوج نوین اعتراضات مردم برضد اشغالگران ودولت مزدور در افغانستان

2. مصاحبه بایکی از مسئولین سازمان پیرامون جریان شعلهء جاوید در افغانستان

3. گزارش مختصر از تضاهرات اول ماه می روز جهانی کارگر در شهر برلین آلمان

4. خشونت و عوامل ضرورت به کارگیری آن در افغانستان

5. زنده باد روز جهانی کارگر

6. آیا رویداد ٧ثور را می توان انقلاب نامید

7. کارزار زنان ۸ مارچ در شهر بروکسل

8. جان ۳ میلیارد انسان در معرض تهدید سوء تغذیه

برای دسترسی به فایل پی دی اف شده لطفا روی خپلواکی- آزادی کلیک کنید.

 

+ نوشته شده توسط خپلواک در یکشنبه پنجم خرداد 1387 و ساعت 8:9 |

 

 

خوانندگان عزيز: متنی را که در زير ملاحظه مينمائيد. متن سخنرانی است که توسط نمايندهء « سازمان ملی دموکراتيک آوارگان افغانی » در « محفل گراميداشت آقای شریف وخانم ناجیه شریف » که چندی پيش در شهر فرانکفورت آلمان به قتل رسيدند، به خوانش گرفته شد.

 

 خشونت و عوامل ضرورت به کار گيری آن در افغانستان 

     شريف جان و خانمش ناجيه جان به اثريک قتل ناجوانمردانه، از بين رفتند اين حادثه بر آن کسانيکه  اين دو انسان زحمتکش، رفيق دوست و و طن پرست را می شناختند، خيلی ناگوار آمد و در فقدان وضايع شدن اين زوج ، عذاب می کشند.

     سازمان ملی دموکراتيک آوارگان افغانی تا جائيکه شريف جان  را می شناخت، از وی خاطرات فراموش ناشندنی نيکی دارد. وی در طول بيش از سه دهه اقامت خود در آلمان در کنار نيرو های انقلابی و مترقی بر ضد اخوانی ها، سه جهانی ها و «خلقی» - پرچمی های وطنفروش، از منافع مردم کشور خود دفاع نموده، بر ضد اشغالگران متجاوز سوسيال امپرياليستی وقت، دولت های «خلق» و پرچم، جهادی و طالبی مبارزه نموده و به اشغال کشور توسط اشغالگران برهبری امريکا، تسليم نگرديد.

    اين بود مختصری از زندگينامهء شريف که از مقام و حيثيت وی نمايندگی می کند. حق وی و جای وی در سازمان ما محفوظ است و ارزش آنرا دارد که به وی ادای احترام نمائيم و خاطرهء وی را گرامی بداريم و به فاميل های ايشان و آشنايان وی يکبار ديگر عرض تسليت کنيم.

     استعمال قهر و کار برد خشونت برای حل قضايا و پرابلم ها چه در محدوده و چوکات فاميلی يا در سطح کل کشور به يک فرمول عام تبديل گرديده که از قديم الايام باقی مانده و بنا بر دلايل و شرايط خاص گاه به اوج خود رسيده و قوس صعودی را طی کرده و گاه به افول و افت گرائيده ولی به هر صورت اش چه ملموس و يا هم نامحسوس، در جامعه وجود داشته است. ميتوان گفت که از کودتای ثور سال 1357 به اينطرف تا حال اعمال قهر وخشونت و حل قضايا از طريق پيشبرد جنگ در دستور روز قرار داشته و افغانها برای منافع گروهی داخلی يا کشور های خارجی به قتل عام يکديگر پرداخته و به اثر نبود يک مفکورهء سالم ملی و مردمی که افغانها را به منافع اکثريت جامعه متوجه ساخته و آنها را به آن جهت بکشاند، متأسفانه وضع هر روز وخيمتر گرديده و فرمان جنگ و خونريزی بر مقدرات مردم کشور سايه انداخته است.

     من کارآگاه امور روانشناسی نيستم که حالت روانی شخص ويا اشخاصی راکه به خشونت پناه می برند، به ارزيابی بگيرم، بهتر است اين کار را به متخصصين مربوطه و داکتر صاحبان واگذار شويم تا به برکت فضل و دانش مسلکی خويش، ما را کمک نمايند. ميخواهم در رابطه با جوامع انسانی که جامعهء افغانی يکی از آن جمله می باشد در ارتباط با خشونت و عواملي که خشونت را بار می آورد – تا برای حل پرابلم های اجتماعی از آن کار گيرند – صحبت نمايم.

     جامعه شناسی علمی می آموزد که در جوامع ابتدائی در بين انسانها رابطهء همکاری متقابل وجود داشته و هر فرد در محدودهء قلمرو زيست خود در خدمت همه قرار داشت و هيچکس از محصول کار ديگران سؤ استفاده نمی کرد و همگان از محصول کار همه به اندازهء ضرورت خود مصرف می کردند و نفع شخصی وجود نداشت. چون انباشت و ذخيره به نفع شخصی وجود نداشت، به اين معنی که همه با هم برابر بودند و امتيازات وجود نداشت، ضرورتی هم احساس نمی شد که برای خود دولتی را درست کنند و چوکی نشينان بر اطراف آن مثل امروز فرمانروائی نمايند.

     افراد آن جوامع با آن همه سادگی وابتدائی بودن هيچگاه در اين فکر نبودند که از محصول کار ديگران به نفع شخصی خود کار گيرند و نسبت به ديگران چيز های زيادی داشته باشند. اين جامعه با آنکه مدنی نبود، ولی صالح بود و قانون جنگل هم در آنجا وجود نداشت.

     اين اغنيا و دارا ها، فقيران و نادار ها که امروز در مقابل هم صف آرائی کرده اند با از بين رفتن همان جوامع ابتدائی و زير پا گذاشتن ضابطه های به خصوص شان است که در طول تاريخ جوامع برده داری، فئودالی و سرمايداری از آن سر بلند نموده و غلامان و برده ها در مقابل برده داران، دهقانان در مقابل زمينداران و کار گران در مقابل سرمايه داران در قرون متمادی برای زنده ماندن و از بين بردن فقر وتنگدستی و صاحب شدن وسايل توليد به نفع همگان و توزيع محصول کار و توليد بطور عادلانه، جنگ و خشونت را به حيث يگانه بديل حل اين پرابلم هائی که بالای شان تحميل گرديده، بکار برده اند.

     جامعهء طبقاتی هم وقتی نمايان می گردد که استفاده از دسترنج ديگران به نفع خود در دستور روز قرار گيرد و اغنيا برای حفظ موقعيت خود برای تشکيلات عسکری و قضائی احساس ضرورت کنندکه اين سلسله تا امروز ادامه دارد.

     می بينيم که وقتی فقير و غنی نبود در جامعه دولتی وجود نداشت و وقتی هم دارا و نادار در جامعه سر برآورد، دولت به وجود آمد. پس وظيفهء دولت اينست که از منافع اغنيا در برابر فقيران حراست نمايد.

     کشور ما افغانستان که توسط اشغالگران برهبری امريکا زير نام تروريزم از استقلال و حق حاکميت خود محروم گرديده به يک مشقت

خانهء بزرگ و بی مانندی تبديل گرديده که بيش از90 فيصد مردم آن، گرفتار مشقت و بدبختی اند. مشقت بالای زنان، جوانان، معيوبين، سالمندان و همه به سويه و درجات متفاؤت تحميل می گردد. هر روز از روز پيشتر يک خبر ناگوار تر و عذاب دهنده تری را می بينيم و يا می شنويم که در آن از قتل و کشتار حکايتی نهفته است. قتل و کشتار طفل و بيوه، يتيم و بيچاره های محکوم به فقر و تنگدستی و خواری . در حاليکه اين وضعيت دوام دارد هميشه کوشش صورت گرفته که برای اغفال و فريب هموطنان از پخش جعل و تزوير و دروغ و اشاعهء افکار و نظرات ناسالم که به درد اشغالگران و دولت دستنشانده می خورد، کار گرفته شود. نه مسئولی معرفی می گردد، نه پروای حالت زار و بی نوائی مردم را دارند و کوشش می کنندکه مردم را از امروز به فردا، اميدار سازند.

     شش سال از اشغال کشور می گذرد، بيش از 60 هزار قوای خارجی در کشور حاکميت، استقلال، دارائی و ارزش های معنوی ما را لگد مال ساخته و به کشتار اهالی مشغول اند. جنگ را بين الافغانی ساخته و وضع هر روز خرابتر می گردد و هيچ روشنی ای در اين تونل طولانی و تاريک به نظر نمی خورد، زيرا اشغالگران امريکائی حد اقل در نظر دارند برای 50 تا 60 سال در افغانستان باشند و کشور ما را برای منافع استراتيژيک خويش در منطقه ويران سازند. دشمنان اشغالگران امريکائی در منطقه که بر سر منافع سرشار نفت و گاز و پايپ لاين ها در حال جدل می باشند، روسيه، چين، ايران و کشور های آسيای ميانه و هندوستان بشمار می روند که اين کشور ها به هيچ وجه حاضر نيستندسربازان ناتو برهبری امريکا در افغانستان زير هر نام و بهانه ای، باقی بمانند. در حاليکه مبارزه بر ضد تروريزم شان هر روز کمرنگ ترو بی اعتبار تر می گردد. در داخل کشور هم طوريکه پيشتر به آن اشاره گرديد، دولت خادم اشغالگران که تمام نيرو های سياسی دولت های سابق که عاملين کشتار و جنايت بوده و هستند را با خود همراه ساخته و تا می توانند در دزدی، غارت و چپاولگری دست باز دارند و بهترين نوع دموکراسی را برای خود تأمين نموده و بدترين و خشن ترين نمونهء از ديکتاتوری و فشار را بر مردم عملی می سازند.

     خارجی ها که به احترام آنها را جامعهء بين المللی خطاب می کنند و غير از اشغالگران به آنها نام ديگری جور نمی آيد، چنين می کنند. دولت سر سپرده و مزدور اشغالگران برهبری امريکا با جمله اعوان و انصارش هم به راهی روان است که زندگی را بر مردم طاقت فرسا نموده و کارد را از استخوان گذشتانده است، پس نه آنها و نه اينها هر دوی آنها وضع را برای اهالی کشور از بد بدتر نموده و اين خط به طرف بالا در حرکت است و هر روز مخالفت های کشور های ذيدخل را عملاً شاهد هستيم و اخطاريه های ساير قدرت ها را می شنويم .

     آيا وقت آن نرسيده که از حوادث و جريانات شش سال گذشته که برای ما جز خرابی کشور، کشتار هموطنان، تفرقه و بد بينی بين الافغانی و صاحب جاه و جلال شدن يک مشت منفعت جو به قيمت فقر و بينوا شدن اکثريت جامعه و اين همه مصائب فی الجمله برای منافع اشغالگران برهبری امريکا، عايدی نداشته را جدی بگيريم و بر خلاف جريان که ما را به نابودی تهديد می کند، برخيزيم؟

     آيا همين حالا روسيه از طريق ايران، چين از طريق پاکستان به جنگجويان افغانی سلاح و امکانات نمی دهد؟ و در مقابل آن ناتو هر روز به تعداد نيرو های نظامی خود در افغانستان نمی افزايد؟ که جواب مثبت می باشد.

     آيا در بارهء ِبعد و عمق ديگر فاجعهء که هنوز در پيش رو است، فکر نموده ايم؟

     آيا برای جلو گيری از وقوع فاجعه تنها فکر نمودن راه و چارهء اساسی شده می تواند؟ اگر فکر نمودن به سود منافع کشور و مردم باشد، نصف کار را انجام خواهيم داد به شرطی که سياه را سياه و سفيد را سفيد بگوئيم، در برابر مردم خود و پيشگاه تاريخ با احساس مسئوليت برخورد کنيم و اين را قبول کنيم که متجاوزين اشغالگر و دولت بر سر اقتدار به هيچ وجه حافظ و نگهبان منافع اکثريت جامعه، استقلال و حاکميت ملی و مقدرات تاريخی ما نبوده و نيستند.

     کشور ما هميشه برای يک تفکر سالم  وانديشهء فراگير ملی مردمی ضرورت داشته که متأسفانه در زمان مقاومت بر ضد اشغالگران شوروی سابق بحيث يک نقيضهء جدی در آن اوضاع و شرايط با آن روبرو بوديم و حالا که کشور ما بار ديگر در آتش جنگ و تجاوز می سوزد و تجارب گرانبهای قريب به سی سال مبارزات برضد نيرو های رنگارنگ وطنی و اجنبی را ذخيره کرده ايم، درک زمان و خواست منافع مردم حکم می نمايد که حلقهء اصلی را در دست خود بگيريم يعنی :

-       مبارزه و مقاومت برضد اشغالگران ود ولت دستنشانده.

-       افشاء نمودن توطئه ها وپلان های خرابکارانهء اشغالگران برهبری امريکا در کشور.

-       اتحاد و يگانگی تمام نيرو هائي که بر ضد اشغالگران و دولت مزدور مؤقف يکسانی دارند.

     جنگ و خشونت را آنها بر ما تحميل می نمايند مگر راه ديگری است که از اين حالت، بر آئيم؟ به راستی که وجود ندارد. پس بايد برای بوجود آوردن چنين امکانات و شرايط،  مبارزه نمائيم.

     اميد است حضار محترم از اين مختصر در بارهء خشونت، عوامل و ضرورت به کار گيری خشونت را در ارتباط به قضايای داخل کشور، چيزی بدست آورده باشند.

 

سازمان ملی دموکراتيک آوارگان افغانی

9 مارچ 2008

...............................................................................

خپلواکی – آزادی شماره  ٥٣  منتشر شد در این شماره مطالب ذیل را می خوانیم:

1- زمستان سرد و درماندگی دولت مزدور

2- خاطره رفبق کاویانی گرامی باد

3- پارچه شعری تحت عنوان زود برفتی

4- یاد شریف و خانمش ناجیه شریف را گرامی بداریم

5- مصاحبه یکی از مسئولین سازمان پیرامون اوضاع جاری افغانستان

6- جواب نامه انتقادی یکی از خوانندگان

7- نامه انتقادی یکی از خوانندگان

خپلواکی- آزادی شماره ٥۳  بشکل- PDF

...................................................

 

 

خاطرهء رفیق کاویانی گرامی باد

 

       رفيق حفيظ کاويانی شام 24 دسامبر سال 2007 در اثنای اجرای وظيفه در شفاخانه

    Schwabing  مونشن به اثر حملهء قلبی بی هوش وبه روز 27 دسامبر ما را برای ابد، ترک گفت.

     چه سخت است بر پای سوگ ياری نشستن، در ماتم رفيقی غم خوردن و برای وی ياد نامه نوشتن.

     به راستی هم که فقدان رفيق کاويانی برای «سازمان ملی دموکراتيک آوارگان افغانی» که وی يکی ازبنيان گذاران فعال، عضو رهبری در سالهای طولانی فعاليت سازمانی، مرد با پشت کار، رفيق مهربان و اصولی که نما و حيثيت موتور سازمان را تجسم می نمود، برای رفقاء و خانواده ای وی، سخت و دردناک است. بخصوص که وی در سال وزمانهء ما را ترک گفت که کشور ما زير اشغال وحشيانهء جنايتکاران امريکائی و ياران همرکاب شان، قرار دارد و شب و روز در کشور ما به قتل عام مردم زحمتکش و مصيبت ديدهء ما می پردازند و روشنفکر نما های چاکر پيشه و خود فروخته در صف اربابان امپرياليستی قرار گرفته، برای رضای خاطرمتجاوزين تسليم گرديده، برای فروش ميهن جبهه به آستان مرتجعين ماليده و زير نام آزادی ودموکراسی و عدالت اجتماعی به ساختن احزاب و برنامه های برده ساز مصروف اند، و رفيق حفيظ کاويانی که خلاف جريان و در سنگر مخالف آن قد بر افراشته و در فکر آزادی کشور از قيد اشغالگران و رهائی مردم زحمتکش و جفا ديدهء خود از شر طبقات ستمگر بود، می رزميد و از جان خود از دوران جوانی تا آخرين دم حيات خويش برای اين مأمول و آرمان شريف، سترگ و انسانی مايه گذاشت، با شرافت زيست و خاطرهء مرگ خوشنام را در اذهان حک نمود.

     در حاليکه مرگ نابهنگام  و غير منتظره ی وی بر شانه های ما سنگينی می کند، وظيفهء خود می دانيم که غم  و اندوه رفيق از دست دادهء خود را به نيرو مبدل نمائيم و در راهی که او پر شتاب و بدون خلل عزم و اراده رهرو آرام ناپذيرآن بود، به پيش شتابيم.

     سازمان ملی دموکراتيک آوارگان افغانی فقدان اين رفيق همرزم را به خانوادهء غمديده اش تسليت می گويد و اظهار احساس خفقان عميق غمشريکی می کند و ياران و همرزمان وی را غرض پيکار و جدال عادلانه بر ضد اشغالگران و مزدوران حرفوی اش و بر انداختن بنيان ظلم و استثمار در سراسر گيتی بيش از پيش، دعوت می نمايد تا باشد که غم و اندوه را به نيروی مبارزاتی بدل کرده و زمينهء آسايش روح رفيق خويش را، فراهم کرده باشيم .

 

  سازمان ملی دموکراتيک آوارگان افغانی

 

سوم جنوری سال 2008

.............................................................................................................................................

فهرست  مطالب خپلواکی- آزادی شماره ٥٢

 

×   پاکستان د امريکی د امپرياليسم د نظر په محراق کی                             

×  مصاحبه با يکی از مسئولين « سازمان ملی دمکراتيک آوارگان افغانی»

×  پيرامونه اوضاع جاری افغانستان و منطقه و تحرکات سياسي اخير روشنفکری

×   مردم افغانستان و دلسوزی امپريا ليستها

×    زندان پلچرخی

×     هفت اکتبر                                                                                                             

×   اشغال ووابستگي،  قتل عام رابدنبال دارد 

×   به سيا ست هاي غير ا نساني وفا شيستي جمهوري ا سلامي ايران نسبت به مهاجران افغانستاني , نفرين ميفرستيم !

× افغاني مهاجرين د ايران اسلامي جمهوري د انسان ضد او جنایت کارانه سياستو قرباني دي 

× اعلاميه مشترک  جنبش انقلابي جوانان افغانستان  و دسته هشت مارچ زنان افغانستان

×  يک تذکر

خپلواکی- آزادی شماره ٥٢ به شکل PDF

 

 

+ نوشته شده توسط خپلواک در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 21:1 |

 

هفت اکتوبر

روز تجاوز اشغالگران امريکايی بر افغانستان است

     هفت اکتوبرسال 2001 با تجاوزوحشيانه نظاميان امريکائی در افغانستان رقم خورد است.  اشغالگران امريکايي زير نام مبارزه با تروريسم افغانستان را اشغال و دست پروردگان طالب خويش را که مدت مصرف آنها به سر رسيده بود از بين بر داشته و رژيم ضد انسانی و مزدور کرزی را به حمايت از 60 هزار سرباز ناتو برهبری امريکا بر مردم افغانستان تحميل نموده است.

     مردم ستمديده وزحمتکش افغانستان که از سه دهه به اينطرف فشار های گوناگون اقتصادی – سياسی را تحمل نموده وقربانی سياست های رژيم های آدمکش بودند با کتلهء وسيع مهاجرکه درکشور های همجوار زير شرايط  غير انسانی و دشوار زيست می نمودند به اثر تبليغات امپرياليستی مبنی بر باز سازی افغانستان آزادی ودموکراسی برای شهروندان و مبارزه بر ضد فساد و مواد مخدر و بهبود بخشيدن وضع اقتصادی، در انتظار نشتند تا وعده های امپرياليستی به ثمر نشيند.

     امپرياليست ها اولين کاری را که کردند در دولت  و ساختار سياسی و نهاد های کاری آن افراد واشخاصی را تقرر بخشيد که سابقهء دور ودراز در جنايت وآدمکشی دارند. همه نيرو های قلدر، قاچاق پيشه و استفاده جو با هم يکجای شده و ارگانی را زير عنوان دولت بوجود آوردند که جز مال اندوزی از راه رشوت ستانی ، اختلاس وغصب دارائی های عامه وبيت المال و قاچاق مواد مخدر مصروفيت ديگری ندارند. اين بيدادگری ها باعث گرديد که حال مردم روز بروز بد تر بشود و باز خواستگری هم وجود ندارد. پس سر به شورش وطغيان بر داشتند. محصلان پوهنتون های افغانستان ، شاگردان ومعلمان ، مامورين ملکی و عسکری، معلولين وصاحبان کسب و پيشه به اعتصاب ها وتظاهرات های مکررپرداخته و دولت وقوای ناتو برهبری امريکا را که هر روز دم از کمک رسانی به رقم مليارد ها دالر مي زدند، زير فشار گرفته تا وضع بهبود يابد. از آنجائيکه دولت يک ساختار سياسی اجرائی نيست که برای همه طبقات واقشار جامعه گوش شنوا داشته باشد و خدمتگذار و درد بخور شان باشد، لذا دولت درمقابل اين همه اعتراضات عذر آوردن به بهانه های مختلف و تحميق مردم ، برای خود  وقت کمائی می نمود و بوجه خيلی وحشيانه وغير انسانی به اعتراضات مردم بر خورد می کرد. حالا که مدت شش سال از اشغال کشورمی گذرد و به اصطلاح خود شان، افغانستان دولت انتخابی ، قانون اساسی وپارلمان منتخب دارد، ليکن بازهم وضع وحالت اقتصادی مردم بهبود نمی يابد و خلاف همه اميداواری های که به مردم داده شده بود ، بر سر شان هر روز بمباران صورت می گيرد، از خانه های شان رانده می شوند وروزانه دهها نفر کشته می شوند، آرامش ، صلح وامنيت از جامعه رخت بر بسته و به عوض آن جنگ وآدمکشی، قتل وجنايت بدست نيروهای اشغالگر دامنهء وسيع يافته است. کشت خشخاش وقاچاق مواد مخدر زير نظر قوای اشغالگر رونق بيشتر يافته است. وضع زنان بوخامت گرائيده و صد ها هزار دختر جوان از رفتن به مکتب و کسب وکار در چهار ديواری خانه ها محصور ماند اند.

     به گفته جنرال امريکائی Mcnell در مدت 19 ماه اخير هفت هزار انسان غير نظامی به قتل رسيده اند. اگر رقمی را که اين جنرال معرفی ميکند قبول کنيم بايد سئوال گردد که اين هفت هزار نفرچرا به قتل رسيده اندو مسئول اين قتل ها وجنايت ها که ها اند؟ صاف وساده مي توان گفت که قوای ناتو به رهبری امريکا مسئول کشتار وجنايات مردم بيگناه افغان می باشند. زيرا قوای ائتلاف برهبری امريکا به گفتهء شان برای ايجاد صلح، باز سازی، بهبود بخشيدن وضع اقتصادی و اجتماعی مردم  به افغانستان آمده اند، پس وضع چرا خلاف آن را نشان ميدهد؟ در اوضاع جاری افغانستان نه طالبها والقاعده نه ايران وپاکستان ونه کدام نيروی فعال وجنگجوی ديگری را سراغ داريم که وضع را به اين وخامت کشانده باشدو بهانه ای باشد برای وحشيگری نظاميان ناتو برهبری امريکا که هزار ها انسان بيگناه را به  کام مرگ می فرستند.

     ريشهء اين همه بی سرو سامانی ها ، آدمکشی وبی امنيتی را بايد در اشغال افغانستان وحضور قوای بيگانه، سلب اراده وآزادی های مردم افغانستان و زير پا نمودن حق حاکميت ملی و استقلال افغانستان دانست که ميخواهنداين جنايت بزرگ را از راه دروغ، فريب و تحميق مردم که همانا دولت منتخب، قانون اساسی و نمايندگان انتخابی مردم را قانونی جلوه بدهندوحاکميت خود وجنايت کاران مزدور خويش را بر اکثريت جامعه تحميل کنند، وقتی مردم آنرا نپذيرند، منطق امپرياليست ها کشتار وقتل عام است. چيزي که دوام دارد.

     همانطوريکه قوای متجاوز شوروی زير نام دفاع از انقلاب افغانستان و بر ضد مداخلهء خارجی ها، کشور ما را اشغال نمودند وبا همه وحشيگری ، کشتاروجنايت نتوانست تاب مقاومت در برابر مبارزات آزاديخوانهء مردم افغانستان را بيآورد قوای متجاوز ناتو به رهبری امريکا که زير نام «آزادی دوامدار» (Enduring Freedom) ، صلح وامنيت وبازسازی کشور ما را برای مقاصد پليد امپرياليستی به اشغال در آورده اند نخواهند توانست به آرمان های شوم خود برسند. متأسفانه  وضع طوری است که از اين اوضاع بی سرو سامان و بيزاری و نفرت مردم از دولت مزدور و اشغالگران برهبری امريکا، نيرو های ارتجاعی داخل وخارج از دولت استفاده می برند و هر کدام از اين  نيرو ها رجحان و برتری خود را به رخ مردم کشيده و به طرف صلح و مصالحه به ضرر مردم عامی ومبارزه طلب در حرکت اند. نيرو های سياسی آگاه که تجربه و آموزش تاريخ را پيشروی خود دارند و نيرو های اشغالگر امپرياليستی برهبری امريکا و نيرو های وابسته در حاکميت و خارج از آن رادر قطار دشمنان مردم افغانستان می شمارند برای مبارزه ومقاومت فعال برای باز نمودن و گشايش جبههء ديگری نياز دارند که مقاومت های مردم را ساز و سامان دهند و نگذارند مردم زحمتکش قربانی اميال پليد و غير انسانی نيرو های دشمن گردد و بايد آن باور ها و پيوند هائي را تخطئه کنند که دشمنان مردم کوشش ميکنند بار ديگر زحمتکشان کشور را بازی دهند.

     جريانات فعلی جاری در افغانستان رنگ وبوی يکی دو سال اخير را ندارد. مردم زحمتکش وبلاديده دريافته اند که نيرو های اشغالگر و دولت مزدور بدرد شان نمی خورد. تبليغات باز سازی ، دموکراسی، جامعهء مدنی ، حقوق زن وآزادی های شهروندان  رنگ وجلای خود را باخته است. درکنج انزوا و عزلت نشستن و دعای خير بدرقهء راه دولت مزدور وحاميان امپرياليستش را نمودن ، گناه نابخشودنی است. مردم چندين گام از ما پيشقدم اند و وارد معرکه های خونين شده اند آنطوريکه  برای خود از جور وجفای تبهکاران و بمباران های اشغالگران کاشانه و خانه را جستجو ميکنند بالا تر و فوری تراز آن بايد به رهبری شان شتافت . دم را غنيمت شماريم. بگذرايم خائنين ملی، تسليم طلبان ومزدوران روشنفکرنما وسياستمداران دغل باز وابن الوقت راه پارلمان ، شورا های ولايتی و وزارت و يا رياست خانه ها را در پيش گيرند و به فريب مردم به نفع ارباب کار کنند.  راه مردم راه مبارزه و مقاومت است.

     امپرياليستها به رهبری امريکا با تجاوز واشغال خود در افغانستان ، باد را کاشتندو طوفان درو می کنند. طوفان به وزيدن آغاز نموده اتحاد و يگانگی مردم به رهبری درست وسالم شدت وقوت آن رابه نمايش خواهد گذاشت . برای شدت بخشيدن به اين طوفان و بر انداختن متجاوزين واشغالگران و مزدوران  بومی شان تلاش کنيم.

 

مرگ بر اشغالگران امپرياليستی برهبری امريکا!

 

مرگ بر دولت مزدور کرزی!

 

برای طرد متجاوزين اشغالگر مبارزه نمائيم!

 

برای افغانستان آزاد ودموکراتيک مبارزه نمائيم!

 

سازمان ملی دموکراتيک آوارگان افغانی

اکتبر 2007

-----------------------------------------------------------------

اشغال ووابستگی , قتل عام رابدنبال دارد

 

   ازوقتيکه افغانستان به اشغال امريکادرآمده وکشورهای ناتووائتلاف به آقائی وقلدوری درکشورما فرمان می رانند, روزی نيست که مردم مابرگليم غم وماتم وسوگواری که اين جنايتکاران باعث آن اند, ننشينندوبه عزای عزيزان خوداشک نريزندوبا آه وناله, نفرت وبيزاری ازاشغالگران يادنکنند.

   سلسله اين انتقام گيری های دستجمعی بدست اشغالگران درسراسرکشورادامه دارد. مردم افغانستان اعم ازکودک وزن ومردسالخورده وجوان , چه آنهائی که به هزارهامشقات وريختاندن عرق پشت پيدانمودن يک لقمه نان برای فاميل خوداندوهم کسانی که درمکتب ومدرسه به فراگرفتن درس وتعليم ميپردازندوياهم درسفرورفت وآمدن اند, به نام طالب والقاعده کشته می شوند.

   جنايتکاران ناتوبه رهبری امريکابابی پروايی منازل ومحلات مسکونی را باتوپ وتانک وبمباردمان هوائی موردحمله قرارداده , ده هاوصدهانفررابه قتل رسانده وزخمی ميکنندومنازل ومزارع شان راويران مينمايند. وقتی مردم برای ابرازخشم واعتراض برمی خيزندوحتی والی وقوماندان امنيه ی محل اعتراف ميکندکه به اثراين بمباردمان وياآن حمله ی راکتی به مردم محل زيان های سرومال رسيده , رئيس جمهورمزدور ودست نشانده برای تحقيق ازواقعه ” کميسون “ تعيين ميکندوجنرال گردن کلفت امريکائی پيش روی خبرنگاران حاضرشده واظهارميدارد : ” طالبان ازمردم به حيث سپرکارميگيرندواگرمردم ملکی هم کشته شده اند, مامسئول آن نيستيم “ . اهالی محل بارهابه رسانه های خبری اظهارداشته اندکه : ” طالبان اکثراً يکی دونفربافعاليت چريکی وياعمليات انتحاری به قوای متجاوزضربه واردنموده وپشت کارخودميروندبعداً قوای ائتلاف ازدهها کيلومتردورترمنطقه رازيرآتش گرفته وازطرف شب بمباردمان ميکنندواين درحالی صورت ميگيردکه طالب هاساعت هاپيش منطقه راترک کرده اند .“.

   عساکرناتوبرهبری امريکابارهادرجائي که عمليات انتحاری صورت گرفته برعابرين بی گناه وبی خبرآتش گشوده اند. هفته گذشته درولايت قندهاروسه ماه قبل درولايت ننگرهاربرعابرين ومردم که درمنطقه مشغول کاربودند, آتش گشوده وکشته وزخمی برجای گذاشتند. والی های مزدوراين حوادث راسوء تفاهم مينامند, کرزی مزدوربه اشک ريزی تمساح گونه مردم رامی فريبدوياکميسيون بازی ميکندويابادادن دوهزاردالربه هرشهيدويک هزاردالربه زخمی هاگردن جنايتکاران متجاوزراخلاص ميکند. کرزی مزدور وقتی زيرفشارمردم قرارميگيرد, ميگويدکه من به رهبری قوای ناتومی گويم که عمليات نظامی راباوزارت دفاع افغانستان هم آهنگ نمايند. اين گفته راکسی اظهارکرده می تواندکه مزدوروخودفروخته نباشد. کرزی مزدور چطورممکن است به رهبری ناتواينطورحکمی راصادرنمايد؟ درحالي که تمام فعاليت های نظامی ناتودرافغانستان ازايالت فلوريدای امريکاکه مقرفرماندهی شان است کنترول ميشودو وزارت دفاع ساخت ناتودرافغانستان حيثيت يک ملی راهم ندارد.

   همين حالاافغانستان به حمام خودمبدل گرديده است . درهفته ی اول ماه جولای بيش ازشصت نفردرولسوالی ” وته پور“ ولايت کنروبيش ازپنجاه نفردرولسوالی ” گرشک “ ولايت هلمندبه قتل رسيده اند. درولسوالی ” سنگين “ و ” کجکی “ ولايت هلمندوولسوالی های ” پنجوائی “و ” ژری “ ولايت قندهارومناطقی ازولايت ارزگان , زابل وسراسرجنوب وجنوب شرق افغانستان قتل عام هاجريان دارد. بايداضافه نمودکه مخالفين اشغالگران به جنگ های چريکی مبادرت می ورزندولی اشغالگران به رهبری امريکا آنقدرتلفات رابرمردم عادی وبيگناه واردمی کنندکه شنونده فکرمی کنددرآنجا جنگ های جبهه ای درجريان است .

   اينست نتيجه ” دموکراسی “ , ” آزادی “ , ” دفاع ازحقوق بشر“ و” مبارزه باتروريسم “ که تاحالا اشغالگران امريکائی برآن می دمندوزيراين نام وبهانه کشورمارااشغال وبرای سربازان خودگورستان وبرای مردم زحمتکش وبی آزارازظلم واشغال يک کشورويران شده رابه ارمغان آوردواين هنوزکه هنوزوآغازحادثه است , بعدهايش راتصورکرده نمی توانيم که افغانستان به کدام طرف روان است .

   کشورماعملابه ميدان جنگ تبديل شده است . بايدعلاوه نمودکه اشغالگران جنايتکاردولت مزدورودست نشانده کرزی که پاکستان وايران رامسبب خرابی اوضاع ميدانند, همه وهمه برای فريب و مغشوش نمودن اذهان مردم است.

   اصل مسئله درين است که کشورما به کدام بهانه وزيرچه نامی اشغال گرديدو اشغالگران درافغانستان باکدام نيروهای سياسی ونظامی به اتحادپرداخته وچطوردوستی رابوجودآورده اند. اين همه لويه جرگه بازی ها, انتخابات, پارلمان بازی هاوساختن قانون اساسی ازطرف همين نيروهای جنايتکارووطن فروش صورت گرفته که پول آنراامريکائی هاپرداخته واختيارمملکت رادردست دارند.

   فقروتنگدستی مردم , کشتن وزندانی شدن وشکنجه وده هاوصدهامصيبت وبيچارگی مردم خودرابايددرموجوديت اشغالگران ودولت مزدورکرزی که بااشغالگران همراه اند, ديدومطالعه نمود, گناه کاران واقعی اين هااند:

روندگان طريقت ره  بلاسپرند             کجاست شيردلی که ازبلانهراسد

***

دشمن آتش بجان بادپيمان رابگو           خاک برسرکن که آب رفته بازآيدبه جوی

   افغانستان کشورعقابهاوشيردلان است . اولادمحروم وستمکش اين وطن امروزسپربلای انتقام گيران انگليسی استند.

   متجاورين بايد بدانندکه خون ريخته شده  مردم بی گناه سيل خروشان مقاومت های بعدی رابدنبال دارد. اگربگوئيم مردم افغانستان قربانی تجاوزواشغال اند, بايدبه اين حالت خاتمه داد.

 

مرگ براشغالگران به رهبری امريکا !

مرگ بردولت مزدورکرزی !

به پيش درافغانستان مستقل ملی ودموکراتيک  !

 

سازمان ملی دموکراتيک آوارگان افغانی

جولای 2007

 

www.akhpolwaki.blogfa.com  

Awaragan2006@yahoo.com

 

...............................................................................

گزارش ازاکسیون اعتراضی 23 جون دربرابرقونسلگری

دولت فاشیستی جمهوری اسلامی ایران

درشهرفرانکفورت آلمان

  

    ازسه دهه به اینطرف افغان ها مجبوربه ترک وطن خودشدندکه بیشترین رقم این پناهنده هادرایران وپاکستان مسکن گزین شده اند. افغان های مهاجردراین دوکشورباشرایط خیلی دشواری که بالای شان تحمیل گردیده باخواری هاومشقات جنگیده ودرهرحالت اش بافروش ارزان نیروی کارمورداستفاده کارفرمایان قرارگرفته وتوانسته اندبرای بقای خودوفامیل های شان , نفقه وسرپناه تهیه کرده وبحیث یک اجنبی وانسان درجه دودربرابرفشارهای گوناگون مقاومت نموده استواروتسلیم ناپذیروبااتکاء به دسترنج خودبه زندگی دوام دهند.

   طی سالهای متمادی مهاجران افغانستانی قربانی سیاستهای غیرانسانی وجنایت کارانة جمهوری اسلامی ایران شده وهرچندوقت بعدمورداذیت , آزاروکشته وبسته شدن دستجمعی , قرارمیگیرندوحقوق وکرامت شان توسط اوباش واراذل بسیجی ,حزب الهی ومامورین امنیتی جمهوری اسلامی ایران پایمال میگرددوبه صورت خیلی ظالمانه به نامهای مختلف ازجمله ” غیرمجاز “ ازکشور ایران به آن سوی مرزرانده شده وزیرحاکمیت جنایتکاران وطنی واشغالگران برهبری امریکاقرارمیگیرند, درحالی که ازغمخواری وحالت زارشان اثری رانمی توانند ملاحظه کنندوازکارومسکن واحتیاجات اولیه , محروم می مانند وبامصیبت جنگ , بمباران وکشتارهای دستجمعی که انتظارآن راهرلحظه ازقوای اشغالگرومهاجم میکشند, روبرومی شوند.

   دراواخرماه حمل امسال وزیر داخله ایران از آغاز طرح اخراج یک میلیون افغان ”غیر مجاز“ در ایران خبر دادکه از اول ثوراوباش واراذل جمهوری اسلامی ایران درظرف چندروز بیست هزارافغانستانی را بشکل وحشیانه ازایران اخراج نمودندوعلیرغم فشارهاواعتراضات بین المللی تاکنون بیش ازیکصد و پنجاه هزار نفراعم اززن، مردوکودک با زوروسرکوب وحشیانه ازايران اخراج شده اندکه در جریان آن عده ای جان باخته و تعداد زیادی زخمی شده اندواین اخراج نمودنها تاکنون ادامه دارد.

   چندی پیش زمان وانگیزه برپایی اکسیون اعتراضی به عمل اخراج دولت جمهوری اسلامی ایران  توسط یک زن افغانستانی ازطریق ” تلویزیون آریانای افغانستان درامریکا “ اعلان شدکه هئیت اجرائی ” سازمان ملی دموکراتیک آوارگان افغانی “ رابرآن داشت که به پشتيبانی فراخوان شرکت درآن راصادرنمايد. روی این ملحوظ اعلامیه ای منتشرشده قبلی بازتکثیرگرديده واعضأوهوادارن سازمان ونیروهای بین المللی برای شرکت درآن فراخوانده شدند.

   اعضأ وهواداران ” سازمان ملی ودموکراتیک آوارگان افغانی“ بتاریخ شنبه 23جون درپیشروی قونسلگری ایران درفرانکفورت درفش شان رابرافراشته واعلامیه های ” سازمان... “ به زبانهای فارسی , پشتووانگلیسی رادربین حضارپخش نمودند.

 شعارهایی درفش به ترتیب چنین بود:

اخراج وحشیانه آوارگان افغانی توسط دولت ایران رامحکوم می نمائیم !

Die NATO ist verantwortlich für Volkermord und Vertreibung in Afghanistan!

افغانی آواره گان د ایران د دولت او امریکائی اشغالگرو د ناروا سیاست قربانیان دی !

   دراین اکسیون ده هانفر ازنیروهای بین المللی بشمول نیروهای مربوط به ” جنبش مقاومت خلق های جهان (WPRM) “ و اعضأوهواداران ” سازمان ملی ودموکراتیک آوارگان افغانی“ وسازمان” زنان هشت مارس (ایرانی - افغانستانی) “ ( باشعار” قوانین سنگسار وکلیه مجازاتها علیه زنان واخراج وحشیانه آوارگان افغانستانی جمهوری اسلامی ایران رامحکوم می نمائیم !“ ) , شرکت نموده بودند.

   عده ی خبرنگاروفیلمبردار نیزحضورداشتند. اقدامات امنيتی پولیس شديدوبيش ازحدمعمول بودودرپیاده روآنطرف سرک پیشروی قونسلگری درپشت میله های آهنی که تعبيه نموده بودند, اجازه ی برپائی اکسیون رادادند.

   هدف گردانندگان اکسیون دربرابر قونسلگری جمهوری اسلامی ایران , نه اعتراض وابرازخشم ونفرت ؛ بلکه التماس وعذروزاری بود. زمانيکه شعارهای اعضأ وهواداران ” سازمان ملی ودموکراتیک آوارگان افغانی“ ونيروهای بين المللی برضد اعمال جنايتکارانه جمهوری اسلامی ایران بلندشد, يکتن از گردانندگان اکسیون که باپوليس درتماس بوداشاره نمودکه مابرای شعاردادن برضد جمهوری اسلامی ایران نيامده ايم . اين عمل وی موجب اعتراض وابزازخشم شديدشرکت کنندگان شده وباعث شعاردادن های ممتدوپرصلابت آنهابرضدجمهوری اسلامی ایران گرديدوخشم ونفرت شان رادرقبال اخراج وحشيانه افغانستانی هاازکشورايران ابرازنمودند.

      سخنان قاطع وپرصلابت یکتن ازنیروهای ایرانی درتشريح عملکردهای ضدبشری رژيم منحط وقرون وسطائی جمهوری اسلامی ایران دربرابرآوارگان افغانستانی واعلامیه سازمان آوارگان - که توسط یکتن ازهواداران آن خوانده شد – اکسيون راهدفمندساخته وجهت درست واصولی آن راتثبيت نمود.

   روحيه گردانندگان اکسيون زمينه سازسخنرانی نماينده رژيم منحط جمهوری اسلامی ايران گرديد,موصوف ضمن صحبت های بی ربطش نویداحداث مکتب رابه اطفال افغانهای مقیم فرانکفورت دادکه بااعتراض شديدشرکت کنندگان مواجه گرديده وکنارزده شد.

   شعارهای جاندارشرکت کنندگان اکسيون که به زبانهای آلمانی و فارسی درهمبستگی با مهاجران افغان داده شد, این هابود:

مرگ بر جمهوری اسلامی ,اخراج افغانستانی ها ازایران محکوم است, حق پناهندگی حق مسلم هرانسان است , زنده باد همبستگی بین المللی !                                                                                         

   حوالی ساعت یک بعداازظهراکسیون درزیرباران شدید, خاتمه یافت .

” سازمان ملی ودموکراتیک آوارگان افغانی“ – واحد فرانکفورت

26جون 2007

www.akhpolwaki.blogfa.com                                                                                               Awaragan2006@yahoo.com

 

 

  

We condemn the Barbaric act of Iran,s Regime

against the Afghan Refugees

The Islamic Republic of Iran once again has turned to Afghan refugees and inflicted a reactionary and inhuman policy of rounding them up and expelling them from the country.

The Islamic regime of Iran from one side exploits the Afghan refugee as cheap labour and from other side continues to harass and oppress them Under the name of “illegality” and similar excuses through their so called revolutionary guards and Basij ( para military forces) and other Hezbulah forces they brutally trample the basic rights of these refugees. The Afghan refugees are dumped on the other side of the border in order to go under similar circumstances by their own rulers and US and other occupier forces. They not only have to go through many misery and suffering they also can expect no signs of job, home or other basic needs however will see plenty of war, bombardment and mass murdering that can be expected from the occupiers forces.  

 

But until when such displacements, misery and poverty can continue and when can we overcome such horrible and miserable phenomena?

 

It is not a secret that the existence of anti- people regimes such as Khalq, Parcham (the pro Russian regimes)and Jihadi (fundamentalists who came to power after the Russian with the help of US and other western powers) and the Taliban ( the fanatic fundamentalist) and today the occupier forces and puppet regime and their inhumane policies are the source of such misery that happens to people under the name of immigrant or refugee.

We know that in today’s Afghanistan hundreds if not thousands due to poverty and joblessness are displaced and the air attack by the occupier forces under the US leaderships, the blind wars and massacring the innocent masses, destructing the villages and the resident areas increasing number of suffering masses join to the already displaced refugees inside and outside the Afghanistan.

We Afghans proud nation, who hate the oppression, occupation and aggression have always defeated the bullies and criminal invaders and have given them the lesson that they have deserved and have lived proudly.   We can overcome this suffering such as homelessness, refugees or war and occupation by standing up against the causes that is no more than the existence of a degenerated anti people and puppet regime and with our unity we should reject the occupiers criminals and allies and do not trust them at all.

 

Down with Islamic Republic of Iran!

We condemn the inhumane and fascist policy of Islamic Republic of Iran towards the Afghan refugees!

Long live the unity and solidarity of Iranian and Afghanistani toilers!

 

National Democratic Organisation of Afghan Refugees – Germany

 

June 2007

 

 

www.akhpolwaki.blogfa.com                  Awaragan2006@yahoo.com

 

PDF

به سیاست های غیری انسانی وفاشیستی جهوری اسلامی ایران

نسبت به مهاجران افغانستانی , نفرين ميفرستيم !

 افغان هااز29 سال به اينطرف مجبوربه ترک وطن پدری خودشدندکه بيشترين رقم اين پناهنده هادرايران وپاکستان مسکن گزين شده اند. افغان های مهاجردراين دوکشورباشرايط خيلی دشواری که بالای شان تحميل گرديده باخواري هاومشقات جنگيده ودرهرحالت اش که ازطرف کارفرمايان بحيث نيروی کارارزان مورداستفاده قرارگرفته , توانسته اندبرای بقای خودوفاميل های شان , نفقه وسرپناه تهيه کرده وبحيث يک اجنبی وانسان درجه دودربرابرفشارهای گوناگون مقاومت نموده استواروتسليم ناپذيروبااتکاء به دسترنج خودبه زندگی دوام دهند.

   مهاجران افغانی قربانی سياستهای غيرانسانی وجنايت کارانة جمهوری اسلامی ايران شده وهرچندوقت بعدمورداذيت , آزاروکشته وبسته شدن دستجمعی , قرارميگيرندوحقوق وکرامت شان توسط اوباش واراذل بسيجی ,حزب الهی ومامورين امنيتی جمهوری اسلامی ايران پايمال ميگرددوبه صورت خيلی ظالمانه به نامهای مختلف ازجمله ” غيرمجاز “ ازکشور ايران به آن سوی مرزرانده شده وزيرحاکميت جنايتکاران وطنی واشغالگران برهبری امريکاقرارميگيرند, درحالي که ازغمخواری وحالت زارشان اثری رانمی توانند ملاحظه کنندوازکارومسکن واحتياجات اوليه , محروم مي مانند وبامصيبت جنگ , بمباران وکشتارهای دستجمعی که انتظارآن راازقوای اشغالگرومهاجم هرلحظه ميکشند, روبرومی شوند.

   بايدازخودپرسيدکه اين مهاجرت هاودوام بدبختی وفقرومصيبت تاکی ؟

   وچطورميتوان براين پديده ی شوم , غلبه نمود ؟

   برهمه آشکاراست که موجوديت دولت های غيرمردمی واعمال سياست های غيربشری خلق- پرچم , جهادی وطالبی وامروزقوای اشغالگروموجوديت يک دولت مزدور, سرچشمه اين پديده ی شوم , زيرنام مهاجر, پناهنده ياجلای وطن بوده وميباشد.

   ماميدانيم که درداخل افغانستان هرروزبه صدهاوهزارهانفربه اثرفقروبيکاری ازجای خودبيجاميشوندوحملات هوائی قوای اشغالگربه رهبری امريکاوجنگ های کوروقتل عام مردم بيگناه وباخاک يکسان نمودن دهات ومحلات مسکونی , شماربيشتری اززحمتکشان کشوررابه خيل آوارگان وبيجاشده گان درداخل کشورمي افزايدکه به هرطرف سرگران ودربدرميگردند.

   ماافغان هاکه به حيث يک ملت سرفراز , بيزارازظلم واشغال وتجاوز ,  پوزه ی کثيف زورگويان , جنايتکاران ومهاجمين رابه زمين ماليده وحق شان راروی کف دست شان گذاشته ايم وباافتخارزيسته ايم وقتی ميتوانيم که براين ناملايمات چه پديده ی آوارگی , مصيبت جنگ واشغال وتجاوز, چيره گرديم که باعاملين ومسببين آن که هماناموجوديت دولت فاسد , ضدمردمی وگوش به فرمان قوای خارجی ميباشد, به اعتراض ومقابله برخيزيم وطرف مردم زحمتکش , آواره وکتله ی وسيع مهاجررابگيريم وازاتحاد, يگانگی وهمرنگی نفع برده برسينه ی جنايتکاران ومتحدين اشغالگردست رد زنيم واضافه ازاين برآنهااعتمادننمائيم .

   پديده ونام مهاجربرای هرهموطن چه دراروپاوياامريکاياپاکستان وايران زندگی ميکنندخيلی آشناوازعمق آن درد و رنج تداعی ميگرددوبه سويه های مختلف چه درهرکشوری باشيم , درد و رنج آن برای مامحسوس است وازراندن وکشيدن های اجباری باخبرهستيم ؛ ولی تاکی بايداين حالت دوام کند ؟

   بايد وطن دوست داشتنی وزيبای خودراکه ازهمه نعمات پرومعموراست وبرای هرنوع کاروتلاش ماآماده ومساعدميباشد وامروزبه دست دشمنان ماافتاده , ازخودساخته ودست جنايتکاران وطنی وباداران خارجی شان راکوتاه سازيم .

   ما درحالي که ساخت وباخت دولت جمهوری اسلامی ايران رابادولت مزدورکرزی وکميساری عالی پناهندگان ملل متحددرباره ی اخراج مهاجران افغانی ازايران ( آنهم به طورغيرانسانی فاجعه باروظالمانه ) , محکوم ميکنيم ونفرت وانزجارخويش رانسبت به آن اظهارميداريم , يادآورميشويم که جمهوری اسلامی ايران دوام همچوسياست های غيرانسانی که مغايرنورم های قبول شده ی پناهندگی ميباشدرامتوقف ساخته وبه کثافت کاری های خويش , خاتمه دهد.

   مرگ بردولت جمهوری اسلامی ايران !

   به سياست های غيرانسانی وفاشيستی جمهوری اسلامی ايران دربرابرمهاجران افغان , نفرين ميگوئيم !

   زنده باداتحادوهمبستگی زحمتکشان افغانستان وايران !

سازمان ملی دموکراتيک آوارگان افغانی – آلمان

5 جون 2007

 

 

افغانی مهاجرین د ایران اسلامی جمهوری

د انسان ضد اوجنايت کارانه سياستو قربانی دی

 

   د 29 کالو راهيسی افغانان مجبوره سوی دی چه خپل پلرنی وطن پريردی اوپناهده سی. چی ديرشميرد دی پناهنده گانوحخه په ايران اوپاکستان کی ژوندکوی . په دی دواره هيوادونوکی پناهنده گان د ديرو سختو شرائطو لاندی چه ورباندی تحميل سوی دی په ديرو کراونوسره جنگيدلی او په هره ارزانه سويه چه د دوی د کارحخه کارفرمايان گنه پورته کوی , بياهم حاضرسوی دی د حان اوکورنی دبقاء لپاره نفقه اوسرپناه برابرکری او د يوه پردی او دوهم درجه انسان په حيث د رازراز فشارونو سره مقاومت کوی په زره ورتيا سره خپل د بازو او مت په زورخپل ژوند تأمينوی .

   افغانی مهاجرين د ايران اسلامی جمهوری د انسان ضد او جنايت کارانه سياستو قربانی دی او په وقفو سره تر آزارلاندی راحی وهل او رتل کيری او په دله ايزدول سره بنديان او وژل کيزی او د اسلامی جمهوريت د حزب الهی او بسيجی ارازلو او اوباشو له خوا ئی حقوق او انسانی کرامت ترپسو لاندی کيری اوپه ديرظالمانه دول سره د ايران د خاوری حخه افغانستان ته شرل کيری په خپل وطن کی هم د جنايت کاروتر حاکميت لاندی چه د امريکا په رهبری د اشغالگرانو له خوا حمايه کيری د دوی و خواری ورحی ته حوک توجه نه کوی د کار, کور او نورو اوليه احتياجاتو د برابرولو حخه محرومه پاته کيری او د جگری د مصيبت د اشغالگرانو له خوا هوائی بمباريو او دله ايزو وژنو انتظارباسی .

 

   بايد له حانه حخه پوستنه وکرو چه د دی پناهنده گيو او مهاجريتونو او د خواری او نيستی دوام به تر کله پوری وی ؟

   او حنگه کولی سوپردی ناوره حالت باندی غلبه وکرو ؟

 

   تولو ته سکاره ده چه د ملی او اولسی دولتونو نشتوالی او د ” خلق “ او پرچم جهادی او طالبی دولتونو د بشری ضد سياستونو چلند او نن د هيواداشغال  او د يوه مزدور دولت موجوديت د پناهنده او مهاجر د شوم حالت او مفهوم سبب گرحيدلی دی . مور يوهيرو چه په هيواد کی دننه  هره ورح په سلهاو او زرهاو کسان د خواری او بيکاری په اثردخپلو حايونو حخه بی حايه کيری او د امريکا په مشرتوب د اشغالگرانو دهواهی بمباريواو قتل عامونوپه کولو سره بی گناه خلک چه کورونه او کلی ئی د خاوروسره برابرکيری , هری خواته سرگردانه لالهانده کيری او د وطن خوارخلک په هيواد کی دننه په مهاجر او آواره سره بدليری .

   مور افغانانو تل په ويار او هسکه شمله د يوه ملت په حيث د ظلم , تجاوز او اشغال حخه په بيزاری سره , ژوند کری دی او ديرغلگرو او جنايت کارواو ظالمانو خوله مو ورماته کری او د ملک حخه موشرلی دی . هلته به پردی ناخوالو باندی چه پناهنده گی , مهاجرت د جگری مصيبت , اشغال او تجاوز او د ظالمانو عملونه , ورته ويل کيری , غلبه وکرو چه د پرديو اشغالگرو په فرمان فاسد او خائن دولتونه چه د خلکو او خوارو اولسونو د آرمانونو سره بيگانه دی , سره مقابله وکرواو د خوارو اولسو , آواره او پناهنده پراخ کتلی سره يووالی او همرنگی ولرو او نور نو پرجنايت کارواو ظالم دولت باورونکرو .

    هروطنوال په هرحای کی چه پناهنده دی د پناهنده د نوم او مفهوم سره آشنا دی او د ژوره توگه ددی کلمی په يادولو سره درد او غصه ورته سترگوته دريری او د اجباری شرلو او استولو سره مستقيم ياغيرمستقيم پوه دی . ترکله پوری ؟

     بايد خپل گران وطن چه دير سايسته او په هرحه معموردی او زمور د کار واو تلاس د پاره مساعد او آماده دی او نن د پرديو په منگولو کی ايسار دی او په خرابه اوکندواله  ئی ارولی دی , تر لاسه کرو او خورمنو او با درده افغانانو او اصلی مالکانو د پاره ئی آباد او سمسورکرو.

   مور په ايران کی د افغانی پناهنده گانو او آواره گانو په اره د ايران د جمهوری اسلامی , د کرزی د مزدور دولت او د ملل متحد د پناهنده گانو د عالی کميشنری بی توجهی او ظالمانه رويه په کلکه غند واو د ايران د دولت د انسانی ضد ظالمانه او فاشيستی رويی ته په کرکه گورو . ياد آوری کوو چه د ايران اسلامی دولت  بايد دغه غير انسانی روش ته خاتمه ورکری او د قبول سوی بين المللی نورمونو رعايت وکری او خپل فاشيستی او بوين کثافت کاريو ته خاتمه ورکری .

 

    مره دی وی دايران جمهوری دولت !

   د ايران اسلامی جمهوريت فاشيستی چال چلند د افغانی پناهنده گانو سره په کلکه غندو !

   ژوندی دی وی د افغانی او ايرانی زحمتکشانو ورورولی !

د آواره گان ملی دمکراتيک سازمان

دجون 5 کال 2007

www.akhpolwaki.blogfa.com                  Awaragan2006@yahoo.com

 

 

 

+ نوشته شده توسط خپلواک در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 و ساعت 19:58 |

  

نه به امپرياليسم ! نه به ارتجاع !

فراخوان به شرکت در مبارزات جهانی درمقابل اجلاس جی هشت

      درروزهای دوم تانهم ژوئن آینده، سران هشت کشورصنعتی جهان (جی هشت) درشهرروستوک آلمان  گردهم می آیندتاجنایتهای بیشتری رادرخاورمیانه  طراحی کنندوپیرامون  سهم خودازاستثماروغارت مردم نقاط مختلف دنیا، به چانه زنی بپردازند. طرح های نظامی آمریکاعلیه ایران، یکی ازمباحث این اجلاس خواهد بود.

     طبق معمول هر ساله، مبارزین ضد سرمایه داری از اقصی نقاط جهان ( و به ویژه اروپا ) در مقابل گردهمائی جی هشت حضورمی یابند تا پژواک فریاد میلیاردها انسان کره خاکی علیه نظام آدمخوار سرمایه داری باشند. از زمان آغاز جنگ و سپس اشغال افغانستان و عراق، این جنبش ضد سرمایه داری تبدیل به جنبش ضد جنگ نیز شده است. مبارزات جهانی در مقابل اجلاس جی هشت بازنمای وحدت انترناسیونالیستی مردم جهان است. شرکت ما در این روزها، بهترین فرصت برای ایجاد پیوند میان جنبش های سیاسی و اجتماعی در ایران با  جنبش های انقلابی و مترقی و کمونیست در غرب است.

     شرکت متحدانه و فعالانه فعالین سازمان ها و احزاب کمونیست، چپ و ترقی خواه اپوزیسیون ایران در تبعید، فعالین جنبش زنان، جنبش کارگری و دانشجوئی، و هنرمندان انقلابی و مترقی در مقابله با اجلاس جی هشت نشانگر باز کردن جبهه نوینی در مبارزه علیه تبهکاری های نظامی آمریکا است. تا کنون جای جنبش سیاسی انقلابی ایران در صف مبارزات ضد جنگ اروپا خالی بوده است. درنگ جایز نیست!  نباید بگذاریم جمهوری اسلامی ایران و نمایندگانش خود را درصف مبارزه علیه سرمایه داری جهانی و جنگ های امپریالیستی جا کنند. ما باید به مبارزین جنبش ضد جنگ یادآوری کنیم که :

-     جمهوری اسلامی ایران، بطور غیر رسمی اما فعالانه در اشغال عراق با ارتش های آمریکا و بریتانیا همکاری کرد.  سران جمهوری اسلامی بارها بطور رسمی اعلام کرده اند که ارتش های آمریکا و دیگر کشورهای غربی، بدون کمک جمهوری اسلامی، نمی توانستند خاک افغانستان را اشغال کنند.

-     جمهوری اسلامی ایران 28 سال پیش در نتیجه ی سرکوب قیام مردم ایران و سازش برخی کشورهای امپریالیستی از جمله آمریکا با بنیادگرایان اسلامی ایران بر سر کار آمد.

-     جمهوری اسلامی ایران در 28 سال گذشته، ده ها هزار کمونیست و غیر کمونیست، فعالین جنبش کارگری و جنبش زنان و جنبش ملی کرد، بلوچ، ترکمن و عرب و... را به قتل رساند یا در زندان های مخوف محکوم به مرگ کرد. هزاران زندانی سیاسی کمونیست و غیر کمونیست را در سال 1988 ( 1367) در فاصله دو هفته به دار کشید.  

-         در جمهوری اسلامی ایران، زن رسما و قانونا برده ی مرد است و مرد در کشتن زن و فرزندان آزاد است.

-         جمهوری اسلامی ایران یک رژیم مذهبی است که پیروان مذاهب غیر رسمی (غیر شیعه) را، در معرض اذیت و آزار دائمی قرار می دهد.

-         جمهوری اسلامی ایران، با سرکوب مبارزات کارگران نفت، کنترل کمپانی های نفتی آمریکائی و بریتانیائی را بر نفت ایران تضمین کرد.

-     جمهوری اسلامی ایران، مجری سیاست های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول در ایران است. گلوبالیزاسیون افسارگسیخته زندگی اکثریت مردم را به تباهی کشانده است.

-      بطور خلاصه، این رژیم، یک رژیم مرتجع وابسته به نظام سرمایه داری جهانی است. اختلافات آن با  آمریکا، تغییری در ماهیت این رژیم نمی دهد. در دعوای میان امپریالیسم و ارتجاع، نمی توان جانب یکی را گرفت و بزیر پرچم یکی دیگر از این دشمنان غلتید.

     ما باید به مبارزین جنبش ضد جنگ در اروپا بگوئیم که :

     امپریالیسم آمریکا برای ممانعت از انقلابات مردم خاورمیانه تلاش می کند دو قطبی ”طرفداری از طرح های آمریکا یا بنیادگرایان مذهبی“ را به مردم این منطقه تحمیل کند.  نتیجه ی شکل گیری این دو قطبی را در عراق می بینیم. مردم عراق بدلیل آنکه نتوانستند قطبی مستقل از این دو ( امپریالیست هاومرتجعین ) تشکیل دهند وبدور یک افق سیاسی روشن برای رهائی خودازچنگال امپریالیسم و ارتجاع مبارزه کنند، امروزدرلای منگنه امپریالیست هاو بنیادگرایان اسلامی درحال نابودشدن هستند.

    ما انقلابیان و نیروهای مترقی ایران، عزم کرده ایم نگذاریم این دو قطبی مهلک بر صفوف مردم ایران تحمیل شود. مردم باید مستقل از این دو صف امپریالیستی و ارتجاعی، برای رهائی خویش، مبارزه کنند.

     ما مبارزین کمونیست و چپ و انقلابی و آزادیخواه، سخنگویان این صف مردمی هستیم و برای شکل گیری و گسترش آن درمیان مردم ایران تلاش می کنیم. ما درمیان خود برای انجام این وظیفه تاریخی متحد می شویم و از نیروهای انترناسیونالیست درجنبش ضد جنگ، ضد اشغالگری وضد گلوبالیزاسیون می خواهیم که به تقویت این سیاست و فقط این سیاست در رابطه با ایران بپردازند.

        رفقا و دوستان : متحدانه و فعالانه  در گردهمائی ضد جنگ، ضد اشغالگری و ضد گلوبالیزاسیون در روستوک شرکت کنیم و به مردم جهان نشان دهیم که در مقابل قلدری های قدرت های امپریالیستی جهان خواهیم ایستاد و در این ایستادگی ذره ای به جمهوری اسلامی که با 28 سال سرکوب مردم و خدمت به نظام جهانی سرمایه داری، برای ورود ارتش های امپریالیستی به ایران راهگشائی کرده است، امتیاز نخواهیم داد. تا دیر نشده صف خود را یکجا جمع کنیم و در این ساعات و لحظات حساس در باز کردن راهی جدا از امپریالیسم و ارتجاع بکوشیم.

 

پیش بسوی روستوک با پرچم رهائی بخش ضد امپریالیسم و ضد ارتجاع جمهوری اسلامی !

برای آینده ای بدون استثمار، بدون ستم بر زن، بدون ستم ملی، بدون جنگ های امپریالیستی و ارتجاعی، با هم متحد شویم !     

از شمال تا جنوب؛ از غرب تا شرق ایران؛ کرد و عرب و فارس و ترک و بلوچ و لر و ترکمن، متحد شویم و با این دو دشمن مقابله کنیم !

کارگران و زنان و دانشجویان و معلمان مبارز، افق  جنبش های اجتماعی خود را با این سیاست رهائی بخش روشن کنید!

 

اول ماه مه 2007

 

کمیته هماهنگی علیه G8

 

سازمان پناهندگی پرایم- هلند

خانه هنر - هلند

سازمان زنان هشت مارس ( ایرانی-  افغانستانی )

سازمان ملی دموکراتیک آوارگان افغانی

کمیته مرکزی حزب سوسیالیست ایران

اتاق اتحاد سوسیالیست ها در پالتاک

 

افراد

پویان انصاری

احمد پوری

امیر حسن پور

آذر درخشان

م. شکیب

بهزاد کاظمی

سیروس کفائی

فریدون گیلانی

ناصر نجفی

 

برای اطلاعات بیشتر لطفا با آدرس زیر تماس بگیرید:

Iran.AntiG8@gmail.com

 

خپلواکی- آزادی

نشرية مرکزی سازمان ملی دموکراتيک آوارگان افغانی

شماره پنجاه ويکم         صفحه اول         خپلواکی - آزادی        حمل 1386 ش        مارچ  2007 م

 

فهرست مطالب :

§      کودتای هفت ثور1357خورشيدی 29 ساله شد

§      اولسی جرگه او د بسنی فيصله

§      شعله ای هادرگستره ی زمان     

قسم به شعلة جاويد اين جريدة خلق      که خون خصم به دريـای اين وطن ريزيم

§      مصاحبه با آ قا ي آوين ال کالمي نمايندة جبهة ضد امپر يا ليستي و وطنپرستا نه عراق  

§      گزارش مختصرازتظاهرات کارزارزنان 8 مارچ درشهردن هاگ هالند

§      کل مرغان

§      به پاخيزيدومبارزه بخاطرعدالت اجتماعی راادامه دهيد                     

§      اخباروتبصره ! بيماری روانی,توجيه ديگربرجنايت امپرياليست ها             

§      افغانی که نمی خواهدبجنگد

§      تاريخچه هشتم مارچ ( روزجهانی زن)  

§      يادی ازنوروز

§       مسئله تجاوز,اسلاميزه شدن پاکستان وحمايت امريکا                              

§      پيام به کارزار                         

 

 

 سرمقاله

کودتای هفت ثور1357خورشيدی 29 ساله شد

 کودتائی که ازمدافعان و”رهبران آن“ اثرو نشانه ای به چشم نمي خورد؛ ولی يگانه چيزيکه ازخود برجای گذاشتند,لعن ونفرين تاريخ است که دربدل جنايات فراموش ناشدنی اي که درحق همه اقشاروطبقات جامعه افغانستان رواداشتندبرای خودکمائی نمودند.

   احزاب ”خلق“ وپرچم وستم ملی وقتيکه قدرت دولتی را تصاحب نمودند, کودتارا قيام وانقلاب ناميدندو”مبارزه ی“ خودرابرضدامپرياليزم وفئوداليزم اعلان نمودند اين احزاب رويزيونيست وتجديد نظرخواه ,که درعلم مترقی بريکی ازاصول واساسات بنيادين رسيدن به قدرت ؛يعنی ايجاد دولت زحمتکشان ازطريق رهبری حزب طبقه ی پيشرو را, ازنظر انداختند ودرمقابل آن بی اعتناء , بی تفاؤت وبی باوربودنددرعوض راه رسيدن به قدرت رامبارزه ی پارلمانی و مسالمت آميزتعيين کرده بودند,دست به کودتا زدند وبه نسبت خيانتی که به علم مترقی نمودند, بهای سنگينی رانيزپرداختند.

   بينش جداازمنافع مردم که رهنمای حزب ودولت کودتاچي هابودسبب گرديد که تفرقه وجدائی تاسرحدکشتن ومعدوم نمودن ياران ورفقای همسنگرخودشان شود, خودرادربرابرمقاومت ومبارزه ی وسيع و همگانی مردم کشوريافتندودامنه ی اين مبارزات روزتاروزوسعت يافت .

   دولت کودتاباصدورفرامين ظاهراخواست به جنگ عليه ی فئوداليزم وامپرياليزم برود. مبارزه ی شان عليه ی فئوداليزم برخورداراز قاطعيت نبودوبرنامة اصلاحات ارضی طوری عملی گرديدکه علاوه برنبودکئوپراتيفها, آلات واسباب زراعتی ورساندن آب به زمينهای تقسيم شده وبساکمبود هائي ديگر که دامنگيرشان بودازرشوه وواسطه به نفع مالکان ارضی دراين جريان کارميگرفت.

   وقتی دولت کودتادرخدمت سوسيال امپرياليزم قرارداشت چطورميتوانست مبارزه عليه ی امپرياليزم رابه نفع مردم به پيش ببردومبارزه ی شان برضدامپرياليزم غرب درحدشعارباقی ماندوتمام برنامه وفعاليت اقتصادی شان وابسته به شوروی بود.

   احزابی که ازمنافع طبقات مختلف جامعه نمايندگی ميکردندتوسط دولت کودتابه حيث دشمن شناخته شدندوباآنکه دولت خودرادموکراتيک اعلان نمودند, هرحزب و سازمان رابه نامهای مختلف کوبيده وازپی نابودی شان برآمدند؛ مثلاشعله ای هارا بنام افراطيون چپ ونوکران چين می ناميدند. يادآوربايدشدکه برای کودتاچی هاهر سازمان وشخصی اگرشعله ای هم نبود؛ولی درسابق به جريان ” شعله ی جاويد “ تعلق داشت بايد سازمان اش داغان وافرادآن روانه ی زندان وقتل گاه هاميشدندواين کار راباهمه ی نيروهای اپوزيسيون انجام داده وراه هرنوع مفاهمه رامسدودوپذيرش آراء وافکار مخالفين راردنمودند. برای آنهاکفايت ميکرد که بگويند”ماانقلاب کرده ايم ,يابامايا با دشمن ماوبی طرف ؛يعنی بي شرف“

   ” کودتاچی ها“ (به استثناء عدة) به اين  باور اند که مبارزه ی مابرضدامپرياليزم و ارتجاع بودودولت ,دولت انقلابی ودرخدمت زحمتکشان جامعه بوده وبرای پياده نمودن برنامه ی دموکراتيک کارمينموديم ودراين زمينه ازحمايت وپشتيبانی بلوک ”سوسياليستی“ برهبری”شوروی“برخوردار بوديم واين امپرياليست های غربی وارتجاع فئودالی بودندکه دربرابربه تحقق پيوستن اين آرمان ايجادموانع ومشکلات نمودند.

   جريان قدرت نمائی کودتاچی هاوده سال اشغال کشور(1979- 1989)توسط سوسيال امپرياليزم ”شوروی“,ثابت ساخت که امپرياليست های غربی وارتجاع فئودالی به حمايت يکديگروکمک وهمکاری کشورهای ارتجاعی منطقه خصوصاايران وپاکستان وعربستان سعودی دربرابردولت کودتاچی هابه توطئه ودشمنی آشکارپرداختند وتا سرحدنابودی شان پيش رفتند.يادآوربايد شدکه امپرياليست هاهم دربرابردولت کودتا موضع ثابت ويکسانی نداشتندوتاجائي که امکان داشت درارتباط با”شوروی“  درروابط بين المللی منافع مردم افغانستان رابه معامله ميگرفتند. مثلاپارلمان اروپادراوائل سال های هشتادبه ”شوروی“ تقسيم شدن افغانستان رابه شمال وجنوب پيشنهاد نمود که موردقبول ”شوروی“قرارنگرفت, ودرهر حالت آن ازجانب هردوطرف منافع مردم افغانستان ازنظرانداخته ميشد.تقويت احزاب جهادی , پيشبردجنگ برای جنگ و بربادی وازبين بردن جبهات وابسته به روشنفکران ملی ومترقی درداخل کشورو تروراين نيروهاکارهای نقشه مندو سيستماتيک نيروهای جهادی واستخبارات کشور های غربی بودو همين کاررادولت کودتاوارتش اشعالگردر داخل کشوربه اجراء می آورد.

    دولت خلق وپرچم به کودتادست زده و بدون اينکه به مردم تکيه نمايدوبه آگاه ساختن آنهااهميتی قايل شـــودکه اين خود

 نشئت ازاعتقاد شان به رويزيونيزم مينمود.

    ميگويند: ”چرا عاقل کندکاری که   بارآرد, پشيمانی“ درحالي که کودتاچي هانه عاقل بودندونه هم تاحالاپشيمانی ميکشند. آنهابرهمان اعتقادات سابق رويزيونيستی خودکه درمتن آن تکيه نکردن به مردم , واعتقادات رويزيونيستی جای گرفته بود, استوار اندوامروزدرخدمت اشغالگران امريکائی , قراردارند.

   نيروهای آگاه ملی وانقلابی جامعه به نسبت نداشتن برنامه وحزب انقلابی , در حالت سردرگمی وپراکندگی بسرمی بردند, اعتقادبه جمهوری اسلامی , کسب قدرت از طريق کودتا, اتحادوهمکاری بااحزاب مذهبی وخدمت نمودن به استخبارات خاد,KGB ,CIAوISI کارومشغلة سازمانهای رهائی و سامابودکه همکاری امروزی بااشغالگران ادامه ی سياست سابق شان می باشد .

   هرحزب ونيروی سياسی که خواهان مبارزه باامپرياليزم وارتجاع فئودالی می باشدبايد آموخته باشدکه اين کارسهل و ساده ای نيست ووقتی امکان پذيرمی باشد که تکيه گاه مردمی داشته باشد. آگاهی مردم به منافع شان وتشخيص دوست از دشمن راز پيشرفت ومؤفقيت درمبارزه را تضمين مينمايد.

   امروزکه افغانستان اشغال گرديده ونيروی های متجاوزبه رهبری امريکافعال مايشاء به کشتن وقتل عام مردم دست می زند, نبودن آگاهی مردم به منافع شان وعدم تشخيص دوست ازدشمن به دوام اين وضع پايه داده است.ازيکطرف اشغالگران امريکائی جنايت کاران رژيم های سابقه رازيرچترحمايت خودگرفته وبه آنهاپروبال ميدهندوآنهارابه مقامات عاليه ی دولتی رسانده وازطرف ديگرتوسط رسانه های خبری وگماشتگان خودکه بودجه ی شان ازطرف وزارت دفاع و سی آی ای امريکاتأمين ميگردد, دربين مردم ماهرانه به تبليغ مي پردازندکه اگرقوای خارجی نباشند,وضعيت کشوربه حال سابق برميگرددوخانه جنگی وقتل وقتال به اوج خودميرسد. اين نوع تبليغات که ظاهرادرست ميباشدوبه نفع امپرياليست هاو ونوکران بومی شان تمام ميشوددرحقيقت سدراه پخش,نضج وقوام يک تفکرملی در سطح جامعه وپيوستن نيروهای ملی ووطن پرست ميگرددوبطورماهرانه دست وپای نيروهای ملی وضدامپرياليستی رامی بندد وبرتاريخ مبارزات آزاديخواهانه مردم افغانستان وآموزش ازآن خاک پاش مي کنند. رهبری ميرويس هوتکی درقيام مردم برعليه گرگين وقوای اشغالی دولت صفوی ايران درقندهار, آمدن انگليس هاوبرتخت سلطنت کابل نشاندن شاه شجاع سدوزائی  و قيام مردم افغانستان تانابودی کامل قوای انگليس درطی دوجنگ افغان وانگليس , شاهکارهای درخشان وآموزنده ای تاريخی ميباشندکه مردم رادرس آزادی خواهی و مبارزه ميدهدکه هرباربرای نابودی وراندن اشغالگران کاروتلاش پرثمرصورت گرفته و به اين بهانه که جنگ داخلی وچند پارچگی مردم افغانستان بوجودمی آيد, برگرگين ها, مکناتن ها, شاه شجاع , ببرک وترکی تکيه نکردند.

   اگربرضد”شوروی“ به جنگ وروياروئی نمی پرداختندوحاضربه دادن قربانی وبه جان خريدن مشکلات نمی شدندواين بهانه راکه امروزنوکران امريکائی پيش ميکشندکه خانه جنگی ميشودوجنگ وتباهی برجامعه سايه ی شوم خودرامی گستراندتاامروزهم بايدقوای اشغالگر”شوروی“ درافغانستان می بودندوافغانستان بحيث يکی ازجمهوريتهای ”شوروی“درميآمد. چه شدکه آنوقت برای جنگ عليه شوروی ودولت کودتاتبليغ ميشد به آيات وحديث ازحقانيت آن دفاع و تبليغ صورت ميگرفت وامروزکه به عوض ”شوروی“اشغالگر, نيروهای اشغالگرامريکائی وانگليسی,جرمنی وديگران آمده اندوجنگ و ويرانی حدی رانمی شناسدوهزاران انسان از صحنه های جنگ به کوچ اجباری مجبور ميشوندوقتل عامهاصورت ميگيرد باز هم برای مردم تبليغ ميشودکه شکربکشند واين حالت راقبول کنندورنه بازهم همان جنايت کاران به جان ومال شان می افتند.

   بايد گفته شودکه اين جنايت کاران هر روزبه اين کاردست می زنندودردست نيرو های اشغالگرقراردارندچرابه عوض اينکه از قدرت دورشوندوبه محاکمه کشانده شوند برعکس برای شان مقام وعزت داده ميشود وبرای روزمباداکه ازآنهابه وجه احسن کار بگيرند, نگهداری ميشوند.

   اشغالگران بامرتجعين ونيروهای ضدملی و ضدمردمی منافع مشترک تاريخی دارندو همين نيروهای ضدملی درهرکشوری که هستند پايه وستون چترامپرياليست هاراتشکيل داده وبه کمک يکديگرمی شتابند واين اشتراک منافع , همدلی واتحادشانرا در افغانستان به چشم سر مشاهده ميکنيم در حاليکه اکثريت مردم افغانستان ازظلم ,بيداد وجنگ خانمانسوزی که درجريان است به فغان رسيده وميگويند: ”ما درجهنم زندگی می نمائيم.“ بازهم از بودن قوای خارجی (اشغالگران) طرفداری صورت ميگيردوقوای متجاوزراناجی مردم افغانستان معرفی مي کنند. امپرياليست هاو مرتجعين داخلی به منافع مردم وکشورذرة اهميت نميدهند, می بينيم که جنايت کاران رژيم های سابق چطورازطرف دولت مزدور (به فرمان امريکا) موردعفووتفقدقرارگرفتند. دراين بخشش هابازهم جنايتکاران , جنايتکاران راموردعفو قراردادند.

   جنايتکاران مردم بيگناه وکساني راکه از ظلم وستم بيزاربودندبه قتل رسانده اند. آنها کسانی بودندکه ذره , ذره ی وجودشان از امپرياليست هاومرتجعين نفرت داشت و حاضر نبودندکه نوکروبرده ی امپرياليست هاواشغالگران گردند. اشغالگران امريکائی بااين عمل خودبازهم انتقام خودراازانقلابيون ووطن پرستان ونيروهای ملی که نا جوان مردانه ازجانب نوکران حلقه بگوش شان به شهادت رسانده شده اند, ميگيرندوفاميلهائي راکه جگرگوشه های خودراازدست داده اند باغرورامپرياليستی , ريشخندوتوهين ميکنند.

   مشکل بزرگی که امروزدربرابرجامعه ی افغانی وجودداردوتاحال حل نگرديده اين است که هردوجانب ؛يعنی کودتاچی هاو حاميان شان ونيروهای جهادی وحاميان شان هريک خودراغمخوارونمايندةمردم وکشور مي دانندوجانب مقابل راباصفاتی که با آنها جورميآيدمتصف ميسازندووقتی هم منافع شان ايجاب نمايد باهم يکجاميشوند. درحالي که هردونيروی شيطانی وضدمردمی بوده وتاحال باقی مانده اند, منافع اکثريت جامعة قربانی وپايمال شده رابه معامله ميگيرند و وجهه ی مشترک شان درقبال منافع اکثريت جامعه خائينانه و ظالمانه است وتا امروزدرخدمت اشغالگران قراردارندبرای حل وغلبه براين مشکل بايد برضدشان به يک جنگ فکری سراسری پرداخت, جنگی که مضمون اصلی آن طرد طرزفکرکودتائی که تکيه نگردن برمردم وخدمت گذاری شان به اجانب واشغالگران راتشکيل ميدهد, می باشد.

   اگرازنظرسياسی به قضايای حل ناشده توجه نشودکه تاحالاکمتربه آن پرداخته شده,اين بحران تامدت هادامنگيرجامعة خواهدبودوتفرقه وجدائی که امپرياليست ها سخت درتلاش اندتوسط تبليغاتچي های مزدورخودبه آن ابديت دهند,برهمين حال باقی خواهدماندودستهای نابکارشروفساد امپرياليست های اشغالگرودولت مزدور کرزی ازسرجامعه که سخت درتلاش و خواهان مبارزه ومقاومت سرتاسری برای آزادی کشورو تأمين عدالت به نفع اکثريت هستند, کوتاه نخواهدگرديد.

  

اولسی جرگه او د بسنی فيصله

   دوی مياشتی کيری چه د افغانستان د اولسی جرگی د اکثريت غرو له  خوا يوه لايحه تصويب شوه چه يوه لس مادی لری . د دی لايحی نوم ئی ملی پخلاينه بللی او د تيرو درو لسيزو د سياسی حاکميت واکدارانو حخه په ” هيواد کی دوملی وحدت ته د رسيدو په منظور“ غواری چه , پوستنه ونه شی او د تعقيب او مجازات حخه معاف سی .

   دا فيصله د افغانستان و مشرانو جرگی ته وراندی شوه او هلته هم و منل شوه اوهم د حنو ولاياتو ولايتی شوراگانو هغه ته ” د امن او سولی د راتلو په غرض “ په مثبت نظر کتلی دی . اوس چه اولسی جرگه او مشرانو جرگی هغه فيصله کره د رئيس جمهورفيصلی ته معطله ده چه هغه به ئی ومنی او که به ئی رد کری.

   په افغانستان کی د ننه او په بهر کی افغانانو د اولسی جرگی دی فيصلی ته د قهر اوکرکی په وراندی کولو سره کلک حواب ويلی دی او د اولسی جرگی دا فيصله د ملی او بين المللی حقوقی معيارونو په خلاف بولی او غوستنه کوی (د رئيس جمهور کرزی حخه)چه دالايحه و نه منی او د حاکميت واکدارانو ته د دوی د جنايت او بشری ضد اعمالو د کرنی په خاطر جزاورکره سی او د يوی بين المللی محکمی غوستنه کوی چه جنگی مجرمين محاکمه کری .

   ملل متحد او دبشری حقوقو نری واله ارگانونو هم دا فيصله د عدالت او انصاف حخه ليری بللی ده او د دی لايحی د منلو حخه بی زاره دی .

   په افغانی مطبوعاتی شبکو کی پر دی موضوع باندی دير تاوده  بحثونه سویدی , حی مخالف افغانان پر دی  موضوع باندی د شرعی پلوه چه د حق الله او حق العبد تر عنوان لاندی مطرح کيری , بحث کوی او وائی چه په هيواد کی تيرو سياسی حاکميتونو حه خلق پرچم او ستم ملی يا مجاهدين او بيا طالبان , خلک وژلی , شکنجه کری , زندانی کری او په زور ئی د هيواد حخه شرلی دی , هيواد ئی خرابه کری دی , د خلکو شخصی شتمنی او بيت المال ئی لوت کری دی او په لکونو وطنوال ئی عيبی کری او دول دول جنسی تيری صورت نيولی دی اوهغه کسان چه د دی حاکميتونو له خوا تاوانی سوی دی , دا حق لری چه خپله فيصله وکری چه د دی جنايت کاره دولتونوعاملين غفوکوی که نه؟

   خو نظريات مختلف دی او پيشنهادونه دير. هرحوک و خپل ديد اوشناخت په اندازه پر دی موضوع بحث کوی او خپل نظراوفيصله بيانوی . د تيرو سياسی حاکميتونو عاملين په شورا کی او تر شورا د باندی , آرام نه دی ناست د مظاهری په کولو , د تهديد او تخويف حخه په کار اخستلو سره په اصطلاح داسی سکاره کوی چه د کرزی د دولت سره مخالفت لری اوهغه ته اخطارونه ليری چه دالايحه بايد ومنی .

   هغه کسان چه د دی لايحی مخالف وی توله ( ممکن استثناء وجود ولری ) رئيس

.

 

.

 

جمهور کرزی ته خواست کوی چه وا لايحه امضاء نه کری . خو پردی نه دی سلاسوی او له نظره ئی غورحوی ( حنی ئی قصدا او حنی ئی په نا پوهی سره ) چه کرزی حوک دی , د کرزی دولت حرنگه جورست لری او د تولنی د کومو دلو تپلو د گتو نمايندگی کوی  او تر تولو مهمه دا ده چه کرزی او د هغه دولت د امريکی په مشری د اشغالگرو يو نماينده او مزدورو دولت دی او د دی دولت داخلی او خارجی سياست د دوی له خوا تاکل کيری .

   امريکائی اشغالگرو خپله گته په دی کی وليدله  او گوری چه د تيرو دولتونو مشران او د هغوی نظامی سياسی قوت د حان سره ملگری کری . د طالبانو د چپه کولو د پاره ئی دا کاروکر او همدغه جنايت کاران ئی حنگ ته کسينول په لويو جرگو , دولت او په پارلمان کی ئی مقام ورکر, د مخدره موادو په قاچاق کی ورسره شريک دی , او د کرزی د دولت د حمايت د پاره د دوی حخه کار اخلی او هغوی هم خپله حصه او برخه غواری او د دغه برخی د ويش پر سر کله کله زرگری جنگونه زور اخلی او عام اولس داسی فکرکوی چه د کرزی دولت د خپلو هم گته قوتونو سره مخالفت لری او داجنايتکارملگری ئی دی چه د پرمختگ مخه بند وی . خو هغسی چه مو وليکل د دوی تولو گتی او موقف د هيواد دخوارو او نيستمنو خلکو په وراندی يو شان دی .

     هيواد وال پوهيری چه د امريکی په رهبری اشغالگران د تيرو کلنو په مقايسه د خلکو د بی زاری , کرکی او مقاومت سره مخامخ دی . د يوی خوا د نظامی عملياتو په نتيجه کی په زرهاو افغانان شهيدان او زخمیان کيری او دخپلو کورونو حخه شرل کيری او د بلی خوا د فقر او خواری اندازه دومره لوره ده چه د تولنی اکثريت حان په نس نه سی مرو لی او مجبور کيری د هيواد حخه بيرته ووحی همدا شان خلک د دولتی مامورينو د رشوت اخيستلو حخه بی زاره او په تنگ شويدی ( به تنگ آمد, به جنگ آمد) د غلاو او قتلونو ديريدل پر سحو باندی ناروا وی او فشارونه او حوان نسل ته د دولت د وعدو د نه پوره کولو , د دوی دپر حای غوستنو پمقابل کی د دولت د قهر او غصی حخه دک عکس العمل او نوری اجتماعی نابرابری تولنه د يوه بحران خواته وری او اشغالگران اومزدور دولت د يوی خوا خلک صبر او حوصلی ته دعوتوی او د بلی خوا ئی د نظامی قوت دير يدو ته ملاترلی او افغانستان ئی د اشغالگرو قوا و په قول اردو تبديل کری دی او هره ورح تازه دمه وحشی لسکری رمور پر مقدسه خاوره خپل مردار او ککر موجوديت ته زور ورکوی . د دی حالت په درک کولو سره جنايت کاره دلی , دولت او اشغالگران په بحران کی گوری او هغه حه چه امريکائی اشغالگرو ورکری ( پيسی دالرونه , چوکی , قصرونه)  په هغه ندی قانع او غواری چه دعفوی او بخشش رسمی سند هم تر لاسه کری جنايت کاران د اشعالگرانو حخه ويره نه لری او وموويل چه دوی په هره معامله کی سره شريکان دی , خو د جنايت کارانو ويره د افغانستان او نری د خلکو حخه ده او دا خلک اوزهير سوی اولس خپل حق ته د رسيدلو د پاره دولت او اشغالگران تر فشارلاندی نيسی .

   په دی حالاتو کی د جنايتکارانو مؤقف او د استفادی کولو موقع ده . خو وگورو چه په دی زرگری جنگ کی د امريکی اشغالگران غواری حه لاس ته راوری . رمور په نظر امريکائی اشعالگران په دی پوهيری چه افغانی تولنه د يوه بحران او سرکشی خواته په حرکت کی دی . په عراق کی امريکائی سياست ناکامه دی او د امريکائی اشغالگرو پسه سخنه بنده ده . امريکا د دی حالت حخه د نجات لپاره حان مجبوره احساسوی  چه د فلسطين موضوع حل کری (د فلسطين د خلکو د خوسی پرته) . سوريه او ايران دی ته مجبوره کوی چه په عراق کی د امريکائی سياست طرفداری وکری او د لبنان په چاروکی لاس وهنه و نه کری او هم ايران د اتمی برنامی حخه پر شاسی . د عراق کنفرانس چه سوريه او ايران به هلته حضور لری او د بيکر- هاملتون د کميسيون د فيصلی په بنا چه بايد د سوريی او ايران سره خبری وسی , به امريکا قانع نه کری او د امريکائی هغه سياست مخه به بنده نه سی چه يو ” لوی منحنی ختيح “  غواری او منطقه به د دوی په نظر د حه وخت لپاره نا آرامه او په جگره کی وی او د وخت په تيريدو سره به اوضاع بيرته نورمال سی . د دی سياست پر بنا امريکا غواری چه په ايران کی لاس وهنه وکری او د ايران د دولت هغه دله ايسته کری چه د امريکا پمقابل کی مقاومت کوی .

   امريکا د ايران د جامعی د سياسی بحران حخه هم با خبره دی او غواری چه په احتياط سره د دولت سره معامله وکری. يعنی داسی دله د حاکميت د دننه حخه قدرت ته ورسوی چه جامعه تکان ونه خوری او سياسی قدرت د خلکو لاس ته ونه لويری . د دی کار لپاره په اولين گام کی د افغانستان ثبات ته ضرورت لری . دا ثبات غواری د تازه دمه نظامی قواو ( چه د ايران پمقابل کی ذخيره کيری) د لسکرو او هم ” د کمکونو“ په ديرولو سره تأمين کری . د مبادا لپاره د جنايت کاره دلو د مشرانو حخه هم بايد استفاده وکری يعنی هم د افغانستان په دننه کی د حالاتو او هم د ايران د مسئلی په ارتباط د دوی د سر سپردگی او عبوديت د عهد او پيمان تجديد کوی , چه امريکا به دوی ته د عفوی او بخشش سند ورکوی او دوی به نظاره گرد اوضاع وی او په سياسی معاملاتو کی به دپخوا په شان امريکا ته بنده او غلام وی ترکمه حايه چه د ملی پخلاينی او د عفوی او بخشش د درام دواره خواوی بازيگران او د دوی چال اوچلند مو وپيژندی , مهمه پوستنه دا ده چه زمور د اولس رستينی او برحقه مؤقف به حنگه وی ؟ داپوشتنه حکه را پيداکيری چه دولت او جنايت کاران يوحای کارکوی او گدی گتی لری او د دوی هره فيصله د تولنی د اکثريت خلکو د غوستنی سره ولوکه په ظاهره په سايسته دول سره توجيه سی ( ملی وحدت او داسی نور) په تضاد کی دی .

   حرنگه چه قدرت او واک په هيوادکی د امريکا په لاس کی دی او بين المللی محکمه په هالند کی هم د امريکا او پلويانو د ارادی او فرمان پرته معنی او مفهوم نلری که هرحوک هلته محاکمه کيری د امريکی او پلويانو د سياسی معاملی او گتو پر بنياد به وی . د يوگوسلاويا رئيس جمهورئی مر کر او اعلان ئی وکی چه هغه د زره د حملی له امله مرسو. د نازی جرمنی ترماتی ورسته د نورنبرگ محاکمه هم په نامه وه حو کسه جنرالان ئی مره او غرغره کرل او پاته کسان چه دير استخباراتی نظامی معلومات ورسره وه امريکا ته بو تلل او يا هم په جرمنی کی پر کار وگمارل سول , د جمهوری رياست مقام ته ورسيدل او د نوبل جايزه کی ورکره .

   زمور په هيواد کی هم د مجاهدينو او خاد استخباراتی کارکونکی او شکنجه گران په امنيت ملی کی کارکوی او امريکائی اشغالگرو په خدمت کی دی . په لند دول سره ويلی سو چه د افغانستان خواراوقربانی اولس خپل دولت نه لری نو د جنايت کارانو محاکمه کول او عدالت غوستنه د مزدور دولت حخه بی مفهومه او بی حايه غوستنه ده . د خلکو حق هغه وخت په لاس ورحی ؛ يعنی حق وحقدار ته رسيری چه خلک اول حانته خپل دولت جور کری د خلکو دولت د حق او بازخواست غوستنه  د جنايت کارانو او د دوی د حاميانو حخه کوی , د کرزی دولت يو امريکائی لاس يوحی او مزدور دولت دی او هرگام چه پورته کوی د امريکا او جنايت کارانو په خواست ئی پورته کوی نه د خلکو د عدالت او انصاف غوستنی په خاطر . همدغه مهمه موضوع  ده چه د تولنی په سياسی چارو بوخت حزبونه او فعالين له نظره غورحوی او نتيجه لاس ته نه سی راوری د کرزی مزدور دولت د امريکی په مصلحت او په اصطلاح د ملی مصالحی او ملی وحدت ته ورسيدو په خاطر , جنايت کاران او د پخوانی رژيمونو د جنايت عاملين عفو کوی خو دا به د افغانستان خلکو ته د منلو ور نه وی .

  

شعله ای هادرگسترة زمان

 

  قسم به شعلة جاويد اين جريدة خلق

 

که خون خصم به دريـای اين وطن ريزيم

 

   علم تاريخ معرفی وتشريح مبارزات طبقاتی جوامع بشری ميباشد.

  جوامع بشری ازبدوبه وجودآمدن زندگی اجتماعی وهمگانی بربنيادهمکاری بين باشندگان وساکنان آن دريک منطقةمعين استواربودبه اين معنی که همه کار ميکردند و همه ازمحصول کار همگانی خودبدون امتيازاستفاده مينمودند.انسانهادراين دوره ضرورت کنترول برمحصول وفرآورده های جمع آوری شده نداشتندازآنجائی که همه يکسان ومساوی وبه اندازةتوان خودبه کاراشتغال می ورزيدند,طرزتفکرسؤاستفاده ازکار ديگران وبرای خودنگهداشتن وديگران رامحروم کردن  وجودنداشت لذاوجود دولت و ارگانهای آن که امروزآنراقضائيه , مقننه واجرائيه مينامند هم اضافی بودواحتياجی به آن نداشتند.

   باگذشت زمان اين اوضاع تغييرمينمايد؛يعنی وقتيکه دربين همه جوامع استفاده ازکار ديگران,تکامل ابزارکاروبه اسارت درآوردن افرادقبايل ديگرکه سابقاآنهارانيست ونابود ميکردندوحالاديگرازنيروی کار شان به نفع خوداستفاده مينمودند,امتيازات در بين افراد جامعه رونماميگرددوبرخی دارای اين امتيازات ميگردندوديگران ازآن محروم ميشوند. کسانيکه دارای اين امتيازات ميباشندبرای حفظ جان ومنافع خود محافظين درست ميکنند.برای اينکه منافع خويش رابحق جلوه دهندبه قانون وقضااحساس ضرورت ميکنند ودرجمع بايددستگاهی می بودکه دربرابرمخالفين درجامعه ايستادگی ميکردچه به طور آرام ومسالمت آميزوياهم به وسيلة قهرواستعمال قوت آنهاراسرکوب نموده ومطيع خود مي ساخت .

   ازاين بيان مؤجزخواننده به ضرورت ايجاددولت ودستگاههای عريض و طويل که باگذشت زمان وسپری شدن قرنهاوهزاره هاکه تاامروزرسيده وعصری ومدرن گرديده , پی می بردوبرصحت اين مطلب که جامعه اوليه ی انسانی بافروپاشيدن خودوايجاد تفاوتهائی بين افرادداراونادارجامعه به طبقات يعنی طبقه ی داراو نادارهاتقسيم گرديد و برای کسب وتوزيع ثروت که وسايل توليدو کار انسانی روال واهميت خاص خودرادراين پروسه دارد, ايجاددولت رابرجستگی می بخشد. در حقيقت وظيفه ی دولت اين است تا محصول وثروت بدست آمده از کساني که کارميکنندرادردست خودداشته باشد وآنرا طوری بين افراد جامعه تقسيم نمايدکه مصلحت ومنفعت اش آنراايجاب نمايد.در اينجا مفهوم ايجاب مصلحت ومنفعت خودنمائی ميکندودارای معنی به خصوص خودمی باشد .

   وقتيکه اين رامی پذيريم که جامعه به طبقات تقسيم گرديده ؛ يعنی محرومان و ستمديدگان دريکطرف وداراهاوستمگران درطرف ديگر قرار دارندپس به اساس فعل و انفعالات وجريانات روزمره در داخل اجتماع مارا به اين واقعيت آگاه می سازدکه دولت بايد درخدمت توانگران وستمگران برضدستمکشان وناداران کارنمايد.

   البته که کاردراينجاختم نمی شودهردولتی که برای اقليت ستمگرومفتخوار کار ميکند جبراضرورت احساس ميکندکه برای روپوش گذاشتن برکارنامه وظيفه ورسالت خودکه هماناحفظ منافع خودی وسرکوب مخالفين چه بصورت آرام ومسالمت آميزيعنی تحميق وياهم به طور قهری ميباشد,بيک سری کارهادست بزندکه مهمترين آن هاتبليغات است که مردم راتحميق کندوفريب دهدو آنها راازتفکرسالم بازدارد.يعنی فرهنگی که در جامعه از همين روابط اقتصادی وبرای  حفظ همين مناسبات بکارگرفته ميشود دربخش های مختلف تبارزاتی مينمايدکه جهت فکری جامعه رابر منوال منافع همين اقليت نشانه ميگيرددولت اين وظيفه رااز طريق روشنفکران وابسته به خودانجام مي دهد.برای روشنفکران مزدورووابسته امکانات مساعدراازطريق رسانه های ارتباط جمعی شامل راديو, تلويزيون , انترنت و چاپ وپخش نشرات مساعدوآماده ميسازد وباچاشنی شعارهای کاذب وبه ظاهردلفريب جامعه مدنی,حقوق شهروندی, آزاديهای بشری رهائی زنان و...مردم را به پخش فرهنگ خودچنان سرگيچه وخمار می سازد که نتوانندراه وچارة اساسی بدبختی هاو ظلم وستمی که برآنهاصورت ميگيرد را بفهمند.

  درقطارروشنفکران يک عده ازآنهابه حيث محقق,نويسنده,تاريخ نويس واکادميسين به خلق آثاری ميپردازندکه نام آنراتاريخ می گذارند. اماتاريخ نويسی دربين افغانها ازدو دهه به اين طرف رونق يافته وتاريخ نويسان جهادی,بعداپس ازفروپاشی دولت ”خلقی“ - پرچمی - ستمی هادرافغانستان وفرارآنهابه سوی غرب.کادرهای بالای حزبی ودولتی خاطرات دوران فعاليت سياسی خودرابه نام تاريخ عرضه ميکنندکه يکجانبه گری , دفاع ازتجاوزوکودتا,مقصردانستن غرب درحوادث افغانستان وسرزنش وافشأگری فرکسيون ها وجناحهای رقيب حزب ”خلق“ ووطن درآن باتفأوت های کم وناچيزبيان شده است .

   تاريخ نويسان کودتاچی بدون اينکه برماية فکری خودچيزی افزوده باشندوخودرااز نو آموزش دهنددرچوکات همان انديشه های زوال يافته,تغذيه ی فکری ميکنند و بدون اينکه به علت العلل ناکامی هاو شکست های خودپی ببرندخودراقربانی حوادث جنگ سردميدانندومی کوشندخود رااز مسئوليت سنگين کشتاروجناياتی که مرتکب شده اندبا ارائه ی همچوعذروبهانه هاخلاص کنند.

   طوريکه دربالاتذکرداده شدتاريخ بيان مبارزات طبقاتی درجامعه ميباشد. کسانيکه تاريخ می نويسندچه دريک طرف معين قراردارندوياخودرابيطرف ميدانند(که نا ممکن است) بايدبه خواننده تفهيم نمايند و سبب بوجودآوردن حالتی برای خواننده گردندکه جامعه رادرکل باهمه احاد, زوايا وترکيب های آن شناسائی کندودرمسير رويدادهاووقايع نه اينکه درحاشيه قرار بگيرد, بلکه خـودرابه صورت احساسی هم که باشددرآن دخيل بدانـدوحقايق راطوري به وقوع پيوسته , تحويل بگيرد .

   کاری راکه وقايع نگاران وتاريخ نويسان دراين دودهه ازقلم انداخته اندوياتحريف نموده اند,مقام وجايگاه” شعلةجاويد“ يا شعله ای هادرتاريخ مبارزات زياده ازچـهار دهه درافغانستان می باشد.

   سازمان جوانان مترقی درسال 1344 تأسيس گرديدو” شعلةجاويد“نام نشرية هفتگی همين سازمان مخفی بودکه در بهار سال 1347ش درکابل برای 11هفته پخش گرديدوبتاريخ 25 جوزای همان سال ازطرف دولت ظاهرشاه مصادره گرديد. شعله ای ها مظاهره ای راکه به طرفداری از کارگران فابريکة جنگلک براه انداخته بودند وازطرف پوليس موردحمله وضرب وشتم قرارگرفت درنتيجه يکتعدادازشرکت کنندگان اين تظاهرات زندانی وبه حبس های 7 تا13 سال محکوم شدندونشريه ی ” شعلةجاويد “ راازدست دادند.

   جريان ازاين قراربودکه کارگران جنگلک درکابل برای خواسته های متعددخودازجمله حق ساختن اتحادية کارگری , برای چند هفته دست به اعتصاب زدندوبه تظاهرات خيابانی پرداختند. دولت ظاهرشاه - که تاريخ نويسان آن سال هارابنام دهه ی دموکراسی وقانون اساسی می نامند- , با  سرکوب تظاهرات کارگران يک تعدادشان رازندانی وتعدادزيادشان رابی کار ساخت.

    شعله ای هابرای پشتيبانی ازخواست برحق کارگران وبرای رهائی کارگران زندانی درشهرکابل به تظاهرات پرداختند. شام پنجشنبه 23 جوزا دربرابردفترنشراتی ”شعلةجاويد“درجادة ميونديکتن ازسخنرانان بنام انجنيرعثمان که ختم تظاهرات همان روزرااعلان نمود, به دولت اخطارکردکه اگرکارگران زندانی رها نگردندروزشنبه به تظاهرات خودادامه مي دهيم وکارگران رابه زور رهاميکنيم . دولت ظاهرشاه کارگران زندانی رارهانساخت وروز شنبه شعله ای ها درجاده ی ميونددست به تظاهرات زدندو می خواستندازراه سينما پاميربه طرف پارک زرنگاربه حرکت خودادامه دهند. پوليس با آمادگی کامل در برابرصفوف شعله ای ها موانع را ايجادوآنهارامحاصره نموده ولحظه به لحظه حلقه ی محاصره را تنگتر نمودو برای يک برخوردبه تحريک و پروکاسيون پرداخت ودرنتيجه باوارد آوردن ضربت به کوتک کاری تظاهرکنندگان پرداخته تعداد زيادی ازآنهارا زندانی ساخت ونشريه ی    ” شعلةجاويد“ که قراربودشماره ی 12 آن از چاپ برآيد,از نشر بازماند.

   دولت ظاهرشاه شعله ای هائی راکه دستگيرنموده بودبه جرم برگزاری تظاهرات از7 تا 13 سال قيد نمود.

    داکتررحيم محمودی,داکترهادی محمودی, عظيم محمودی,انجنيرعثمان,عين العلی بنياد,مضطرب باختری (اسحق نگارگر) وديگران ازجمله کسانی بودندکه در” دهه قانون اساسی“ درزندان دهمزنگ پشت ميله های زندان قرارگرفتند.

   يادآوری بايدگرددکه اين اولين زندانيهای شعله ای نبوده ودرجريان سالهای 1347تا 1351ش دولت ظاهرشاه بارهاچهره و ماهيت” دموکراسی“ و” قانون اساسی“ رابا تهديد, ضرب وشتم وزندانی نمودن رهروان  ” شعلة جاويد“ ومحروم نمودن شان ازادامة تحصيل وکارو وظيفه , دردستور روز قرارداد وقانون که به دفاع ازاستبدادسلطنتی نافذ بود, خودنمائی ميکرد.

   دولت جمهوری داؤدخان به همکاری جناح پرچم وخلق وپشتيبانی سوسيال امپرياليسم شوروی دوره ی سياه ديگری از تاريخ افغانستان ميباشدوسيستم پوليسی و خبرچينی,نيروهای سياسی مخالف رابا تخويف وتهديدبی مثال زيرنظرگرفته وبرای هرعنصرمخالف دولت دردناکترين آينده متوجه بودواين عمل کاررايج بود.

   اوج يورش برنيروهای شعله ای ازطرف کودتاچی های ”خلق“ وپرچم وستم ملی با آغاز کودتای هفت ثور1357کاری راکه دولت ظاهرشاه آغازگرآن بودوداؤدخان آن را پاسداری نمود,می باشدواحزاب اسلامی به حمايت استخبارات انگلستان,امريکا وISI چه درزمان موجوديت خوددرپاکستان و ايران و ياهم بعدازآن درزمان حاکميت شان در افغانستان وبعدطالبان تاامروزکه افغانستان مجددااشغال گرديده,شعله ای هاراموردکين ونفرت , قرارداده ومی دهند.

   يادآوری بايدکردکه شعله ای هادارای يک سازمان, حزب وايدئولوژی واحدی نبودند ودرشروع اولين انشعاب آن درسال 1348 که ازآن ”پس منظری ها“برهبری انجنيرعثمان ومضطرب باختری حالا (نگارگر),جداشدندوازطرف مجيدآغا          (مشهوربه کلکانی) که بعدهارهبرساماشدوبه شهادت رسيد, حمايت گرديد. گروه هاو محافل متعددباداشتن ايدئولوژی هايی متفاوت عرض وجودنموده وفعاليت نمودند و درعرصه ی مبارزاتی بادولتهای حاکم در وقت خودتلفات سهمگين ومدهشی رامتقبل گرديدند. ازآنجائی که گردانندگان وفعالين اين سازمانهاوتشکيلات آنهائی بودندکه ازبد برآمدن ”شعلةجاويد“درسال 1347 ش ويا هم پيشترازآن , اعضأ سازمان جوانان مترقی

بودنددرجامعه بنام شعله ای يادميگردند.

    مناسبت دوم نافهمی سياسی وياهم نفرت وکينه ی حلقات وحاکميت های سياسی در افغانستان بوده واست که هرعنصرمخالف بادولت امروزی راکه هويت سياسی جهادی يا”خلقی“ - پرچمی - ستمی نداشته باشد, بنام شعله ای يادمی کنند. يکتعداداشخاصی که امروزبادولت مزدورکرزی ونيروهای اشغالگر به رهبری امريکاکارميکنندوتامقام وزيرو رئيس رسيده اند, زمانی هم شعله ای بودندوبعداباسازمانهای مثلاساماورهائی پيوستند. رهبری اين دوسازمان به کودتاها روی آوردند وباسازمانهای استخباراتی بين المللی ومنطقه روابط برقرارنمودند وساما با خادبه امضای پروتوکول مبادرت ورزيده باپول وسلاح خادحمايت ميشد. آنهامؤيد سياست چين بعدازمائوتسه دون بودندوبا آن که سابقه ی سياه دارندازطرف حلقات و نيرو های معين ومشخص بنام شعله ای ياد شده وميشوند. مهم اينست که اين افراد واشخاص عملادرخدمت اشغال گران در آمده اند وشعله ای های اصيل و راستين به اين کارومسلک ننگين وذلت بار, تن نداده اند, زندان وشکنجه وکشته شدن درراه منافع مردم وحيثيت واعتبار کشور خودکه همانااستقلال وآزادی افغانستان ميباشد را متقبل شدندوتسليم نگرديدند. استقامت و پايداری شان درمقابل شکنجه گران رژيم های مختلف,الهام بخش مبارزانی استکه بر ضداشغال وتجاوزمی رزمندوبرای مستقر شدن حاکميت سياسی اکثريت جامعه که قربانی بی عدالتی اند, تلاش می ورزند.

    ازجانب ديگراين افرادچه به صورت سازمانی يافردی به آوازبلنداعتراف می کنندکه پايبندايدئولوژی وراه سابق خود نيستند ولی بازهم بنام شعله ای که همکار ومؤيددولت مزدوراند,يادميشوند.آنها مي خواهندبااين کارخودبه اصالت راه شعله ای ها, به رسالتی که دربرابرمردم زحمتکش و تاريخ خودداشته ودارند, خدشه وارد کنند ودربين اذهان عامه طبق ميل خودآنهارابی اعتبارسازند.

   شعله ای های معتقدبه اصول مبارزاتی خود ( قسم به شعلة جاويد اين جريدة خلق  که خون خصم به دريای اين وطن ريزيم ) که دربرابراستبدادوسلطنت مطلقه ی ظاهر شاه بامردم زحمتکش وستمديده ی خود عهد وپيمان انقلابی بستندوجايگاه خودرا همگام بامبارزات مردم قهرمان کشوروجهان تشخيص کردند, پيوسته به پيش رفتندبا آنکه دشمن قوی,مکاروحيله گربوده واست ؛ ولی آفتاب حقيقت ازپرتوافگنی بازنمی ماندوخلاف آنچه تاريخ نويسان مغرض وکوردل, می نويسند, برحقانيت شان خدشه ای  واردنمی شود.

   تبليغات چی هـــای مـغرض وبی خردان سياسی که ياران نيمه راه , سازشکار وافراد سست عنصرراشعله ای می نامند بايد بدانندکه حافظه ی تاريخ کندونادقيق نيست که سياه راسفيدنمايد. زرين نامه ی تاريخ بدون تعصب حقايق رادرخودثبت نموده و بدون پروا و خوف ازجباران وستمگاران تاريخ رابه پيشگاه قضاوت همگانی قرار ميدهدتافهميده شودکه برسرمنافع مردم افغانستان چه کسان ونيروهائی معامله نموده اندوچطوروجدان خودرابرای مقام وچوکی فروخته وخودراذليل وبی مايه ساختند.

   اضافه بايدنمودکه شعله ای هاچه درسابق وياهــم امـــروزجزئی ازمردم خودبوده و هستند وبدون مردم خودبه زندگی , تلاش ومبارزه ادامه داده نمی توانند. همانطورکه ماهی بدون آب زندگی کرده نمی تواند و بدون درياحرکت وجنبش برايش ميسر نيست,آنهائيکه درراه منافع مردم خويش از عهدوپيمان نگذشتندوخودرابرای آرمان های والاوشريف انسانی قربانی نمودند,شايسته ی آنست که نسل امروزی شعله هابدون هراس ازموانع ودشواری هابامردم خود باشندوبی پرواازستمگران برای مردم کشور خودشرايطی رابوجودآورندکه بتوانند با آگاهی طبقاتی وانديشه ی رهائی بخش بر سرنوشت ومقدرات خويش رسيدگی نمايند ودست زورمندان واشغالگران راازسر خود کوتاه نمايند.

   اين است وظيفه ی بزرگی که درپيش پای شعله ای هاازروزاول قرارداشته وتمامی مرتجعين وخدمتگذاران نظامهای فاسدو ضد بشری برآن چشم بسته اند.آخرين تلاش شان اين بوده تاازشعله ای هابه گونه ی ديگريادکنندوياهم باسکوت ازکنارشان گذشته تاتوانسته باشنددرقسمت بيان رويدادهای تاريخی چنددهه ی اخيرکه بانام شعله ی هاعجين شده است به جعل و تحريف مبادرت ورزيده وبه حيث تاريخ نويسان وواقعه نگاران خدمتگذارشاهان مستبدونيروهای متجاوزواشغالگرونوکران بومی شان که اضافه ازچنددهه برسرنوشت مردم کشورماحاکم اند,عرض اندام نمايند.

  

مصاحبه باآقای آوين ال کالمی

 

نمايندة جبهة ضد امپر يا ليستي و وطنپرستا نه عراق

   خبرنگار : امپريا ليزم امريکا به رهبري بوش ميخوا هدباافزايش  عسا کر امريکائي (153500 ) نفرجبهة مقاومت ضدامپرياليستي را درعراق سرکوب و نا بود نما يد وحالت امنيتي فعلا درعراق درچه حالت است ؟

   آقاي  اوين : امپرياليزم امريکا برهبري بوش  اين پلانش راازشروع فبروري سال (2007) آغازوپياده مينمايد،برعکس تلاش هاي امپرياليزم امريکاوقواي ناتوجبهة مقاومت ملي درعراق شدت پيدانموده است وازماه فبروري  امسال تاحال 6 هليکوپترقواي ناتوسقوط داده شده است همزمان عساکر اشغالگرامريکائي وانگليسي دريک قسمت ازشهربزورباتانکهاوهيليکوپترها40 خانه راباساکنين آن بخاک يکسان کردندجبهةمقاومت ضدامپرياليستي به کمک ومعاونت مردم اين منطقه رسيده وافرادزخمي رابه شفاخانه  انتقال دادند .

   خبرنگار: بوش وقواي ناتووانمودمي سازندکه باافزايش عساکرخويش جبهة مقاومت ضدامپرياليستي مردم عراق راسرکوب وحاکميت خودرادرعراق تامين خواهندکرد؟

    آقاي اوين : اين خصلت امپرياليست هااست که هميشه  دروغ ميگويند. تاآرامي هاي دسته جمعي،قتل وقتال مردم عادي نه ازطرف مردم عراق وجبهة مقاومت ضدامپرياليستي،بلکه توسط عساکرامريکايي، انگليسي وسازمان هاي جاسوسي عراق،اسرائيل وايران قصداًدامن زده ميشودتاجنبش ضدامپرياليستي وضدتجاوزرامهرتروريستي،انسان کشي وبرادرکشي تبليغ نمايد.اين واقعيت رامردم عراق مي دانندکه در عقب اين حرکات وقتل وقتال هاعساکرامريکائي و سازمان جاسوسي سياه رول عمده راايفأمينمايد.جبهةمقاومت ضدامپرياليستي ازپشتيباني عميق مردم عراق برخورداربوده ومشترکاًبامردم عراق براي بدست آوردن عراق مستقل،آزادودموکراتيک مبارزه نموده ومبارزةمسلحانة خودراتابيرون راندن عساکراشغالگرادامه خواهندداد.اين اصل خواست ماومردم عراق  ميباشد.کشورهمسايه ايران وکشورهاي اما رات عربي جمعأنيروهاي وابستة خويش رادرعراق باهمکاري امپرياليزم امريکاکمک ومعاونت مينمايد.

     خبرنگار: نظرشمادرقسمت تهديدوحملة نظامي امريکابالاي خاک ايران چيست؟                                                                               

     آقاي آوين: رژيم آخوندي ايران تلاش داردوهم تلاش ميکندتادرمسائل داخلي عراق باپشتيباني ازجناح ارتجاعي شيعه مذهب نقشي راايفاء نمايد وازحرکت نيروهاي ضدامپرياليستي عراق به نفع خويش استفاده نمايد.ازطرف ديگرامپرياليزم امريکاتوانمندي اقتصادی ونظامي حمله بخاک ايران راندارد زيراپرابلمهاي امريکادرعراق وافغانستان آنقدرشدت پيداکرده که وي رامجبوربترک خاک عراق وافغانستان خواهدکرد .                

    خبرنگار: چه نيروهاي درجبهة مقاومت ضدامپرياليستي مهم هستند ؟   

    آقاي آوين : اين جبهة مقاومت وضدجنگ امپرياليستي ازمردم عراق ونيروهاي مختلف سياسي ضدامپرياليستي تشکيل گرديده اين نادرست است که بگويم اين نيروهاوحدت واحددارنداماجبهة مقاومت يک هدف واحددارد.وآن اين است که ضدتجاوزامپرياليزم امريکا مبارزة مسلحانه نموده ووي راواداربه ترک خاک عراق نمايد.جبهة مقاومت يک جبهةدموکراتيک وآزاديبخش ميباشد, نه يک جبهةاسلامی ومابه اين نظرهستيم که احزاب اسلامی شيعه وسنی نمی توانندراه حل دموکراتيک راعليه تجاوزبه پيش ببرند.مردم عراق ازجنگ عراق وايران درسال های80 تجربه ی کافی دارندوخواهان ايجاديک جامعه ی دمکراتيک وانسانی درغراق می باشند.

   امپرياليزم امريکاوقوای ناتومردم جهان رادرعراق ازخطراسلاميست هاوتفرقه بين احزاب اسلامی شيعه وسنی درواهمه وترس قرارداده اندتااهداف تجاوزی خودرادرخاک عراق پياده نمايند. تابعدازشکست امپرياليزم امريکادرعراق احزاب اسلامی فعاليت داشته باشند, چون ايشان ازپشتيبانی اکثريت مردم عراق برخوردارنيستندومردم عراق آنهارادرآينده عراق انتخاب نخواهند نمود, زيرااين احزاب ازلحاظ تاريخی درعراق نقشی راايفأنخواهندکرد.

 

نوت : اين مصاحبه توسط نماينده ی نيروهای ضدامپرياليستی وضدتجاوزی آلمانی بتاريخ 22 فبروری صورت گرفته وتوسط يکتن ازاعضأ سازمان به زبان دری ترجمه شده است .

 

گزارش مختصرازتظاهرات

کارزارزنان 8 مارچ درشهردن هاگ هالند

   ساعت دوازده چاشت روز پنجشنبه 8 مارچ راهپيمائي باشکوهی ازميدان مرکزي”مالي فلد“دن هاگ آغاز گرديد.دراين راهپيمائي بيش از600 نفراززنان ومردان از کشورهاي مختلف جهان شرکت نموده بودند

  شعارهائي که به روي آنهاعناوين مختلف دررهائي زنان,مرگ برجمهوري اسلامي ومرگ بر امريکابه زبانهاي هالندي,انگليسي وفارسي نگاشته شده بود.توسط منسوبين احزاب وسازمانهای شرکت کننده حمل مي شد. درشعارهواداران ”حزب کمونيست (مائويست) افغانستان اين عنوان به زبان انگليسي نگاشته شده بود :” اشغال امپرياليستی افغانستان,ستم برزنان را بيشترساحته است! “

   درپيشاپيش صفوف تظاهرکنندگان زني با چادرسياه ونقاب سفيدزنجيربه گردن حرکت ميکردوبااين کارش چهرة گريه نظامهای ستمگروزورگوی رابه تصوير ميکشيد .

    درمقابل سفارت آمريکا که درپيشروی آن چهرة مسخ شده ی مجسمة آزادی ؛ قرارداشت , جريان توقف نموده وپيام کارزارتوسط سخنگوی آن به زبان انگليسی باصدای پرطنين قرائت گرديد وی تأکيد نمود که ما درمقابل هرگونه تجاوز امپرياليستي به ايران، لحظه اي دست از مبارزه نخواهيم کشيدوتظاهر کنندگان به زبان انگليسي شعارهاي مرگ بر امپرياليسم آمريکا،دست امپريالسيم ازخاورميانه کوتاه , دست امپرياليسم از ايران کوتاه باد,نه به جنگ نه به تحريم، مرگ برامپرياليسم. رابا صدای بلندسرميدادند.سپس تظاهرات موجوار به پيش رفته وازجادة مقابل محکمة بين المللی لاهه, باشعارهاي کوبينده گذشته وبه سوي سفارت ايران, روانه شدند.

   درطول راه طبالان هالندي برطبل هايشان بلاوقفه مي نواختندوبه وجدوشورراهپيمايان مي افزودندوازتريبون کارزارشعارهاي کوبنده ي ضدامپرياليستي ضدامريکائي .ضد نظام زن ستيزجمهوري اسلامی فضاراپر نموده بود.جريان همچون آتشفشاني مي خروشيدوبه پيش مي رفت .در مسير تظاهرات اعلاميه هايي بزبان هالندي پخش مي شد و عابرين پياده باتکان دادن دست اعلان همبستگي مي کردند.

   درتمام طول تظاهرات عده ی زيادی ازخبرنگاران و فيلمبرداران مطبوعات بچشم مي خوردند که لحظه ی آزام نداشتندودر حال تهيه خبر و مصاحبه با تظاهرات کنندگان بودند.

   جريان درروبروي سفارت جمهوري اسلامي توقف نمودوسرودکارزار که اثري بي نظيرازشاعر انقلابي مينا اسدي  وآهنگ محمد شمس با صداي گيسو شاکري است, براي چندمين بارپخش گرديد و جمعيت همصدا با آواز خوان اين سرود راخواندند.

   دربرنامه سخنراني،سخنرانان ازکشورهاي مختلف به دفاع ازمبارزات زنان ايران و افغانستان پرداختندوبه همبستگي بين المللي درتمامي عرصه هاي مبارزاتي تأکيد ورزيدند.

   سخنرانان گردهم آئی اين هابودند:

   آنياسولن از حزب سوسياليست هلند,نماينده پلاتفرم ضد جنگ هلند,مونيکا گاردنر از رهبران ام- ال- چي دسي و از رهبران جنبش زنان در آلمان , ايلام از فدراسيون کارگري ترکيه, ليلا پرنيان از کارزار زنان ايران, پينا از فدراسيون زنان آزاد,مينا اسدي شاعر مبارز تبعيدي,وجيهه از افغانستان,جانا از سازمان کارگران و دانشجويان ترکيه, ان لناردز مسئول بخش زنان حزب کمونيست بلژيک

   درفاصله سخنراني ها تعدادي از پيامهاي دريافتي خوانده شد. پيام جمعي از زنان سازمانده فعاليت 8 مارس در ايران و پيام فعالين زنان حوزه بنفشه از شهر سقز و اربيل با ابراز احساسات شور انگيز جمعيت روبرو شد.

   در ختم برنامه، قعطنامه کارزار زنان قرائت گرديد ( متن کامل آن اينست) :

 

”روز 8 مارس نماد حضورزن آگاه، مداخله­گرومعترض درتعيين سرنوشت خودو نيز سمبل همبستگي و مبارزه زنان عليه کليه اشکال ستم و استثمار مبتني برجنسيت درعرصه جهاني است. به همين منظور ما شرکت کنندگان دراين مکان گردهم آمده­ايم تا پژواک فرياد ميليون­ها زن تحت ستم نظام سرکوب­گر قرون وسطايي جمهوري اسلامي را از يک سو و نيز صداي اعتراض صدهاهزارزن آواره درپي جنگ تجاوزگرانة امپرياليستهاي مدعي حقوق بشردرعراق و افغانستان ازسوي ديگر،ودر شرايط  بسيارحساس و بحراني موجود در منطقه خاورميانه ودرسطح بين المللي باشيم.

   شرايطي که منطقه خاورميانه درراستاي نظم نوين جهاني راه حل­هاي تجاوزگرانه و جنگ طلبانه رابيش ازپيش براي تجاوز گران تقويت مي­کند. شرايطي که نظام جمهوري اسلامي مي کوشد تا با دامن زدن به آن پايه­هاي لرزان وسست بقاي خود رامستحکم کند.

ما دراين­جا گردآمده­ايم تا فرياد برآوريم؛

 28 سال حاکميت نظام جمهوري اسلامي دستاوردي جز آسيب­هاي اجتماعي گسترده و گوناگون از قبيل فقرمطلق و عمومي، بيکاري، اعتياد، ايدز، تن فروشي، خودسوزي، سنگسار، قتل هاي ناموسي و تباهي ارزش­هاي والاي انساني نداشته است. دستاورد جمهوري اسلامي سرکوب، شکنجه، تجاوز و اعدام زنان بويژه در سال­هاي دهه 1360 بوده است. ياد آن عزيزان گرامي باد.

   ما در اين­جا گردآمده­ايم تا فرياد بزنيم؛ ريشه­کن­شدن چنين نابساماني­هاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي درگرو سرنگوني نظام ارتجاعي جمهوري اسلامي است.

   ما دراينجا جمع شده­ايم تا فريادبرآوريم؛ بخش راديکال جنبش زنان همراه با ساير نيروهاي مترقي و آزاديخواه در راه ساختن قطب سوم هستيم. ما  نه تنها مخالف جنگ هستيم بلکه هرنوع تحريم،وياانقلاب مخملي،وياهرگونه دخالت­هاي نيروهاي متجاوزامپرياليست­ها به ويژه امپرياليسم امريکا را محکوم کرده و با تمام نيروي خود درمقابل آن ايستادگي خواهيم کرد.

   گردهم آمده­ايم تا اعلام کنيم؛ خواهان حق سفر، حق طلاق، حق انتخاب پوشش، حق کنترل بر بدن، آزادي سقط جنين، دستمزد برابردر قبال کاربرابر، بيمه بيکاري براي کليه افراد درسن اشتغال، حق تشکل آزاد، و برابري در کليه عرصه­هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي هستيم. ما خواهان حق پناهندگي بدون قيد و شرط براي زنان مهاجر بويژه از کشورهاي تحت حکومت اسلام به دلايل جنسيتي شان هستيم، و در يک کلام،  خواهان رهايي زن و رهايي انسان هستيم.

   مي خواهيم فرياد بزنيم که براي رهايي و دستيابي به مطالبات­مان درپي خلق جهاني ديگرهستيم؛ جهاني که در آن از فقر، گرسنگي، اعتياد، تن فروشي، سنگسار، حجاب، ستم جنسي، تبعيض و استثمار نشاني نباشد. جهاني که مناسبات مبتني برعشق و احترام متقابل جايگزين مناسبات بورژوايي حاکم گردد. ما ايمان داريم که تحقق وماديت بخشيدن به چنين جهاني با توجه به سطح رشد بالاي تکنولوژي و منابع موجود درجهان بيش از هر زمان ديگر فراهم است.

   ما گردهم آمده­ايم تا بگوييم براي خلق

 چنين جهاني به جنبش اجتماعي و فراگير زنان نياز داريم. جنبشي که بازتاب­گر مطالبات پايه­هاي وسيع آن يعني زنان کارگر و اقشارفرودست باشد. ازاين­رو به ضرورت همبستگي و پيوند با کليه جنبش­هاي اجتماعي بويژه پيوند با جنبش کارگري معتقديم. چرا که جنبش زنان و جنبش کارگري متحد استراتژيک يکديگر براي پيشروي بسوي آينده­اي عاري از هر گونه ستم و استثمار طبقاتي و جنسيتي هستند. براي تحکيم و تقويت اين اتحاد جنبش زنان نه  فقط  بايد تلاش کند مبارزات عادلانه طبقه کارگررا ياري دهد، بلکه بايد به مبارزه­اي جدي عليه  ديدگاه­هاي مردسالارانه در صفوف اين طبقه دامن­زند.

   ما تعرض جمهوري اسلامي به فعالين جنبش زنان در ايران را محکوم مي کنيم و خواهان آزادي فوري و بدون قيد و شرط همگي آنان هستيم.

   ما در حمايت کارگران ايرباس در آلمان، از همه شما عزيزان مي خواهيم که در اعتصاب سراسري آنان شرکت کنيم.

   و يک بار ديگر فرياد مي­زنيم؛نه به جمهوري اسلامي , نه به امپرياليزم ,خلق جهان ديگري ممکن است.“

    در پايان  حضار به شرکت در جشن کارزار فرا خوانده شدند.

    جشن کارزاربابرنامه "رقص آزادي" ميترا آغاز شدوبا شعرهاي زيباي، زيباکرباسي ادامه يافت. سپس ويدا آوازخوان مقيم هلند ترانه اجراکردکه ترانه هاي سراومد زمستون،زده شعله در چمن,خاطرات زيادی رادرذهن حاضران زنده کرد.سپس موسيقي آذري اجراشد،درادامه برنامه  گيسو شاکري با ترانه هاي دلنشين، بويژه "دايه دايه وقت جنگه " شوروشوق  زيادي به حضار بخشيد.اين برنامه بعدازخوانده شدن پيام ها , به پايان رسيد

                                                    

کل مرغان

ای ملت افغان مده , دردست غيرتدبير را

درخواب غفلت تابکی , برکس منه تقصيررا

دانی که هروابستگی, باشدبسان بندگی

ايکاش بينی درزندگی , هرحلقه ی زنجيررا

کی صلح وآرامش بود, آن مردم گرسنه را

گريه کنندچون طفلکان, مادربدهدشيررا

اين دشمنان دوست نما,پروازکنندبرخاک ما

چون کلمرغان هم ازهوا, يافتندمگرنخجيررا

درخدمت بيگانگان , هررنگ که ميخواهنددهند

کی مي تواندبوی دهد, نقاش گل تصويررا

گرکسب قدرت ميکنند,به زوروزردشمنان

عبرت گيرندازديگران ,بازنام برندتقديررا

مابرضدبيگانه نيستيم , ماهم پروانه نيستيم

هرکس بمادشمن شود,سويش فگنيم تيررا

بنگر(امانت) دشمنان ,درکشورافغان چسان

بهرفريب اين وآن , بکاربرندتزويررا

 

آلمان 25- اکتبر2006

  

به پاخيزيدومبارزه بخاطرعدالت اجتماعی راادامه دهيد

 

نوشته : بيرق سرخ (Rote Fane) * ترجمه : (ح - ک ) 21 جولای 2006

      آقای ماميا ابوجمال ژورناليست 54 ساله ازسال1982تاحال درسلول مرگ درامريکازندانی ميباشد.وی درسن14سالگی عضويت انجمن دموکراتيک دفاع ازحقوق انسانهای تحت ستم ومبارزه عليه راسيسم راحاصل نمودودرسالهای1970-1981هميشه تخت تعقيب ومراقبت  FBI قرارداشت .

   درسال 1982وی راظاهرابخاطرقتل يک پوليس زندانی نمودندوتاحال مقامات پوليس و FBIقاتل بودن وی راثابت کرده نتوانسته اند. آنها وی رابخاطره ايده وآرمانهای والای انسانی اش وبخاطرمبارزه اش عليه راسيسم و سيستم غيرانسانی نسبت به سياه پوستان امريکائی وبالاخره به خاطرمقاومتش,محکوم به زندان نمودندوازمدت 24 سال بدون محاکمه منتظرتعيين سرنوشت خودميباشد.

   آقای جمال مدت 24 سال قبل دريکی ازراديوهای محلی درنواحی نيويارک امريکابحيث راپورترسياسی ايفاء وظيفه می نمودونابسامانی های جامعه اشراکه درآن حقوق اکثريت انسانهاپايمال ميشود, ازطريق برنامه های راديوئی افشأمی نمود. FBIاززمان دستگيری وی تابه حال 800 سندرابخاطر محکوميت وی ترتيب داده است.

   بتاريخ 23جون 2006 ژورناليست های بشردوست امريکاازشهرهای نيويارک , نيوجرسی,نارت کارل وينا وفلادلفيا درشهرهارلم يکی ازنواحی نيويارک , بخاطردفاع ازحقوق آقای جمال جلسة دائر کرده وخواستاررهائی فوری وی از مقامات امريکائی گرديدند.

   اين جلسه به ابتکارانسانهای آزاده دردفاع ازحقوق انسانهای تحت ستم ومبارز, عليه راسيسم امپرياليزم امريکاترتيب داده شده بود. دفاع ازآقای جمال موردتأئيدوپشتيبانی اکثريت انسانهای آزاديخواه حتی خارج از امريکانيزقرارگرفت , درشهرپاريس فرانسه يکی ازجاده هارابنام وی نامگزاری نموده اند

   يکی ازشرکت کنندگان اين جلسه ابراز نمودکه آقای جمال ديوارسکوت راشکستاند, وبی عدالتی رژيم امپرياليستی امريکاونقش وی رابمثابة پوليس جهانی جنگ افروز وقاتل خلق های افغانستان,عراق وديگرنقاط جهان,افشأنمود,خانمی اظهارداشت,بايدتمام انسانهای جهان آزادی دموکراتيک وحقوق انسانی داشته باشند. ضمنادراين نشست ليستی ازامريکائيان سياه پوست راکه توسط رژيم امريکابه قتل رسيده اندويااينکه تاحال درزندان درحالت بی سرنوشتی به سرمی برند, به مجلس ارائه نمود. مردم سياه پوست امريکاامروزعميقا زيرسلطه ی فشار, ستم , بی عدالتی وفشار های سياسی قراردارند.

   درختم جلسه شرکت کنندگان نه تنها بخاطررهائی فوری آقای جمال , بلکه بخاطريک زندگی بدون تبغيض وتعقيب و توهين سياه پوستان امريکابحث هائی رابراه انداختندوعامل اين همه بدبختی را درموجوديت سيستم امپرياليستی در امريکاارزيابی نموده وحاضرين رابه مبارزه ی مشترک بخاطربوجودآوردن يک جامعه ی دموکراتيک که درآن حقوق تمام انسانها احترام ورعايت شود, دعوت نمودند.

 

 

اخباروتبصره

بيماری روانی, توجيه ديگربرجنايات امپرياليست ها !

تظاهرات خشونت آميز هرات قربانی گرفت

   مقامات افغان ميگويندتظاهرات خشونت آميزدرشهرهرات درغرب افغانستان، منجر به کشته شدن دونفرازجمله يک مامور پليس شده است.

   مسئولان يک بيمارستان در هرات مي گويند، چهارده نفرديگرکه دراين ميان نيز حداقل چهارسربازپليس شامل هستند، در جريان تظاهرات زخمی شده و به بيمارستان منتقل شده اند.

   تظاهرکنندگان نسبت به عدم صدور مجوزبرای گشت وگذاريک نوع وسيله نقليه نفربر، دربرابر ساختمان ولايت هرات تجمع کرده بودند.

   مقامات هرات ميگويندبرای جلوگيری از ازدحام وبی نظمی درجاده های شهر، به اين نوع وسايط اجازه گشت وگذارنمی دهند.

   گزارش هاحاکيست که درجريان اعتراض

ده هانفرازراننده هانسبت به اين موضع، نيروهای امنيتی به منظور متفرق کردن تظاهرکنندگان دست به اسلحه برده و در هوا شليک کرده اند.

   افراد معترض نيز با سنگ به وسايط نيروهای امنيتی حمله برده و شيشه های چندين موتر (خودرو) را شکسته اند.

   پيش از اين هم راننده ها در هرات تظاهرات مشابه ی راه رااندازی کرده بودند ولی اين نخستين بار است که تظاهرات به خشونت کشيده می شود.

    همچنان دريک حمله هوايی نيروهای ناتو در ولايت کاپيسا،درشمال کابل، نه نفرشامل پنج زن, سه کودک ويک مرد, کشته شدند.

 

 

 

 

دوشنبه19فبروری سايت انترنتی بی بی سی

 

تبصره : قوای اشغالگرورژيم مزدوروابسته به آن درکشتاروغارت مردم بيدفاع کشور يد طولائی دارند.آنهاعامل بيکاری,فقر,مرض, گرسنگی وبيچارگی مردم بوده ودر اثر سياست استعماری آنهاست که روزبروز بر شدت فقروبيچارگی مردم افزوده ميشود. اشغالگران ومزدوران قلاده بگردن شان از تمام مزايای زندگی بهره منداندوعاملين اصلی تمام بی نظمی هاازجمله بی نظمی ترافيکی , ميباشند.

   وسيلة نقليه ی راکه ممنوع نموده اند     ”ريکشا “ نام داردکه دارندگان وراکبين آن مردم بی بضاعت مثل معلمان,مامورين پائين رتبه وکارگران وديگرزحمتکشان جامعه اندکه وسيله ی نقليه ی نداشته و توان دادن کرايه تاکسی راندارند. دولت با اين کاربرخيل بيکاران افزوده ومشکلات بيشتری رابرمردم زحمتکش ماتحميل نمود.

   همچنان درجريان تظاهرات اعتراضی که

حق مسلم آنهابود,بالای آنهاتيراندازی نموده

ودرنتيجه عدة راکشته وزخمی وحداقل يکصدنفررابنام طالب والقاعده روانه زندان نمود.اين است يکی ازاعمال رژيم ”دموکراتيک امريکائی“ درافغانستان .  

 

 

حملات خفاش گونه ی قوای اشغالگر

   سايت انترنتی بی بی سی

 

  درنيمه شب 4مارچ قوای هوائی ناتو ولسوالی گرشک ولايت هلمند راموردبمباران قرادادندکه دراثراين حملةوحشيانه حداقل بيست نفر کشته ودههانفرديگرشامل زنان وکودکان بشدت زخمی گرديدند, خانه های شان ويران ومواشی و زمين های زراعتی آنهاتخريب گرديد. ودرفردای آن شب درراه جلال آباد- تورخم به اثريک حمله انتحاری که بالای کاروان قوای امريکائی بعمل آمد, نيروهای اشغالگرآمريکايی بی پرو بالای مردمی که درمحل حادثه به کاربالای زمين های زراعتی مشغول بودند ويکتعدادشان زنان بودند,آتش گشودندکه دراثرآن 16 تن قتل عام شده واضافه از35 نفرکه حال چندين تن آنهاوخيم است , زخمی گرديده اند.

   قوماندان امنية مزدورونوکر, اين حادثه رايک سوء تفأهم خواند.

   هزاران نفر ازمردم محل باقهروغصه جمع گرديده وبرضدنيروهای اشغالگرودولت مزدور کرزی دست به تظاهرات زدندونفرت وکينه وبيزاری خودراطی شعارهائی ” مرگ برامريکا “و” مرگ بردولت کرزی “ سرداده وباچوب وسنگ دردست داشته سرک جلال آباد- تورخم رابروی ترافيک مسدودنمودند.

 

خوانندگان ميدانندکه قتل عام مردم عادت روزانة قوای اشغالگراست .اينبارنيروهای اشغالگر, بيماری روانی سربازان شان رابهانه ی حمله بمردم قرارداده وکشتاروحشيانه شان رابدين وسيله توجيه کردند.

   نيروهای اشغالگربايدبدانندکه خوشه های خشم مردم حيثيت باروت ذخيره شده راداردکه آنهارابدون مجازات نخواهدگذاشت ويقينادرآتش آن سوخته ونابود, خواهندشد.

 

 

تصويب قانون جديد مهاجرت 

  دويچه وله :  احزاب دمكرات مسيحى، سوسيال مسيحى و سوسيال دمكرات كه دولت ائتلافى را در آلمان  فدرال تشكيل مى دهند، پس از مدت ها اختلاف ، در مورد اصلاح قانون جديد مهاجرت به اين كشور به توافق رسيدند. اين لايحه كه هسته اصلى آن را مقررات مربوط به حق اقامت خارجيانى تشكيل مى دهد كه مدت زيادى است در آلمان اقامت موقت دارند، امروز به تصويب هيئت دولت رسيد. اين افراد ناگزيرند تا پايان سال ۲۰۰۹ ميلادى، دو سال ديگر كارى براى تامين معاش خود بيابند و در اين مدت از خدمات اجتماعى بيشتر محروم خواهند شد. افزون براين بايستى به زبان آلمانى آشنا باشند و در امتحان مربوط به آن موفق شوند.

 

پيک ايران اول مارچ 2007

 

 

امريکايک اسلحه جديد

ضدشورش را,آزمايش کرد

آمريکانمونه آزمايشی اسلحه جديدی را به نمايش گذاشته است که در متفرق کردن جمعيت  بدون رساندن آسيب جسمانی  به آنان قابل استفاده خواهد بود.

به گفته منابع نظامی آمريکا، اين اسلحه که از آن با نام” تفنگ اشعه ای“ ومحافظ خاموش“ نام برده شده است قادر است با ”"شليک“ اشعه به سوی جمعيت ، آنان را واداربه فرارکندومی توان آن رادرکنترل جمعيت ومقابله با شورش به کار گرفت بی آن که باعث تلفات جانی شود.

   در نمايش نمونه آزمايشی اين اسلحه در پايگاه هوايی مودی درايالت جورجيا،اين وسيله به شکل بشقابی بر بالای يک خودرو سبک نظامی نصب شده بودوآزمايش با شرکت تعدادی ازنظاميان داوطلب صورت گرفت.

   گفته ميشودکه بردموثر اين اسلحه پانصد متر است اما تا فاصله يک کيلومتری نيز بر هدف های خود تاثير می گذارد.

   کسانيکه درمعرض برخورداشعه ساطع شده ازاين اسلحه قرارگرفتندگفتندکه احساس ميکردندکه بدن آنان آتش ميگيرد.

   اين اشعه حدود 55 درجه سانتيگراد حرارت دارد اما پس از برخود با بدن انسان، باعث احساس سوزش شديد در زير پوست می شود.

   کارشناسان نظامی آمريکا اين وسيله ی جديد را به مراتب موثرتر از ساير اسلحه های غير کشنده مانند گلوله های لاستيکی توصيف کرده و گفته اند که می توان از آن برای مقابله با شورشيان احتمالی استفاده کرد بی آنکه به غيرنظاميان آسيبی برسد.

   برد اين اسلحه هم هفده برابر برد موثر گلوله های لاستيکی است.

   منابع نظامی آمريکا گفته اند اين وسيله را می توان در مواردی مانند مقابله با شورشيان در عراق يا افغانستان مورد استفاده قرار داد.

   انتظار می رود که اين اسلحه جديد تا سه سال ديگر تکميل شود و در اختيار نيروهای آمريکايی قرار گيرد.

تبصره : دولت های  امپرياليستی - ارتجاعی همواره تلاش مي ورزندتابانشاندادن سلاح های کشنده ومرگبارشان خلقهارادرحال خوف ووحشت نگهداشته وآنهاراازمبارزه ومقاومت بازدارند. آنهاتاکنون ازسلاح هاووسايط بمراتب خطرناک ترومخوف تروموادشيميائی وزهری بالای مردم کشورهای عراق , افغانستان وبسانقاط جهان بکاربرده اندکه علاوه برتلفات شديدآنی عوارض آنهاتادههاسال ازمردم مظلوم آن کشورها, قربانی خواهدگرفت .

   يقينااين سلاح جديدهم عوارضی رابه دنبال خواهدداشت چنانکه خودشان متذکرميشوند” کسانيکه در معرض برخورد اشعه ساطع شده ازاين اسلحه قرارگرفتند گفتندکه احساس ميکردندکه بدن آنان آتش ميگيرد. “ ويااينکه ” اين اشعه حدود 55 درجه سانتيگراد حرار